English Version
This Site Is Available In English

بشکافید آنچه شکافتنی نیست

بشکافید آنچه شکافتنی نیست

دانایی سربازهایی هستند که از قلعه عقل محافظت می‌کنند تا هر کسی با هر حیله و خواسته‌ای نتواند به قلعه عقل نفوذ کند. خیلی‌ها با لباس مبدل سعی می‌کنند وارد قلعه شوند، مثلاً شخصی می‌گوید من پزشک هستم و پادشاه بیمار است آمده‌ام تا پادشاه را درمان کنم، سربازان دانایی مواظب هستند تا این شخص با حیله و نیرنگ وارد قلعه نشود و از او کارت شناسایی می‌خواهند تا شخص آن‌ها را فریب ندهد. وقتی وارد قلعه شد تصمیمات غلط گرفته می‌شود زمانی که عقل یا حاکم اطلاعات غلط دریافت کرد تصمیمات غلط گرفته می‌شود، آن موقع است که عقل اشتباه می‌کند. اگر عقل را به قاضی درون تشبیه کنیم در دو صورت می‌تواند تصمیم غلط بگیرد، زمانی که تحت فشار باشد و زمانی که به او پیشنهاد رشوه می‌شود.

تحت فشار بودن به این صورت است که مثلاً ممکن است یکی از اعضای خانواده‌اش را گروگان بگیرند تا حکم غلط بدهد، اعتیاد هم نوعی تحت فشار بودن است. کسی که اعتیاد دارد عقل او تحت فشار میلیاردها سلول قرار می‌گیرد؛ اگر دانایی عقل یا حاکم اندک باشد، بلافاصله تسلیم می‌شود و مواد مورد نیاز را در اختیار ساکنین این شهر که همان سلول‌ها هستند قرار می‌دهد؛ اما اگر سربازان دانایی حواس خود را جمع کنند به این افراد اجازه ورود نمی‌دهند.

عقل در یک زمان دیگر نیز تحت فشار قرار می‌گیرد و آن زمانی است که به او پیشنهاد رشوه می‌شود. مصرف موادمخدر در ابتدا باعث ایجاد شادی و سرمستی می‌شود مثل خوردن مشروبات الکلی، مصرف دیگر مواد‌مخدر یا انجام کارهای ضد‌ارزشی، مثل زمانی که غیبت می‌کنیم ابتدا لذت می‌بریم؛ ولی شب موقع خواب انرژی شما را صفر می‌کند.

انجام اعمال ضد‌ارزشی مثل مصرف مواد‌مخدر در ابتدا جذاب است؛ ولی بعد مثل یک وام غیر متعارف با بهره زیاد هر آنچه به تو داده چندین برابر از تو پس می‌گیرد. در اینجا دانایی فرمانروای بزرگ محدود است؛ ولی بایستی با آگاهی سربازان دانایی در جهت صعود حرکت کند و در مورد مسائلی که نمی‌تواند درستی یا نادرستی آن‌ها را تشخیص دهد، تسلیم نشود و تمام این‌ها توسط ذرات نفس انجام می‌گیرد.

 آنچه تعیین موجودیت می‌کند در ظاهر و باطن، نفس است و نشانه‌اش این است که خواسته دارد. نفس در همه انسان‌ها یکی است؛ ولی کلاس و مرتبه‌اش فرق می‌کند. نفس دارای سه مرتبه، نفس اماره، لوامه و مطمئنه است.

نفس اماره پایین‌ترین مرتبه نفس در انسان و بالاترین مرتبه در حیوان است. نفس اماره همان است که قبل از جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ در آن مرحله بودیم، یعنی کارهای ضد‌ارزشی و خلاف می‌کردیم و لذت می‌بردیم، مثل غیبت کردن یا مصرف مواد‌مخدر و ... .

 ولی نفس لوامه یا سرزنش‌کننده مرتبه‌ای از نفس است که وقتی کار خطایی می‌کنی ناراحت می‌شوی و سرزنشت می‌کند. زمانی که دروغ می‌گویی یا آدامس نیکوتین خود را نمی‌خوری و سفر خود را خراب می‌کنی و همه این کارها را انجام می‌دهی پشیمان می‌شوی، این مرحله نفس لوامه است. زمانی که همه این‌ها به تو پیشنهاد شد و تو با سربلندی گفتی انجام نمی‌دهم در این صورت به نفس مطمئنه رسیده‌ای.

اگر به انسان انجام کار منفی مثل کشیدن یک نخ سیگار پیشنهاد شد این فکر که کسی متوجه نمی‌شود بعداً همه‌چیز درست می‌شود، اگر تو قبول نکردی صدایی که تو را به ضدارزش‌ها دعوت می‌کند، صدای نفس اماره است و آن صدایی که به ارزش‌ها دعوت می‌کند صدای عقل تو است. اینکه ما حرف کدام یک را گوش بدهیم، به دانایی ما بستگی دارد.

 مثلث دانایی دارای سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش است که باید یکسان رشد کنند تا تعادل برقرار شود.

وقتی ما دانایی موثر نداشته باشیم نمی‌توانیم بفهمیم مثلاً یک سیب چه طعمی دارد یا انجام یک کار ارزشی چقدر خوب و لذت‌بخش است.

در وادی چهاردهم کتاب عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود، نوشته مهندس حسین دژاکام (بنیان کنگره۶۰) آمده است که «بشکافید آنچه شکافتنی نیست.» یعنی اینکه اطلاعات و آگاهی خود را بالا ببریم تا به سمت ارزش‌ها نزدیک شویم و حال خود را بهتر کنیم و به آرامش بیشتری دست پیدا کنیم.

چه زمانی حال من خوب می‌شود! وقتی که گوش به فرمان راهنما و کنگره باشم که همان فرمان خداوند است. زمانی که من از یک موضوعی عصبانی می‌شوم آن زمانی است که استرس دارم، مثل زمانی که امتحان دارم و من درس نخوانده‌ام و تکالیفم را درست انجام نداده‌ام این باعث استرس در من می‌شود؛ ولی اگر دانایی خود را بالا ببرم و به این فهم برسم که باید تلاش بیشتری کنم، در این صورت استرس من از بین می‌رود یا زمانی که سوار بر ماشین‌ خود هستم و کمربند را بسته‌ام دیگر استرس ندارم و هرجا پلیس دیدم می‌دانم که آن پلیس برای امنیت من آن‌جا ایستاده تا دچار حادثه نشوم و این فهم به دانایی من بستگی دارد.

اگر من سی‌دی‌ها را خوب، مرتب و منظم بنویسم؛ پس از مدتی در درونم یک اتفاقی می‌افتد، یعنی اطلاعات و دانایی من بیشتر می‌شود و باعث تغییرات خیلی خوب در زندگی‌ام می‌گردد.

امیدوارم در کنگره بتوانم سطح دانایی خود را به گونه‌ای که باعث آرامش من شود بالا ببرم و بتوانم خدمت‌گزار خوبی باشم.

نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مهناز (لژیون یازدهم)

رابط خبری: همسفر بهجت رهجوی راهنما همسفر مهناز (لژیون یازدهم)

ویرایش و ارسال: راهنمایی تازه‌وارداین همسفر زهره نگهبان سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .