اولین جلسه از دوره سوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ويژه مسافران و همسفران با استادی دیده بان محترم آقای علیرضا زرکش و نگهبانی ایجنت محترم راهنما مسافر جلال و دبیری مسافر ابوالفضل با دستور جلسه دانایی،دانایی موثر و سواد «جشن هفته دیده بان» شنبه 7 شهریور 1405 ساعت 16 آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان، علیرضا هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که یکبار دیگر در شعبه صفادشت حضور دارم. جلسه امروز، جشن هفته دیدهبان است.
همهچیز در زندگی حکمتی دارد؛ حکمتی که گاه در ابتدای مسیر برای ما مجهول است، اما «پذیرش» کلیدی است که درهای بسته را به روی ما میگشاید.
هفته دیدهبان را به تمام اعضای خانواده بزرگ کنگره ۶۰ تبریک میگویم. همچنین فرصت را غنیمت میشمارم تا از تمامی خدمتگزاران صبور و بیادعای کنگره که با عشقی بلاعوض مسیر را برای ما هموار میکنند، صمیمانه سپاسگزاری کنم.
واقعیت این است که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، پیوندی عمیق میان ما برقرار است؛ چراکه زندگی در انزوا سرانجامی جز شکست ندارد. بزرگترین معجزهای که کنگره ۶۰ برای ما رقم میزند، بیرون کشیدن ما از پیله حقارت، تاریکی و تنهایی دوران اعتیاد است. اینجا، در دل جمعی که با عشق به یکدیگر گره خوردهاند، میآموزیم که چگونه دست یکدیگر را بگیریم و با همراهی هم، مسیر رشد را طی کنیم.
(1).jpg)
بسیاری از انسانها در طول عمر خود از این موهبت بینصیب میمانند و بدون آنکه طعم حضور در چنین جمع سازندهای را بچشند، از دنیا میروند. اما ما توفیق یافتیم که در این مسیر قرار بگیریم.
دام اعتیاد همان تاریکی بود که در آن گرفتار شده بودیم؛ هرچه بیشتر دستوپا میزدیم، عمیقتر در تاریکی فرو میرفتیم. اما با ورود به کنگره و پذیرش آموزشها، راهی برای خروج از این تاریکی برایمان نمایان شد.
اما باید بدانیم که خروج از تاریکی و درمان اعتیاد در سفر اول، پایان راه نیست. وقتی یک تازهوارد با دنیایی از ناامیدی، خستگی و «رنگ خاکستری» وارد کنگره میشود، انتظار دارد دنیا برایش تغییر کند. اما سفر یازدهماهه تازه آغاز یک فصل جدید است. تصور کنید ماشینی که در چاله افتاده، اکنون بیرون آمده است؛ این یعنی تازه موتور روشن شده و آماده حرکت در جاده هستیم. تازه باید از آن خاکستری غمزده جدا شد و رنگهای تازه زندگی، دانایی مؤثر و درک عمیق را تجربه کرد.
در ابتدای مسیر، ما «رهجو» هستیم؛ به دنبال راه میگردیم تا از تاریکی خارج شویم. اما وقتی در مسیر قرار گرفتیم و حرکت کردیم، دیگر نمیتوانیم در جایگاه رهجو باقی بمانیم؛ باید به «رهرو» تبدیل شویم. رهرو کسی است که در مسیر پیمایش میکند، خستگیناپذیر حرکت میکند و برای رسیدن به خودش تلاش میکند.
(1).jpg)
دیدهبانهای محترم، الگوی زنده این مسیر هستند؛ کسانی که سفر اول را به پایان رسانده، به فهمی نسبی از خویشتن رسیدهاند و اکنون تمام تلاش خود را میکنند تا در مسیری حرکت کنند که هویت و رنگ حقیقیشان در زندگی مشخص شود.
امیدوارم همه ما با حرکت در این مسیر، نهتنها از بند اعتیاد، بلکه از بند تنهایی و منیت رها شویم و به جایگاهی که شایسته آن هستیم، دست یابیم.
در کنگره ۶۰، ما یاد میگیریم که انرژی خود را به جای تمرکز بر محدودیتها، صرف توانمندیهایمان کنیم. در مسیر درمان و رهایی، وقتی از خود میپرسیم: «چه کاری از دست من برمیآید؟» در واقع دریچهای از توانمندی به روی خود گشودهایم. هرچه در این مسیر پیش میرویم، متوجه میشویم که تواناییهای ما در حال گسترش است.
کنگره ۶۰ برای من مانند سفرهای پربار و «خوشطعم» است که برای همه ما، از سفر اولی و مرزبان گرفته تا همسفر، پدر، مادر و فرزند، پهن شده است. وقتی پای صحبتها و آموزشهای کنگره مینشینیم، چنان حلاوت و شیرینی در آن است که به هیچ قیمتی حاضر نیستیم آن را رها کنیم. این سفره متعلق به تکتک ماست؛ مشروط بر اینکه بدانیم چگونه از آن بهره ببریم.
(1).jpg)
مهمترین دریچه ورود به جهانبینی درست، «بخشندگی» است. اگر میخواهیم جهانبینی ما ارتقا یابد، باید تمرین گذشتن و بخشش کنیم؛ گذشتن از مادیات و پول، گذشتن از منیتها و گذشتن از خواستههای نامعقول نفس. وقتی از سد این تعلقات میگذریم، تازه درک میکنیم که جهانبینی یعنی چه و چگونه میتوانیم تصاویر زندگی را شفافتر ببینیم. این بخشش فقط یک عمل فیزیکی نیست، بلکه پیوندی است که دیدگاه ما را نسبت به کل هستی تغییر میدهد.
در کنگره، همهچیز بر پایه «ارتباط» جاری میشود. وقتی در جایگاه خدمت قرار میگیریم، وقتی در جشنها مشارکت میکنیم یا حتی در سادهترین کارها، مانند تقدیم پاکت به خدمتگزاران و دیدهبانان، شرکت میکنیم، در حال ساختن یک ارتباط عمیق هستیم. این ارتباط، کانال جاری شدن انرژی و آموزش است. اگر این حلقه ارتباطی با قوانین کنگره و با دیگر انسانها برقرار نشود، آن اتفاقی که باید بیفتد، جاری نخواهد شد.
(1).jpg)
ما در کنگره یاد میگیریم که به جای خدمت به خواستههای نفس خود، به دیگران و کسانی که درد مشترک دارند، خدمت کنیم. این خدمت همان «ارتباط» است که ما را از بند تنهایی رها میکند.
در نهایت، هدف ما در کنگره چیزی فراتر از درمان جسم است. ما از آگاهی محدود فردی خود به سمت «آگاهی جمعی» و در نهایت «آگاهی مطلق» حرکت میکنیم. کنگره به ما میآموزد که چگونه از حصار منیت بیرون بیاییم و به آن دانایی وسیعتری دست پیدا کنیم که بتوانیم صدای هستی را بشنویم و با تمام وجود در مسیر صراط مستقیم، همگام با جهان هستی حرکت کنیم.
یکی از ارزشمندترین آموزههای کنگره ۶۰ برای ما مسافران، تغییر زاویه دید است؛ اینکه به جای تمرکز بر محدودیتها و «آنچه نمیتوانیم انجام دهیم»، بر داشتهها و «آنچه در توان داریم» متمرکز شویم. هرچه در این مسیر پیش میرویم، دایره توانمندیهای ما گستردهتر میشود. در کنگره، هر چالشی که با آن روبهرو میشویم، میتواند به جای یک مانع، به یک سکوی پرتاب تبدیل شود. این فرصت برای همه مهیاست؛ برای سفر اولی، مرزبان، دیدهبان و حتی برای یک همسفر در نقش پدر، مادر یا فرزند.
.jpg)
بسیاری از ما دچار این خطای بزرگ میشویم که فکر میکنیم صرف حضور طولانیمدت در کنگره، به معنای رسیدن به مقصد است. کسی را میبینیم که میگوید: «من ده سال است اینجا هستم!» اما آیا واقعاً در این ده سال، او با تمام وجود در مسیر بوده است؟
کنگره برای ما ظرفی پر از مطالب کاربردی و زنده است؛ اما اگر ما فقط در ظاهر حضور داشته باشیم و از کلام و رفتار دیگران لذت نبریم، مانند مسافری هستیم که تنها مسیر را طی میکند، اما هرگز آن را نمیبیند. عدالت مسیر برای همه یکسان است، اما آنچه تفاوت ایجاد میکند، کیفیت سفر ماست. ما نباید فقط مانند سربازی باشیم که وظیفهاش را انجام میدهد تا به پایان برسد؛ ما باید مسافری باشیم که در هر قدم، وضعیت سفر خود را به سوی سلامت و درست بودن اصلاح میکند.
اگر بخواهم از بزرگترین لطفهایی که کنگره در حق من کرده است بگویم، باید از «لژیون سردار» و از آن حسی بگویم که شبیه مادری است که چنان با بخشندگی و مراقبت با تو برخورد میکند که گویی «آب از دستش نمیچکد». این یعنی آنقدر سرشار از عطای معنوی است که برای تو مایه گذاشتن ندارد.
.jpg)
وقتی به این نگاه بنگریم، میبینیم چقدر انسانها میتوانند راحت و با عزت، لوازمی را که به آن وابسته هستند کنار بگذارند. چقدر راحت میتوان ثروتمند شد، اگر ثروت را در «بخشندگی» جستوجو کنیم. چقدر راحت میتوان از تعلقات مادی و نفسانی جدا شد، اگر بدانیم کلید قدرت در همین رهایی نهفته است.
گاهی در مسیر با کسانی روبهرو میشویم که شاید در ظاهر به ما بگویند: «هرچه میخواهی بگو، مهم نیست!» یا «هرطور میخواهی رفتار کن، اینجا کسی گیر نمیدهد.» اما ما میدانیم که این نوع نگاه، راه رشد نیست. اگر همهچیز را بیاهمیت بدانیم، در واقع اهمیت خودمان و مسیرمان را هم زیر سؤال بردهایم.
.jpg)
در کنگره، ما یاد میگیریم که به جای بیخیالی، مسئولیتپذیر باشیم. ما یاد میگیریم که به جای خدمت به خشم و خواستههای نفس، به حقیقت و به دیگرانی بپردازیم که با ما درد مشترک دارند.
بیایید از مرحله «فقط حضور داشتن» عبور کنیم و به مرحله «تجربه کردن و بخشیدن» برسیم. اجازه بدهید آموزههای کنگره در وجود ما بارور شود. این تنها راهی است که میتوانیم از تاریکی گذشته به روشنایی آگاهی و دانایی برسیم.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تایپ : مسافر میثم خدمتگزار سایت
ویراستاری و ارسال: مسافر حسن خدمتگزار سایت
عکس: مسافرعلی خدمتگزار سایت
مسافران نمایندگی صفادشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
225