جلسه ششم از دوره دهم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ به استادی راهنمای محترم مسافر کیان، نگهبانی مسافر میثم و دبیری راهنمای محترم مسافر علی با دستور جلسه * دانایی، دانایی موثر، سواد * روز شنبه 7 شهریورماه راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز، دانایی و دانایی مؤثر است؛ موضوعی که به اعتقاد من یکی از بزرگترین چالشهای زندگی خود من بوده است. مدتها از خودم میپرسیدم: چرا زندگی من تغییر نمیکند؟ چرا جایگاه اجتماعی من تغییر نمیکند؟ چرا در روابط من با خانواده تغییر محسوسی ایجاد نمیشود؟ چرا با وجود اینکه به کنگره میآیم، آموزش میگیرم، سیدی مینویسم و مطالب زیادی را مطالعه میکنم، هنوز در زندگی خود با چالشهای مختلفی مواجه هستم؟
گاهی حتی مطالب آموزشی را به خوبی میدانم و میتوانم برای دیگران درباره وادیها، قضاوت، قیاس و مسائل جهانبینی صحبت کنم؛ اما وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم، میبینم هنوز با خودم، همسرم، مسافرم، برادرم و اطرافیانم مشکلاتی دارم. اینجاست که مفهوم دانایی و دانایی مؤثر برای من اهمیت پیدا میکند. در کنگره آموزش میگیریم، اما دانایی صرفاً به معنای جمعآوری اطلاعات نیست. ممکن است انسان اطلاعات فراوانی داشته باشد، اما این اطلاعات بهتنهایی نمیتوانند زندگی او را تغییر دهند. اگر دانشی که به دست آوردهام فقط در ذهن من باقی بماند، مانند این است که اطلاعات زیادی را در یک جدول یا کتاب حفظ کرده باشم. ممکن است بتوانم به سؤالات پاسخ بدهم، اما اگر نتوانم از آن آموختهها در زندگی خود استفاده کنم، این دانایی هنوز به مرحله اثرگذاری نرسیده است. به همین دلیل، دانایی مؤثر مطرح میشود؛ یعنی آنچه را که آموختهایم، بتوانیم در زندگی اجرا کنیم و نتیجه آن را ببینیم. برای مثال، ممکن است من بهخوبی بدانم قضاوت کردن دیگران کار درستی نیست، اما اگر دائماً رفتار دیگران را بررسی و قضاوت کنم، هنوز دانایی من مؤثر نشده است. گاهی انسان عیب دیگران را بهخوبی میبیند، اما نسبت به عیبهای خودش آگاهی ندارد. به تعبیر معروف، خار را در چشم دیگران میبیند، اما چیزی بسیار بزرگتر را در چشم خودش نمیبیند. مهندس در یکی از آموزشهای خود داستان فردی را بیان میکند که سنگ جمع میکرد و با الاغ خود آنها را از کوه پایین میآورد. او تمام سنگها را در یک طرف خورجین قرار میداد و برای حفظ تعادل، خودش نیز در طرف دیگر مینشست.
.jpg)
شخصی که از آنجا عبور میکرد، به او گفت چرا سنگها را بین دو طرف خورجین تقسیم نمیکنی تا بار متعادل شود؟ مرد از این پیشنهاد بسیار خوشحال شد و تصور کرد با فرد بسیار دانایی روبهرو شده است. در ادامه با یکدیگر همراه شدند و او درباره زندگی آن شخص سؤال کرد. متوجه شد آن فرد نه شغلی دارد، نه خانوادهای، نه زمینی و نه اندوختهای. در نهایت، مرد متوجه شد دانایی آن شخص، اگرچه در همان لحظه یک راهکار درست به او داده بود، اما در زندگی خودش به مرحله اجرا و اثرگذاری نرسیده است. این داستان برای من یک پیام مهم دارد: دانستن بهتنهایی کافی نیست؛ دانایی زمانی ارزشمند است که به عمل تبدیل شود. در جهانبینی کنگره، دانایی به معنای قدرت تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباس تعریف میشود. ممکن است من بدانم سیگار کشیدن میتواند دوباره مرا به سمت مصرف مواد مخدر سوق دهد، اما اگر با وجود این آگاهی همچنان به مصرف سیگار ادامه دهم، نشان میدهد که دانایی من هنوز به مرحله مؤثر نرسیده است. برای رسیدن به دانایی مؤثر، مثلث دانایی یعنی تفکر، تجربه و آموزش اهمیت پیدا میکند و این فرآیند با تکرار و تمرین، به تدریج در وجود انسان شکل میگیرد. به نظر من یکی از مهم ترین مسائل این است که انسان به جای بررسی دائمی دیگران، خودش را بررسی کند. من در گذشته بسیار قضاوت میکردم، مقایسه میکردم و نسبت به رفتار دیگران واکنش نشان میدادم. گاهی یک جمله یا رفتار ساده از طرف شخصی میتوانست ذهن مرا برای مدت زیادی درگیر کند. اما به مرور متوجه شدم بخش زیادی از این مشکلات، به افکار و منیت خود من مربوط میشود. انسان ممکن است آن قدر درگیر قضاوت دیگران شود که تمام انرژی خود را صرف پیدا کردن اشکالات آنها کند و از دیدن مسائل درونی خودش غافل شود. گاهی حتی دانایی، اگر با تزکیه و پالایش همراه نباشد، میتواند به منیت تبدیل شود و همان دانایی که قرار بوده به انسان کمک کند، در جهت عکس عمل کند. به همین دلیل لازم است انسان به درون خود مراجعه کند و با مسائل و تاریکیهای درونی خود روبه رو شود. این کار آسان نیست، اما گاهی مشکلات و چالشهای زندگی باعث میشوند آنچه در درون ما پنهان است، آشکار شود.
و در ادامه رهایی مسافر محمد امین، غلام رضا و علی از لژیون چهارم و مسافر احسان از لژیون اول همچنین رهایی سفر ویلیام مسافر میثم از لژیون اول:
.jpg)
.jpg)

.jpg)
سایت نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
303