English Version
This Site Is Available In English

دانایی، پلی میان آموزش و عمل

دانایی، پلی میان آموزش و عمل

انسان در مسیر زندگی همیشه در حال انتخاب کردن است. هر لحظه که خواسته‌ای در درون ما شکل می‌گیرد، باید تشخیص دهیم که کدام خواسته درست و کدام نادرست است. در نگاه کنگره۶۰، یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که به انسان کمک می‌کند تا این تشخیص را به دست آورد، دانایی است. دستورجلسه «دانایی، دانایی مؤثر، سواد» از موضوعات مهم جهان‌بینی در کنگره۶۰ است؛ زیرا درمان فقط به معنای قطع مصرف مواد نیست، بلکه انسان باید نگرش، تفکر و عملکرد خود را نیز تغییر دهد. در واقع، اگر دانسته‌های ما تنها در ذهن باقی بمانند و در زندگی به کار گرفته نشوند، هنوز به مرحله دانایی مؤثر نرسیده‌ایم.

دانایی چیست؟ در آموزش‌های جهان‌بینی کنگره۶۰، دانایی به معنای قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌هاست؛ این‌که بتوانیم تشخیص دهیم خواسته‌ای که در وجود ما شکل گرفته، به صلاح ما هست یا خیر. ممکن است انسان اطلاعات زیادی داشته باشد، کتاب‌های زیادی خوانده باشد یا تحصیلات دانشگاهی بالایی داشته باشد؛ اما این موضوع به‌تنهایی به معنای دانا بودن نیست. برای مثال، ممکن است فردی بداند دروغ گفتن کار نادرستی است؛ اما در شرایط مختلف دروغ بگوید. عصبانیت باعث تخریب خودش و اطرافیان می‌شود، ولی هنگام خشم نمی‌تواند خودش را کنترل کند.

مصرف مواد مخدر باعث تخریب‌هایی در جسم و روان می‌شود؛ اما باز هم با توجه به این‌که همه این‌ها را می‌داند، توانایی مقابله با خواسته‌های ضدارزشی خود را ندارد. پس دانستن یک موضوع با توانایی انجام دادن آن موضوع تفاوت دارد. در آموزش‌های کنگره۶۰، مثلث دانایی با سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش شناخته می‌شود. این سه ضلع باید در کنار یکدیگر رشد کنند. اگر فقط آموزش ببینم؛ ولی تفکر نکنم، احتمال دارد اطلاعات زیادی داشته باشم؛ اما نتوانم از آن استفاده کنم. همچنین در ضلع تجربه و تفکر هم همین‌طور است؛ تجربه دارم، ولی اگر از آن درس نگیرم، بارها یک اشتباه را تکرار می‌کنم. تفکر می‌کنیم؛ اما آموزش صحیح و درستی نداشته‌ایم و در پایان به نتیجه درستی نمی‌رسیم. بنابراین، آموزش صحیح، تفکر و تجربه باید در کنار هم قرار بگیرند تا دانایی شکل بگیرد.

دانایی مؤثر یعنی چه؟ تفاوت اصلی دانایی و دانایی مؤثر در عملی شدن دانسته‌هاست. ممکن است من بدانم چه کاری درست است؛ اما تا زمانی که آن دانسته را به اجرا درنیاورم، تغییر چندانی در زندگی‌ام ایجاد نمی‌شود. دانایی مؤثر یعنی دانسته‌هایم از ذهن خارج شوند و در رفتار و عملکرد من دیده شوند. مانند زمانی که من می‌دانم باید به‌موقع در جلسات حاضر شوم؛ اما همیشه دیر می‌رسم، دانستن من هنوز تبدیل به دانایی مؤثر نشده است. می‌دانم باید به راهنما احترام بگذارم و آموزش‌های او را اجرا کنم؛ اما اگر فقط در حد حرف باقی بماند، باز هم دانایی من مؤثر نشده است. دانایی مؤثر زمانی اتفاق می‌افتد که تفکر، آموزش و تجربه در عمل به تعادل برسند و نتیجه آن در رفتار انسان دیده شود.

در آموزش‌های کنگره نیز تفاوت دانایی و دانایی مؤثر، با همین توانایی تبدیل تشخیص به عمل، بارها توضیح داده شده است و همچنین بیان شده که سواد و دانایی با یکدیگر تفاوت دارند. یکی از قسمت‌های بسیار زیبای این دستورجلسه، قرار گرفتن واژه «سواد» در کنار دانایی است. سواد می‌تواند به ما کمک کند که آموزش ببینیم و اطلاعات بیشتری به دست بیاوریم؛ اما سواد به‌تنهایی تضمین‌کننده دانایی نیست. ممکن است فردی تحصیلات دانشگاهی بالایی داشته باشد؛ اما در زندگی شخصی خود نتواند تصمیم‌های درستی بگیرد. در مقابل، فردی تحصیلات زیادی نداشته باشد؛ اما به دلیل آموزش، تجربه و تفکر صحیح، در بسیاری از مسائل زندگی تصمیم‌های عاقلانه‌ای بگیرد.

در کتاب «عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر» نقل شده است که میزان دانایی را نباید با سواد و ظاهر اجتماعی انسان یکی دانست؛ بلکه معیار مهم، نوع اندیشه و رفتار انسان است و سواد تنها می‌تواند یکی از ابزارهای رشد باشد؛ اما دانایی چیزی فراتر از داشتن مدرک و اطلاعات است. «مثلث دانایی و مثلث جهالت» در مقابل یکدیگر قرار دارند و ترس، منیت و ناامیدی از اضلاع مثلث تشکیل جهالت هستند.

انسان آموزش می‌گیرد و می‌داند چه عملی درست است؛ اما ترس اجازه حرکت کردن به او را نمی‌دهد. همچنین، منیت در شخص باعث می‌شود تصور کند از دیگران بیشتر می‌داند و دیگر نیازی به آموزش ندارد. زمانی که ناامیدی به وجود می‌آید نیز، با توجه به اطلاع از راه و عمل درست، شخص از تلاش و کوشش دست برمی‌دارد.

نویسنده: همسفر لیلا، رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر الهه، رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)، نگهبان سایت
باشگاه تیراندازی با کمان همسفران خانم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .