بار دیگر صحبت از مهمترین مسئله وجودی انسان به میان میآید که آیا دانایی یا سواد مهم است؟ آیا دانایی به تنهایی کافی است یا انسان باید در پی چیزی فراتر از آن باشد؟ در ابتدا که وارد کنگره شدم، فکر میکردم من هم از دانایی سهمی دارم؛ اما با گذشت مدتی که از آموزشهای کنگره بهرهمند شدم، تازه متوجه شدم دانایی آن چیزی نیست که من تصور میکردم. تفکر تنها قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن است؛ یعنی من با خود میاندیشیدم برای پیدا کردن و تشخیص مسیر خود در زندگی فقط فکر کنم، میتوانم مسیر درستی را پیدا کنم؛ در حالی که در کنگره گفته میشود همهچیز در هستی بهصورت یک مثلث است که سه ضلع دارد.
من برای تشخیص درست باید سه ضلع مثلث دانایی را داشته باشم و آنها را با هم رشد بدهم. اگر فقط آموزش ببینم؛ اما تجربه و آزمایش در مورد آن نداشته باشم، نمیتوانم بگویم به آن کار توانا شدهام؛ باید در کنار انسانهای دیگر باشم، شاگردی و فرمانبرداری کنم، خدمت کنم، سختی و رنج بکشم تا درون آن سختی یاد بگیرم چگونه درست حرکت کنم. اگر دانایی به دست آورم، میتوانم قدرت تشخیص در خواستههای خود داشته باشم و زمانیکه نیروهای منفی به سراغ من میآیند، بدانم اکنون باید در کجا باشم و چه عکسالعملی در مقابل آن نشان بدهم.
هر شخصی نقاط ضعفی دارد که همیشه سعی میکند آنها را بپوشاند؛ اما من باید توانایی، شجاعت پیدا کردن و تقویت آن نقاط را داشته باشم که این نیاز به آموزش و پذیرش دارد. در ادامه باید تلاش کنم و سختی بکشم تا بتوانم آنها را قوی کنم که نتیجه آن درخشان خواهد بود و به تعادل خواهم رسید؛ یعنی توانستهام دانایی خود را کاربردی کنم که همان رسیدن به دانایی مؤثر است. برخی مواقع انسانها فکر میکنند اگر باهوش و بااستعداد باشند در زندگی موفق هستند؛ اما اگر ندانند چگونه باید زندگی کنند، چگونه با دیگران رابطه برقرار کنند، چگونه غذا بخورند و لباس بپوشند، نمیتوانند موفق باشند.
آقایامین در سیدی دانایی میفرمایند: «علم مانند یک کلید در دست انسان است؛ اما دانایی این است که بدانی چگونه و در چه جهتی از آن استفاده کنی». به گفته آقای خدامی نشانه دانایی درنهایت به تفکرات و اعمال ما منتهی میشود؛ اینکه انسانی بیندیشیم و به رفتارها، عمل و سخن آزمایش الهی بدهیم؛ بنابراین رشد دانایی یعنی رسیدن به تعادل، قدرت تشخیص و تکامل عقل. تکامل عقل یعنی قدرت حل مسائل و این با دانایی اتفاق میافتد؛ باید تلاش کنیم به دانایی برسیم تا به تعادل لازم دست پیدا کنیم. در پایان به این نکته اشاره کنم که من حدود ۹ سال است در مسیر کنگره قرار دارم و سالها زمان سپری شد تا در پناه آموزشها به مقداری از دانایی برسم. من فکر میکنم باید سالها در کنار بزرگان کنگره و در پرتو آموزشهای آقایمهندس دژاکام قدم بردارم تا روزبهروز بر دانایی من افزوده شود تا بتوانم به نفس مطمئنه برسم و در آنجا آرامش کامل کسب کنم.
نویسنده: راهنما همسفر آذر
ویرایش و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چرمهین
- تعداد بازدید از این مطلب :
66