English Version
This Site Is Available In English

کارگاه آموزشی ویلیام هفته دیده بان

کارگاه آموزشی ویلیام  هفته دیده بان

دوازدهمین  جلسه از دور چهل و دومین جلسات ویلیام وایت پارک طالقانی بااستادی مسافر نیکوتین علی اکبر و نگهبانی مسافر نیکوتین حمید رضا و دبیری مسافر نیکوتین مجتبی بادستور جلسه هفته دیده بان روز جمعه مورخه06شهریور۱۴۰۵راس ساعت ۷:۳۰در محل پارک طالقانی آغاز به کار نمود خلاصه سخنان استاد :

خداوند را سپاس می‌گویم که یک‌بار دیگر در حضور شما دوستان هستم و این مسئولیت و خدمت مهم توسط آقا حمید به من واگذار شده است تا بتوانم آن را به خوبی انجام دهم. درباره خودِ جلسه حرفی نیست، اما مهم دستور جلسه ما یعنی هفته دیده‌بان است. وقتی برای این استادی دعوت شدم، پیش خودم فکر کردم که چرا و چگونه من برای این جایگاه انتخاب شدم. این انتخاب توسط دوستانم برای من بسیار ارزشمند است.

هفته دیده‌بان را به همه دیده‌بان‌های محترم و زحمتکش تبریک می‌گویم. من صحبت‌های دیده‌بان‌های محترمی مثل آقای سلامی، حکیمی و خدامی را مطالعه می‌کردم و نتیجه‌ای که گرفتم این بود که هیچ‌کدام از آن‌ها کوچک‌ترین اشاره‌ای به جایگاه خود به عنوان دیده‌بان نکردند؛ همه‌اش فقط درباره خدمت بود. آن‌ها خودشان را در برابر مسافران کنگره که حدود دویست هزار نفر هستند، آن‌چنان متواضع و کوچک می‌دیدند که درک این همه افتادگی برای من دشوار بود.

آقای سلامی اشاره کرده بودند که از همان بیست و پنج سال پیش که درمان شروع شد، تمرکز اصلی بر مسئله دانشگاه بود تا بتوانند دانشگاه را بسازند. از سال ۱۴۰۱ تأسیس دانشگاه آغاز شد و این حرکت عظیم توسط دیده‌بان‌هایی پیش برده شد که با خدمت خود توانستند جایگاه کنگره را بالا ببرند. صبر، استقامت و حوصله‌ای که آقای مهندس در مسیر درمان اعتیاد به خرج داد، واقعاً مثال‌زدنی است. در ابتدا تعداد بسیار کمی بودند؛ گاهی شرایط بسیار نامنظم بود و افرادی که در جایگاه استاد بودند، خودشان درگیر مصرف یا مستی بودند و سخنرانی می‌کردند. اما آقای مهندس با صبوری ایستادگی کردند و گفتند که باید ذره‌ذره و گام‌به‌گام جلو برویم. این استقامت باعث شد هر هدفی که داشتند به مرحله اجرا برسد.

دانش در کنگره حرف اول را می‌زند. همان‌طور که در متون آمده، ما از علوم برای پیشبرد کارهای مشترک استفاده می‌کنیم، به شرطی که محکم و عمیق باشد. تمام دیده‌بان‌ها در این مسیر حرکت کردند تا گره‌های زندگی دیگران را باز کنند. آن‌ها شب و روز خود را گذاشتند تا منِ گمراه بتوانم مسیر درست را پیدا کنم. من دوازده سال است که مسیر زندگی‌ام را پیدا کرده‌ام. هفتاد سال گمراهی و تاریکی کم نیست؛ من نه سلامتی داشتم و نه تفکر درستی، اما کنگره مرا هدایت کرد. به واسطه دیده‌بان‌هایی که زندگی‌شان را وقف رهایی کردند، من از تاریکی به رهایی رسیدم و بعد از آن خدمتگزار شدم و توانستم بیش از صد نفر را در مسیر درمان سیگار به رهایی برسانم. از جناب مهندس دژاکام برای اینکه باعث شدند انسان‌های ازدست‌رفته دوباره زنده شوند و به صراط مستقیم بیایند، نهایت سپاس را دارم. امیدوارم دانشگاه با عظمت خود رشد کند و همه ما در این علم سهیم باشیم.

تایپ مسافر نیکوتین : مصطفی

عکاس مسافر نیکوتین : محمد

بارگذاری : مسافر نیکوتین مصطفی

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .