English Version
This Site Is Available In English

ساختار کنگره مثل درخت است

ساختار کنگره مثل درخت است

هشتمین جلسه از دور دوازدهم جلسات ویلیام وایت، بوستان ولایت؛ با استادی دیده‌بان مسافر نیکوتین علی خدامی، نگهبانی مسافر نیکوتین معراج و دبیری مسافر نیکوتین حسن، با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» در روز جمعه مورخ 6 شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۰۷:۰۰ صبح آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

متشکرم از نگهبان محترم، دبیر محترم که این جلسه را ترتیب دادند.
خب، دستور جلسه امروز، «هفته دیده‌بان» است. این هفته را به همه اعضای کنگره ۶۰ تبریک می‌گویم. این تبریک، به نظر من، قبل از همه برازنده آقای مهندس است که طراح ساختار دیده‌بانی و طراح تمام ساختارهای کنگره هستند.
کنگره ۶۰ را الآن نبینیم که کنگره است و این‌جوری شده. کنگره از اول این‌جوری نبود. آقای مهندس همیشه در جلسات هفته دیده‌بان می‌گویند که از قدیم بگویید تا بچه‌ها بدانند اگر الآن می‌آیند و کنگره را این‌گونه می‌بینند، در قدیم این‌طور نبوده است.
واقعاً این‌جوری نبود. من هر جا می‌روم، یک‌سری دفاتر و چیزهای قدیمی را با خودم می‌آورم که به بچه‌ها نشان بدهم و بدانند کنگره در قدیم چه وضعیتی داشته است.
اگر الآن می‌بینیم کنگره ۶۰، ۱۶۴ شعبه دارد؛ ۱۰ شعبه برای خانم‌های مسافر و ۱۵۴ شعبه برای آقایان. تعداد کارت‌های عضویت به ۲۲۰ هزار نفر رسیده است. در یک هفته، فقط در یک هفته، نزدیک به ۷۰۰ کارگاه آموزشی برگزار می‌شود. تعداد رهایی‌ها هم از مرز ۱۱۰ هزار نفر عبور کرده است.
آوازه علمی کنگره ۶۰ به تمام مجامع علمی دنیا رسیده است. آقای ویلیام وایت، که دیده‌بان روابط بین‌الملل هستند، دانشمند بسیار بزرگی هستند و تا الآن تقریباً ۱۴ کتاب در حوزه اعتیاد نوشته‌اند. آخرین کتاب ایشان هم «ذبح اژدها» بود؛ منظورشان اژدهای اعتیاد است. این کتاب بسیار معروف است. ایشان نزدیک به ۲۰۰ تا ۳۰۰ مقاله علمی در مجلات بین‌المللی داشته‌اند.
آقای ویلیام وایت، به هر حال، یک دانشمند هستند و در کشور آمریکا زندگی می‌کنند و از اوضاع دنیا خبر دارند. واقعاً متحیر هستند که شما در کنگره ۶۰، در ایران، چگونه به چنین جایی رسیده‌اید و چنین دستاوردی داشته‌اید.
حالا کنگره ۶۰ در روز اول چه بود؟ کنگره ۶۰ از کجا شروع کرد؟
نمی‌دانم من دفعات قبل این را به شما نشان داده بودم یا نه. دفاتر دبیری را می‌دانید که در کنگره خیلی مهم هستند. دفاتر دبیری در هر کنگره بسیار مهم است؛ یعنی به قول فرنگی‌ها، «هیستوری» یا تاریخچه یک شعبه. هر شعبه‌ای باید اولین دفتر دبیر خودش را داشته باشد تا اگر کسی پرسید جلسه اولتان چه بود، بتوانیم دفتر دبیر را داشته باشیم و نشان بدهیم.
حالا این دفتر دبیری مربوط به چه زمانی است؟ اولین جلسه کنگره، تاریخ دقیقش ۳۰ شهریور ۷۸ است. باور می‌کنید؟ این دفتر دبیری مربوط به اولین جلسه است. فتوشاپ نیست، چیزی نیست.
درسته، ۳۰ شهریور ۷۸. در این صورت‌جلسه، اولین جلسه کنگره ثبت شده است. هیچ‌کدام از ما نبودیم. می‌گویند: «یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچ‌کس نبود.» غیر از آقای مهندس، هیچ‌کس نبود.
نه دیده‌بانی بود، نه مرزبانی بود، نه مسافری بود، نه همسفری بود، نه ساختاری بود و اصلاً معلوم نبود قرار است چه کار کنند. فقط می‌گفتند یک آقای مهندسی آمده، مهندس برق هم هست، یک شمع هم روشن کرده و چهار تا مصرف‌کننده هم نشسته‌اند و برای خودشان می‌گویند: «هروئین، همه دست می‌زنن.»
مسخره می‌کردند و می‌گفتند این‌ها می‌خواهند چه کار کنند؟ ولی واقعاً حالا بیایید بخوانیم ببینیم چه نوشته است. این رو دبیر آن روز نوشته است:
«شروع جلسه کنگره ۶۰، اولین جلسه، ساعت شروع رسمی ۱۶:۳۰ بعدازظهر. شرکت ۸ نفر به نام‌های حسین دژاکام، شاپور، اکبر، محمد، شهریار، حسین، سعید، رحیم و جهانگیر. موضوع جلسه: شناخت پله‌ها، نوع جلسه و...
حالا کاری به این قسمت نداریم. ختم جلسه ساعت ۶:۵۰ دقیقه بوده است. موضوع تصویب‌شده، اول نام کنگره است؛ اول نامی که اسم اینجا باشد. «کنگره۶۰» هست. ۱۴ پله معنوی، سیر و سلوک. منظورشان چه بوده که بعداً شد «۱۴ وادی». خزانه هم نداشت.
جلسه بعدی، دومین جلسه، شروع جلسه ساعت چهار و نیم، تعداد ۱۴ نفر. اولین خزانه هم جمع شده بود. خزانه شده بود چقدر؟ هزار و صد و هفتاد تومان!
اگر من می‌گویم این تبریک برازنده آقای مهندس است، به این دلیل است که شما تصورش را بکنید یک چنین ساختاری را پایه‌گذاری کنید و کنگره به اینجا برسد. چه اراده‌ای می‌خواهد؟ چه تفکری می‌خواهد؟ چه صبری می‌خواهد؟ آن هم در جایی که تریاک جرم بود.
یعنی شما بگویید: «من می‌خواهم با تریاک، اعتیاد را درمان بکنم.» و در ادامه، آقای مهندس شروع کردند جلسات را ادامه دادن.
اولین ساختاری که در کنگره شکل گرفت، دیده‌بانی بود. از همان اول، آقای مهندس گفتند: «من یک دیده‌بان انتخاب کردم.» بعد با مشورت او، دومی و سومی را انتخاب کردند و با مشورت آن‌ها، چهارمی را انتخاب کردیم و همین‌جوری تا الآن ادامه پیدا کرده است.
البته نگهبان جلسه هم بود و دبیر هم بود. از آنجایی که من یادم هست، من سال ۸۰ آمدم.
یکی از چیزهایی که می‌خواهم به شما نشان بدهم، مسئله سایت است. ما در سال ۸۲، آقای مهندس گفتند: «ما باید سایت داشته باشیم.» آذرماه ۸۲ بود. آن موقع اصلاً ما نمی‌دانستیم سایت چیست. خیلی از ادارات هم سایت نداشتند، خیلی از ارگان‌ها سایت نداشتند، ولی آقای مهندس گفتند: «ما باید سایت داشته باشیم.»
حالا فکر می‌کنید قبل از سایت چه داشتیم؟ برای اطلاع‌رسانی، قبل از اینکه سایت کنگره ۶۰ راه بیفتد، ما یک مجله داخلی سیاه‌وسفید داشتیم. اسمش بود «سفرنامه».
کنگره ۶۰ از خودش جا نداشت. ما دو تا شعبه داشتیم؛ یکی همان سهروردی بود. یک جمعیتی بود به اسم «جمعیت آفتاب استان تهران» و شعبه انقلاب هم یک جمعیتی بود به نام «جمعیت مبارزه با اعتیاد».
کنگره ۶۰ هنوز مجوز نداشت و رسمیتی نداشت. کلاس‌ها در این دو ساختمان برگزار می‌شد. یکی از آن‌ها مال جمعیت بود و پایینش نوشته بود «جمعیت آفتاب استان تهران».
اینجا نوشته: «سفرنامه داخلی کنگره ۶۰، سال اول، شماره سوم، ماهنامه». قیمتش هم ۳۰ تومان بود. ما با هزار بدبختی این را چاپ می‌کردیم. یک عدد کامپیوتر کلاً داشتیم. الآن شما در هر اتاقی که می‌روید چهار تا کامپیوتر هست، ولی ما یک عدد کامپیوتر داشتیم.
این مجله را چاپ می‌کردیم و هیئت تحریریه داشت. هیئت تحریریه، گروه نشریه و عنوان مطالب. این مربوط به آذرماه ۸۱ است. اولش با پیام نگهبان کنگره ۶۰ شروع شده است.
«ما سر شوریدگان را به کجا باید شد؟ معتادان را مار نگزیده...»
آن موقع سم‌زدایی بود. همه‌جا، عرض کنم خدمتتان، حرکت بیرونی مقاله بود. پیام و یک‌سری پیام‌های جالب از استادان، آقای مهندس می‌گرفتیم و پایین صفحه‌اش می‌نوشتیم.
حالا ببینیم اخبار داخلی آذرماه ۸۱ چه بوده است. اولش نوشته: «آغاز به کار گروه آوای کنگره ۶۰».
خب، آغاز به کار گروه آوای کنگره ۶۰ می‌خواست چه کار بکند؟ می‌خواست همین سرود «آوای تولد» را که ما پنجشنبه‌ها در جلسات باز می‌خوانیم، برای اولین بار اجرا کند.
۱۰، ۱۵ نفر می‌آمدند جلو، روی سن، بغل دبیر و آن طرف، و می‌خواندند. یک رهبر ارکستر هم داشتیم که دو تا چوب می‌گرفت و این‌جوری می‌کرد. ما هم این را تمرین می‌کردیم. اسمش خسرو بود.
نوشته: «آغاز به کار گروه آوای کنگره ۶۰ و همچنین سرود تولد و برگزاری جلسات تمرین به مناسبت فرا رسیدن سومین سالگرد تأسیس کنگره ۶۰.»
هیچ‌کدام از این سرودها نبودند؛ نه سرود تولد بود و نه آوای کنگره. به مناسبت فرا رسیدن سومین سالگرد تأسیس کنگره ۶۰.
بعد، تشکیل گروه تئاتر کنگره ۶۰. در حال حاضر مشغول تمرین برای اجرای یک پرده ۱۵ دقیقه‌ای در مراسم سومین سالگرد تأسیس کنگره ۶۰ می‌باشد.
خبر سوم: انتخاب آقای امین دژاکام به عنوان دیده‌بان.
خب، آذرماه ۸۱ آقای دکتر امین به عنوان دیده‌بان انتخاب شدند.
انتخاب آقای مجید سلامی به عنوان مسئول برگزاری سومین سالگرد تأسیس کنگره ۶۰.
چهارمی جالب است. تا آن موقع اصلاً چیزی به نام مرزبان وجود نداشت؛ اصلاً و ابداً چیزی به نام مرزبان در کنگره وجود نداشت.
نوشته: «آغاز به کار شورای مرزبان‌ها در شعب انقلاب، رباط‌کریم، اسلامشهر.»
اولین لژیون مرزبانی که تشکیل شد، آذرماه ۸۱ بود که در شعبه انقلاب بود. بعد رباط‌کریم و بعد... کلاً ما چهار تا شعبه داشتیم: سهروردی بود، انقلاب بود، رباط‌کریم بود و اسلامشهر.
مرزبان‌ها از آذرماه ۸۱ شروع شدند. بعد، در ادامه، سال ۸۹ ایجنت معرفی شد. تا سال ۸۹ مثلاً ایجنت نداشتیم و از سال ۸۹ به بعد ایجنت معرفی شد. تقریباً اواسط دهه ۹۰ بود که دستیار دیده‌بان معرفی شد و تا امروز که دیگر همه‌تان در جریان هستید.
به هر حال این‌ها را گفتم که یک مقدار از قدیم کنگره ۶۰ بدانید که چرا مهندس تأکید دارند و این دستور جلسه را گذاشته‌اند.
این دستور جلسه خیلی مهم است. خیلی از دستور جلسات مهم هستند. کتاب و منابع آموزشی؛ یک طرف، متون نوشته‌شده؛ همه این‌ها یک طرف و دستور جلسات خودش یک فصل آموزشی جداگانه است.
خب، ما می‌گوییم کارگاه آموزشی. این همه اهمیت دارد، جلسه و کارگاه آموزشی. خب در این کارگاه آموزشی چه کار می‌کنیم؟ محتوای آموزشی چیست؟ خوراک آموزشی چیست؟ دستور جلسه است.
حالا چه شده که آقای مهندس «هفته دیده‌بان» را گذاشته‌اند؟ برای اینکه ما با دیده‌بان‌ها آشنا بشویم. اگر عضو کنگره هستم، با ساختار اداره کنگره ۶۰ آشنا بشوم و بدانم چه‌جوری دارد اداره می‌شود. اگر فردا گفتند دیده‌بانان تصمیم گرفتند فلان کار را بکنند، بدانیم به هر حال دیده‌بانان چه کسانی هستند و چهره‌شان را بشناسیم.
بعضی‌ها واقعاً دیده‌بان‌ها را نمی‌شناسند.
پس بنابراین هدف از دستور جلسه دیده‌بان این است که ما دیده‌بان‌ها را بشناسیم.
مسئله بعدی این است که در هفته دیده‌بان، طی دو هفته تمام شعب کنگره ۶۰ سرکشی می‌شوند. شما فکر کنید ۱۶۴ شعبه؛ در دو هفته، دیده‌بان‌ها به کل این شعب می‌روند و سرکشی می‌کنند.
امسال اصلاً قرار شد که گزارش کتبی تهیه بشود از وضعیت شعبه‌ها؛ تمام سیستم‌های شعبه، مرزبانی، لژیون‌ها، راهنماها، حتی سیستم صوتی، دستشویی، آبدارخانه، گرمایش و سرمایش، سیستم ایمنی و همه این‌ها بازرسی می‌شود و گزارش کتبی تهیه می‌شود و می‌آید به شورای دیده‌بان‌ها.
نکته بعدی، مسئله تقدیر است. ما در کنگره ۶۰ از همه ارکانی که خدمت می‌کنند تقدیر می‌کنیم.
شما باور نمی‌کنید بعضی از دیده‌بان‌ها در هفته چقدر می‌روند و می‌آیند. خب، من دو سه تا لیست برایتان بخوانم. الآن مثلاً کاملش را نمی‌خوانم، ولی مثلاً بدانیم آقای منصوری، مثلاً آقای منصوری خانه‌اش اصفهان است؛ قم، امین قم، محمدی‌پور کرمان، گنجعلی‌خان کرمان، ارگ کرمان، الیگودرز، اردبیل، میبد، وکیلی یزد، همدان، سیرجان...
آقای حکیمی، این‌ها لیست شعبی است که دیده‌بان رابطش است و باید سر بزند: کرمانشاه، دامغان، سمنان، چالوس، گیلاس، ارومیه، آبیک، طارم، زنجان، بروجرد، ملایر، شهباز، امیر، اسپیکو، خرم‌آباد، پروین اعتصامی اراک، زاگرس گرگان، گلستان، نیما یوشیج مازندران، آزادشهر، دکتر احمد اراک، خلیج فارس بوشهر، پاکدشت، رودکی، حافظ...
یا مثلاً آقای ترابخانی، مثلا کل شعبه های  خوزستان دست آقای ترابخانی است. باید بروند آنجا چه کار کنند؟ سر بزنند.
در هفته، باور کنید ۲۰۰۰، ۳۰۰۰ کیلومتر رفت‌وآمد می‌کنند.
این هفته و این کارهایی که اگر آقای مهندس می‌گویند باید انجام بدهیم، دلیل دارد. به هر حال شما تصور بکنید، خودم را نمی‌گویم، کنگره و دیده‌بان‌ها را می‌گویم، شما تصور بکنید دیده‌بان نبود. واقعاً می‌توانستید تصور بکنید این همه کار، این همه سرکشی و این همه نظارت که دارد انجام می‌شود، توسط دیده‌بان‌ها، کاری بسیار بزرگ است.
به هر حال این هفته را به همه‌تان تبریک می‌گویم.
دیده‌بان‌ها هر ۲۱ روز جلسه‌شان تشکیل می‌شود، در ساختمان سیمرغ. جای‌تان خالی، ناهار هم می‌خوریم و ناهار هم مهمان آقای مهندس هستیم.
این را می‌خواهم بگویم که پول ناهار را آقای مهندس از جیب خودشان می‌دهند. پول ناهار اجازه نمی‌دهند از حساب کنگره پرداخت شود.
دیده‌بان‌ها می‌نشینند و راجع به مسائل مختلف کنگره صحبت می‌شود. با توجه به اینکه دیده‌بان، دبیر بوده، نگهبان بوده، راهنما بوده، ایجنت بوده، مرزبان بوده و سال‌های سال خدمت کرده، با توجه به آن شناختی که دارند و آن سابقه‌ای که دارند در خدمت، وقتی می‌روند توی شعبه، خیلی راحت نقاط ضعف را تشخیص می‌دهند، نقاط قوت را تشخیص می‌دهند.
بر اساس همین مشاهدات، می‌آیند در جلسه دیده‌بان‌ها و آنجا تصمیم‌گیری می‌شود. کلی هم بحث می‌شود که این کار را بکنیم یا نکنیم، این تصمیم خوب است یا تصمیم بد.
بارها شده، ولی هر تصمیمی که گرفته می‌شود، دیده‌بان‌ها وقتی از در بیرون می‌آیند، آن کسی که موافق بوده و آن کسی که مخالف بوده، همه حامی آن تصمیم هستند.
مثلاً تصمیم گرفته می‌شود که در فضای مجازی، در اینستاگرام، در پیج شخصی، عکس از کنگره گذاشته نشود تصمیم شورای دیده‌بان است که اگر طرف مثلاً یک پست سیاسی گذاشته، خب بعد کنارش عکس آقای مهندس و کنارش عکس با شال کنگره گذاشته است.
خب، بابا، تو پیج شخصی‌ات است. پیج شخصی با کار حقوقی که داری انجام می‌دهی در کنگره، فرق می‌کند. تو در کنگره شخصیت حقوقی هستی؛ راهنما هستی، مرزبان هستی، یک جایگاه داری. این دو تا را کنار هم نباید بگذاری.
پیج شخصی هرچه دوست داری بزن، ولی دیگر نمی‌توانی عکس آقای مهندس را بگذاری، نمی‌توانی عکس با شال کنگره بگذاری. آن مسئله حقوقی دارد.
به هر حال، خود کلمه «دیده‌بان» هم که دیگر می‌دانید. به کلمات همیشه دقت بکنید. مثلاً ما می‌گوییم «رئیس». رئیس یعنی چه؟
رئیس از «رأس» می‌آید. یعنی به آن کسی که در رأس است، می‌گویند رئیس. آن کسی که از رأس پایین‌تر است، بهش ریاست می‌شود.
یا مثلاً کلمه را دقت بکنید؛ می‌گوییم «تعمیر»، «تعمیرکار»، «تعمیرگاه». تعمیر یعنی چه؟ تعمیر، درست کردن است، درسته؟ ولی اگر به کلمه نگاه کنیم، تعمیر از «عمر» می‌آید. عمر و تعمیر؛ خمر و تخمیر؛ مثل شکل و تشکیل، مثل فعل و تفعیل.
اگر می‌گوییم تعمیر، یعنی چیزی که عمرش تمام شده و شما دوباره به آن عمر می‌دهید. می‌شود تعمیرکار؛ کسی که دارد به یک چیزی عمر دوباره می‌دهد.
آقای مهندس یک خلاقیت عجیب دارند. واقعاً شما به همین اسم‌گذاری‌ها دقت بکنید.
ما نمی‌گوییم رئیس، چون همه ما نسبت به رئیس ذهنیت خوبی نداریم. اصلاً رئیس یعنی کسی که در رأس است. ولی آقای مهندس می‌گوید من در رأس نیستم. می‌گوید من کف هستم.
این ساختار کنگره مثل درخت است. آقای مهندس می‌گویند بنیان، ریشه‌ام؛ تنه درخت، دیده‌بان‌ها؛ شاخه‌های اصلی، شعب؛ لژیون‌ها؛ خوشه‌ها.
فکر کنیم تازه‌واردین هم چه می‌شوند؟ شکوفه‌ها.
ساختار کنگره ۶۰ مثل یک درخت است. آقای مهندس به جای رئیس از کلمه «نگهبان» استفاده کردند. می‌گویند: «من نگهبان کنگره‌ام.»
نگهبان، ولی ما حس بد نداریم. نگهبان دارد نگهبانی می‌کند.
ما در کنگره از واژه نگهبان استفاده کردیم، از واژه دیده‌بان استفاده کردیم، از واژه مرزبان استفاده کردیم.
مرزبان چیست؟ مرزبان، مرز جغرافیایی که نیست. مرزبانِ اصول؛ مرزبانِ مرز قوانین، مرزبانِ مرز حرمت. کسی که نگذارد از حرمت رد بشوند، از اصول رد بشوند و از قوانین رد بشوند.
به هر حال، یک بار دیگر این هفته را به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم که واقعاً خودشان را وقف کنگره ۶۰ کرده‌اند.
اگر آقای مهندس نبود، داستان چه بود؟ داستان ما چه بود؟ با بدبختی‌های اعتیاد. خداوکیلی، هر کدام از ما الآن کجا بودیم اگر آن خط و خط اعتیاد را ادامه داده بودیم؟
بنابراین واقعاً جای تبریک دارد؛ به آقای مهندس، به دیده‌بان‌های محترم، هر جا که هستند. ان‌شاءالله که خداوند به آن‌ها انرژی بدهد؛ که داده. قطعا من خودم را نمی‌گویم، همه را می‌گویم که می‌توانند این کارها را انجام بدهند.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از شما متشکرم.

تایپ و بارگذاری: مسافر نیکوتین نیما
سایت نمایندگی بوستان ولایت 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .