English Version
This Site Is Available In English

احترام به جایگاه‌ها برای حفظ و بقای جایگاه خدمتی

احترام به جایگاه‌ها برای حفظ و بقای جایگاه خدمتی

هفتمین جلسه از دوره اول کارگاه های آموزشی عمومی کنگره۶۰؛ نمایندگی آذر تبریز با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر سالار و دبیری مسافر آرش با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» روز پنج‌شنبه ۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.


سخنان استاد:

امیدوارم بتوانم در خدمت دوستان عزیز باشم و از این فرصت برای آموزش و یادگیری بهره‌مند شوم. در ابتدا، از آقای مهندس، خانواده محترم ایشان و تمامی دیده‌بانان عزیز صمیمانه تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم نموده‌اند تا ما در این محیط بتوانیم با آموزش و یادگیری، به تعادل و آرامش برسیم. همچنین از مرزبانان، راهنمایان و خدمتگزاران محترم شعبه که امروز در جلسه حضور دارند، تشکر می‌کنم که شرایط را فراهم نمودند تا بتوانیم در خدمت شما عزیزان باشیم و از این فرصت برای آموزش بهره ببریم. هفته، هفته دیده‌بان است. این هفته را مجدداً در رأس، به آقای مهندس، تمامی دیده‌بانان عزیز، راهنمایان، مرزبانان و اعضای محترم شعبه آذر تبریز تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم بتوانیم از دستورجلسات این هفته، بهره و آموزش لازم را ببریم. همچنین لازم می‌دانم از تمامی عزیزانی که در جلسه گذشته، چه از شعبه صائب تبریزی و چه از شعبه آذر، در این سالن حضور داشتند، تشکر کنم. حقیقتاً همه عزیزان تلاش کردند تا جشنی آبرومندانه و شایسته برگزار شود. کنگره ۶۰ در میان تمامی NGOها از بالاترین جایگاه و مقام برخوردار است و ما در اینجا مدیون زحمات شبانه‌روزی و تلاش‌های دیده‌بانان عزیز هستیم. جایگاه دیده‌بانی، پس از جایگاه آقای مهندس، در بالاترین جایگاه قرار دارد و وظیفه دیده‌بانان، تدوین قوانین و مدیریت است. همان‌طور که مستحضرید، در شرایط بحرانی کشور، بسیاری از نهادها، سازمان‌ها و کارگاه‌ها از فعالیت بازمانده‌اند و اکثر آن‌ها اقدام به تعدیل نیرو کرده‌اند؛ اما کنگره ۶۰ به برکت تدبیر آقای مهندس و تلاش‌های دیده‌بانان عزیز، همچنان به فعالیت خود ادامه داده است. با وجود تمامی مشکلاتی که داشتیم، از جمله جنگ، تعطیلی‌ها و مشکلات مربوط به تهیه داروی OT، کنگره نه‌تنها متوقف نشد، بلکه حتی شاهد پیشرفت نیز بوده است. در شرایطی که بسیاری از نهادهای دیگر با تعدیل نیرو مواجه شدند، ما در کنگره در واقع شاهد پیشرفت بوده‌ایم. این‌ها همه حاصل تلاش‌های شبانه‌روزی و تدبیر آقای مهندس و دیده‌بانان عزیز است و ما باید قدر این عزیزان را بدانیم.

من زمانی که مصرف‌کننده بودم، به هر جایی که تصور می‌کردم مراجعه کرده بودم. شاید بعضی‌ها بگویند ماده مصرفی شما تریاک بوده است؛ اما تریاک سخت‌ترین تخریب را ایجاد می‌کند. شاید شیشه بخشی از بدن و جسم را تخریب کند، ولی تریاک به‌تدریج تمامی قسمت‌های بدن را تحت تأثیر قرار داده و تخریب می‌کند. به یاد دارم یک روز پدرم بیمار بود و من در بیمارستان همراه ایشان بودم. یک اتاق دو تخته گرفته بودیم. پدرم آرام خوابیده بود، اما من بی‌قرار بودم. آن شب تصمیم گرفتم که دیگر مصرف نکنم؛ زیرا مواد همراهم نبود که مصرف کنم. آن‌قدر بی‌قرار بودم و آن‌قدر عرق می‌ریختم که پرستارها آمدند بالای سر من. پدرم را رها کردند و گفتند: «بیمار شما هستید!» آن‌ها نمی‌دانستند که من از خماری دارم زجر می‌کشم. خدا را شکر می‌کنم که راه کنگره را پیدا کردم. خداوند لطف بزرگی در حق ما کرده است که در کنگره هستیم، در حال رهایی هستیم و به سمت تعادل حرکت می‌کنیم. خیلی‌ها هستند که در عذاب هستند، اما نمی‌توانند به کنگره بیایند. یا به کنگره آمده‌اند، اما سفر خود را به‌درستی انجام نداده‌اند، از کنگره رفته‌اند و اکنون رویشان نمی‌شود که دوباره بازگردند. برای مثال، شخصی را در نظر بگیرید که زمانی وارد کنگره شده بود و دوستان و هم‌لژیونی‌های او اکنون مرزبان و راهنما شده‌اند. حال اگر بخواهد دوباره به کنگره بازگردد و همان هم‌لژیونی او در جایگاه مرزبانی باشد و از نظر انضباطی به او تذکر بدهد و اجازه دهد که دوباره سفر خود را آغاز کند، ممکن است رویش نشود. ما تصور می‌کنیم اگر از کنگره خارج شویم و به بیرون برویم، همان حال و هوا وجود دارد؛ اما این‌گونه نیست. این حال خوب، این آرامش و این تعادل در کنگره ۶۰، حاصل آموزش‌های کنگره و سی‌دی‌هایی است که به ما آموزش می‌دهند و به ما می‌آموزند که حتی اگر مصرف‌کننده هم باشیم، می‌توانیم به تعادل برسیم. این مطالب را بیان کردم تا بگویم اساسی‌ترین و اصلی‌ترین پارامترها در کنگره ۶۰، احترام، قدردانی و نظم است. همه ما که امروز در آرامش در کنار یکدیگر نشسته‌ایم، در طول سال‌هایی که من در کنگره بوده‌ام، شاهد این موضوع بوده‌ایم که اختلاف، تنش و بگومگو در کنگره بسیار کم بوده است. من این موضوع را مدیون نظم و انضباط، احترام و اجرای قوانین می‌دانم. بنابراین، اولین اولویت، تقدیر و تشکر است. در کنگره ۶۰ می‌گوییم درمان رایگان است؛ اما من می‌گویم: رایگان است، ولی مجانی نیست. رایگان است، به این دلیل که نمی‌توان برای احیای یک انسان و زنده کردن یک انسان قیمت گذاشت؛ به همین خاطر درمان رایگان است، اما این به آن معنا نیست که ما از تقدیر و تشکر غافل شویم یا در هفته دیده‌بان، هفته راهنما و سایر مناسبت‌ها، برای تقدیر از این انسان‌ها پاکت ندهیم. این وظیفه همه ماست؛ زیرا خدمتگزار باید دلگرم شود و احساس کند خدمتی که انجام می‌دهد، خواهان و ارزشمند است. اگر احساس کنیم یک راهنما در کنگره جایگاهی ندارد و از او تقدیر و تشکر نمی‌شود و خدمات او دیده نمی‌شود، آن راهنما دلسرد می‌شود و ممکن است خدمت خود را رها کند. بنابراین، وظیفه همه ماست که در تمامی جشن‌ها، چه جشن همسفر باشد، چه ایجنت و مرزبان، چه راهنما و چه دیده‌بان، از این عزیزان به نحو احسن تقدیر کنیم؛ هرکس به اندازه وسع و توان خودش. همین کار نیز جای تقدیر و تشکر دارد و همه ما باید این فرهنگ را انجام دهیم و گسترش دهیم. مسئله بعدی این است که اگر بخواهیم همه خدمتگزاران قدر جایگاه خود را بدانند، باید به آن جایگاه احترام بگذاریم. برای مثال، اگر کسی در آبدارخانه خدمت می‌کند و می‌گوید: «به آبدارخانه وارد نشوید»، باید به آبدارخانه وارد نشویم. اگر می‌گوید: «استکان بیاورید»، ما باید استکان بیاوریم؛ زیرا او مسئول آبدارخانه است و ما باید به جایگاه او احترام بگذاریم. به نظر من، حتی اگر یک روز او حضور نداشت، آن روز چای را تعطیل کنیم تا بداند که اگر به‌موقع در شعبه حضور نداشته باشد، آن روز چای هم نداریم. البته در کنگره، خدمت‌ها روی زمین نمی‌مانند و خودِ خدمتگزار نیز این موضوع را می‌داند؛ اما این رفتار باعث می‌شود آن حس در او ایجاد شود و با خودش بگوید: «این‌ها به من خدمت می‌کنند و برای من ارزش قائل هستند.» یک بار دیدم راهنمای تازه‌واردین حضور نداشت. در آن زمان، آقای اشکزری دیده‌بان راهنمای تازه‌واردین بودند. ایشان گفتند: «اگر راهنمای تازه‌واردین نیامده است، هیچ‌کس حق ندارد به تازه‌وارد مشاوره بدهد. به تازه‌وارد بگویید امروز مسئول مربوطه حضور ندارد و فردا مراجعه کند.» ما باید در جایگاه دیگران دخالت نکنیم. ممکن است با جایگاه‌ها آشنایی داشته باشیم، اما این موضوع دلیل نمی‌شود که در کار آن جایگاه دخالت کنیم. گاهی یک سفر اولی، سفر دومی یا فرد دیگری که وارد کنگره می‌شود، به یک تازه‌وارد مشاوره می‌دهد و تمام چیزهایی را که ممنوع است، به او آموزش می‌دهد. شما با این کار، اولاً برای جایگاه راهنمای تازه‌واردین ارزش قائل نمی‌شوید؛ ضمن اینکه ممکن است آن راهنمای تازه‌وارد از بُعد دیگری به مسئله آن شخص نگاه کند و مشاوره متفاوتی به او ارائه دهد. وقتی ما در کار راهنمای تازه‌واردین دخالت می‌کنیم، آن تازه‌وارد بلاتکلیف می‌ماند و با خودش می‌گوید: «اینجا چه جور جایی است؟ اینجا چه کار می‌کنند؟» بنابراین، بهترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که هر کسی از درِ کنگره وارد شد، اگر کاری داشت، مستقیماً او را به شخص مسئول همان کار معرفی کنیم. یک روز از آقای ترابخانی سؤالی پرسیدم. با اینکه ایشان پاسخ سؤال من را می‌دانستند، گفتند: «برو از آقای خدامی بپرس.» زیرا مسئول آن کار آقای ترابخانی نبودند. امیدوارم بتوانیم این قوانین را به‌درستی آموزش ببینیم و به آن‌ها عمل کنیم تا محبت، عشق و علاقه‌مان روزبه‌روز بیشتر شود و بتوانیم در تعادل باشیم.

 


تهیه گزارش: مسافر رضا
ارسال مطلب: مسافر سعید

 

 

.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .