همسفر اعظم ✍️
میزان دانائی سوادنیست، تمدن نیست بایستی انسانی اندیشید. با مثلث دانائی (تفکر، تجربه و آموزش) میتواند به قدرت تشخیص ماهیت خواستهها در هر لباس و فرمی رسید. دانائی موثر درون مثلث دانائی قرار دارد. رشد دانایی در هر انسانی، یعنی به تعادل رسیدن، قدرت تشخیص و تکامل عقل. تکامل عقل، یعنی قدرت حل مسئله. انسانی از نظر عقلانی رشد بالاتری دارد که بتواند، مسائل پیچیدهتر را حل کند و این با دانایی اتفاق میافتد. برای این که دانایی را بدست بیاورید؛ باید خیلی کارها را بکنید، مثلاً شاگردی کنید، فرمانبرداری کنید، باید تواضع داشته باشید و همچنین منیت را کنار بگذارید، چون منیت نقطه مقابل آموزش است و اگر بخواهید، تجربه به دست بیاورید باید با انسانها رابطه برقرار کنید و اگر شما غرور، کینه و حسادت داشته باشید، نمیتوانید با انسانها رابطه برقرار کنید.
اگر ما بخواهیم، دانایی کسب کنیم باید خیلی مسائل را در کنارش یاد بگیریم و آنها را اجرا کنیم تا آن دانایی در ما بوجود بیاید. دانایی و توانستن یک قدرت است، پس ما برای حل مسائل مربوط به خودمان باید به دانایی توجه داشته باشیم و آن وقت به تعادل لازم دست پیدا خواهیم کرد. انسان دانا انسانی است که خواستههایش را با تفکر و تعقل انتخاب کند و به مرحله اجرا بگذارد. از آنجایی که دانایی نگهبانان قلعه عقل هستند و مانند فیلتر عمل میکنند و اجازه ورود خواستههای نامعقول نفس به قلعه عقل را نمیدهند، اما اگر میزان دانایی کم باشد در تشخیص ماهیت خواستهها دچار اشتباه میشود و این امر همان نادانی است؛ چون نفس خواستههای نامعقول و نادرست خود را به بهترین شکل در ذهن تصویر سازی میکند و در اینجا اگر دانایی ضعیف باشد نمیتواند تشخیص دهد که این خواسته نامعقول است ونتیجه آن یک فرمان نادرست از طرف عقل است.
در مقابل مثلث دانایی ، مثلث جهالت است که اضلاع آن (ترس ، ناامیدی و منیت) است. ترس تفکر را میخورد و منیت جلوی آموزش را میگیرد. ناامیدی اعتماد به نفس شخص را مورد هدف قرارمیدهد که باعث میشود انسان تجربه کسب نکند.
.jpg)
سواد، هر کسی می تواند سواد و تحصیلات داشته باشد؛) اما همه دانا نیستند. سواد یکی از ابزار دانستن است اماکافی نیست، بسیاری از افراد سواد بالایی دارند؛ اما آن آرامش و تعادل لازم را ندارند. کنگره۶۰ در درمان اعتیاد سطح دانایی فرد را بالا برده است تا به شخص کمک کند، که از چنگال اهریمن قدرتمند درونش یعنی نفس اماره خود رهایی یابد و بتواند با تشخیص درست احساسات و افکارش به تعادل و درمان برسد و هنگامی که توانست دست به انتخاب بزند، یک مسافر با دانش و عقل خود تشخیص میدهد که اعتیادش ظاهرا در لباس میش وارد شده، اما در اصل گرگی بوده که او را آرام آرام دریده و برجسم و روانش زخمی عمیق وارد کرده است، برای ترمیمش باید تمام دانایی و اندیشه خود را بکار بگیرد که تعادل شهر وجودی من بهم ریخته و به واسطه باورها و اطلاعات ناقص از ماهیت خواستههای درونیم از دانایی موثر برخوردار نیستم، پس اول به دانایی میرسم سپس آرام آرام دانایی ما به دانایی موثر تبدیل میگردد.
ما باید به باورهایمان جامعه عمل بدهیم و هنگامی که باورها عملی شد و تفکر ما باعث به آرامش رسیدن و تغییر رفتار ما شد، آن وقت به دانایی موثر دست یافتهایم، رفتارها و انتخابها ما نشانه دانایی ما هست، پس دانایی به سواد نیست به تمدن نیست، مثل لباس که نشانه انسانیت نیست؛ بلکه انسانی باید اندیشید، پس شروع به حرکت کنیم حرکت به سوی ارزشها، زیباییها و شناخت دنیای درون و بیرون.
منبع: جزوه جهانبینی ۱و۲، کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر
نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون ششم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
تنظیم و ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون ششم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران پروین اعتصامی اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
86