English Version
This Site Is Available In English

ماهیت خواسته‌ها

ماهیت خواسته‌ها

جمعی از همسفران لژیون سردار در مشارکت خود در خصوص دستور‌جلسه «دانايى، دانايى موثر، سواد» این‌چنین بیان کردند:

همسفر زهرا (ش)؛
«میزان دانایی، سواد نیست، تمدن نیست؛ بایستی انسانی اندیشید.» سواد و میزان تحصیلات مهم است؛ اما نشانه دانایی نیست. با مثلث دانایی تفکر، تجربه و آموزش می‌توان به قدرت تشخیص و ماهیت خواسته‌ها در هر لباس و فرمی رسید. دانایی مؤثر درون مثلث دانایی قرار دارد. فردی که به دانایی رسیده باشد، هیچ‌گاه نمی‌گوید داناست، بلکه دانسته‌هایش را با تفکر به اجرا می‌گذارد و از ضدارزش‌ها دور و به سمت راستی و درستی حرکت می‌کند. به عبارتی، مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید. مسیر کنگره۶۰ و آموزش‌های جهان‌بینی‌اش همه برای تغییر نگاه و عملکرد اعضا، از تاریکی، درد و رنج به سوی روشنایی، شادی، صلح، آرامش و آسایش، با فرمان‌برداری از فرامین الهی و اجرای آن‌هاست.

به امید اجرای دانسته‌هایی که منشأ آن‌ها تفکر، آموزش و تجربه باشد. انسان دانا، انسانی است که خواسته‌های خود را قبل از اقدام و پرداختن به آن‌ها، تحلیل و بررسی می‌کند و از ماهیت آن‌ها اطمینان حاصل می‌کند. انسان دانا، انسانی است که به فرمان عقل نزدیک شده و خواسته‌های نامعقول را کنار می‌زند. در این حالت، از او اشتباه سر نمی‌زند؛ اما اگر در تشخیص ماهیت خواسته‌ها دچار اشتباه شود، ممکن است از او اشتباه سر بزند؛ بنابراین اشتباه یعنی نادانی. انسانی که اشتباه نمی‌کند، برای خودش دردسر درست نمی‌کند، مشکلی برای خود و دیگران ایجاد نمی‌کند و در آسایش و آرامش و امنیت کامل به سر می‌برد.

این دستور جلسه، ارتباط مستقیم با جهان‌بینی دارد. پیش از ورود به کنگره۶۰ همیشه فکر می‌کردم هرچه سواد بیشتر شود و مدارک تحصیلی بالاتری انسان داشته باشد، داناتر است و زندگی بهتری می‌تواند برای خود درست کند، اما با ورود به این مکان فهمیدم دانایی از مثلثی تشکیل شده که شامل تفکر، تجربه و آموزش است. و برای اینکه این مثلث متقارن باشد، شرطش این است که سه ضلع نام‌برده همسان با هم رشد کنند تا انسان به دانایی مؤثر برسد. در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت هست که شامل ترس، ناامیدی و منیت است، که هر کدام جلوی یکی از اضلاع دانایی را می‌گیرد.

در کنگره، منیت را کنار گذاشتیم، آموزش‌ها را گرفتیم، ترس را کنار گذاشتیم، تفکر کردن را یاد گرفتیم و از تجربیات راهنمایان استفاده کردیم تا این نادانی را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم. رفتارها و انتخاب‌های ما نشانه دانایی ماست. پس دانایی به سواد نیست، به تمدن نیست؛ مثل لباس که نشانه انسانیت نیست، بلکه انسانی باید اندیشید. پس شروع به حرکت کنیم؛ حرکت به سوی ارزش‌ها، زیبایی‌ها و شناخت دنیای درون و بیرون ماست.

راهنما همسفر زهرا (ط)؛
یکی از نکات مهمی که در کنگره۶۰ یاد می‌گیریم، تفاوت بین «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. ممکن است فردی سواد زیادی داشته باشد، کتاب‌های زیادی خوانده باشد و اطلاعات فراوانی داشته باشد؛ اما این اطلاعات به‌تنهایی باعث نمی‌شود که در زندگی تصمیم‌های درستی بگیرد.

سواد بیشتر به آموخته‌ها و اطلاعات ما مربوط می‌شود، اما دانایی یعنی توانایی تشخیص درست از نادرست و شناخت ماهیت مسائل. در واقع، ممکن است من چیزی را بدانم، اما هنوز نتوانسته باشم آن را در زندگی خودم اجرا کنم.

اینجاست که مفهوم دانایی مؤثر برای من اهمیت پیدا می‌کند. دانایی مؤثر یعنی دانسته‌های من وارد مرحله عمل شوند. یعنی اگر می‌دانم صبر کردن درست است، در سختی‌ها صبر کنم؛ اگر می‌دانم قضاوت کردن نادرست است، قبل از شناختن موضوع درباره دیگران قضاوت نکنم؛ اگر می‌دانم بخشش باعث آرامش می‌شود، در زندگی تمرین بخشش داشته باشم.

به نظرم، دانایی مثل بذری است که در وجود انسان کاشته می‌شود، اما تا زمانی که با تفکر، تجربه و عمل همراه نشود، به نتیجه نمی‌رسد. ممکن است یک نفر سواد دانشگاهی زیادی داشته باشد، اما در یک تصمیم ساده زندگی نتواند درست عمل کند؛ در مقابل، فردی با سواد کمتر می‌تواند به دلیل تجربه، تفکر و آموزش صحیح، دانایی مؤثرتری داشته باشد.

برای من، به عنوان یک همسفر، آموزش‌های کنگره زمانی ارزشمند می‌شوند که فقط در حد شنیدن و صحبت کردن باقی نمانند. باید ببینم هر آموزشی چه تغییری در رفتار، افکار و زندگی من ایجاد کرده است. در واقع، شاید بتوانم بگویم: «دانایی چیزی است که می‌دانم؛ اما دانایی مؤثر چیزی است که می‌توانم به آن عمل کنم.» بنابراین هدف من تنها بیشتر دانستن نیست؛ هدف این است که دانسته‌هایم را به عمل سالم تبدیل کنم و قدم‌به‌قدم به انسانی تبدیل شوم که در شرایط مختلف، قدرت تشخیص و انتخاب درست را داشته باشد.

همسفر زهرا (م)؛
دانایی در جهان‌بینی، به توانایی تشخیص ماهیت خواسته‌ها در هر لباس و شکلی تعریف می‌شود. این توانایی از مثلثی شکل می‌گیرد که اضلاع آن آموزش، تجربه و تفکر است. زمانی که هر سه ضلع به اندازه کافی رشد کنند و با یکدیگر متوازن باشند، به «دانایی مؤثر» می‌رسیم؛ یعنی می‌توانیم آنچه را می‌دانیم، به عمل تبدیل کنیم.

در سوی دیگر، مثلث جهالت قرار دارد با اضلاعی چون ترس، ناامیدی و منیت که هر یک در برابر یکی از اضلاع دانایی می‌ایستند و مانع رشد آن می‌شوند. تفاوت سواد و دانایی در یک نکته کلیدی است. دانایی، سواد نیست، تمدن نیست؛ همچنان که انسان بودن، به لباس پوشیدن نیست. سواد، توانایی خواندن و نوشتن و داشتن علم در یک حوزه خاص است؛ اما دانایی، چگونگی به‌کارگیری آن سواد و علم در زندگی و تبدیل آن به رفتاری درست و به‌جا است.

بسیاری از افراد از سواد بالایی برخوردار هستند؛ اما در زندگی‌شان تعادل و آرامش ندارند و برعکس، کسانی را می‌بینیم که حتی سواد خواندن و نوشتن هم ندارند؛ اما در رفتار و تصمیم‌گیری‌هایشان چنان دانایی‌ای از خود نشان می‌دهند که در شگفت می‌مانیم. انتخاب‌های ما در زندگی، نشانه میزان دانایی‌مان است. هر بار که در دو راهی یا چندراهی قرار می‌گیریم و بهترین مسیر را برمی‌گزینیم، از دانایی‌مان بهره برده‌ایم و هرگاه انتخاب اشتباهی داشته باشیم، نشان از نادانی دارد؛ بنابراین دانایی زمانی ارزش پیدا می‌کند که به دانایی مؤثر بدل شود.

دانستنِ  تنها، بدون عمل کردن، تفاوتی با ندانستن ندارد؛ بنابراین بایستی بکوشیم با تقویت اضلاع مثلث دانایی آموزش، تجربه و تفکر و کنار گذاشتن منیت، ترس و ناامیدی، دانایی را به مرحله عمل برسانیم و در آزمایش‌های الهی، با انتخاب‌های درست پیروز شویم.

رابط خبری: همسفر میترا مرزبان خبری
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)، نگهبان‌سایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیک‌آباد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .