English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بان، ناظر کنگره۶۰

دیده‌بان، ناظر کنگره۶۰

هفته دیده‌بان فرصتی است برای قدردانی از بزرگوارانی که با عشق، تعهد و مسئولیت‌پذیری برای استحکام و پیشرفت کنگره۶۰ تلاش می‌کنند. دیده‌بانان، نگهبانان ساختار و حرمت‌های کنگره۶۰ هستند و با دانش و تجربه‌ای که در طول سال‌ها به دست آورده‌اند، مسیر حرکت را برای اعضاء روشن‌تر می‌کنند. در رابطه با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» با دیده‌بان مسافر جواد گفتگویی ترتیب داده‌ایم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.

مسافر جواد با تخریب ۱۰ سال آنتی‌ایکس مصرفی‌ تریاک وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت ۱۰ ماه به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی مسافر بابک سفر کردند. ورزش ایشان در کنگره۶۰ کشتی است. مدت ۱۳ سال و ۱۰ ماه است که از دام اعتیاد رها شده‌اند. ایشان در جایگاه‌های مختلفی از قبیل: نگهبانی جلسات، مرزبانی، راهنمایی و ایجنتی شعب و ... خدمتگزار بوده‌اند و در حال حاضر در جایگاه دیده‌بان در حال خدمت هستند.

در تمام سال‌هایی که در کنگره۶۰ خدمت کرده‌اید، کدام خدمت یا اتفاق بیشترین تأثیر را بر روی شما داشته است؟

همه جایگاه‌ها شرایط خاص خودشان را دارند؛ اما مواردی که باعث شده است به نمایندگی شهرهای مختلف از جمله: بیرجند، خاف، تربت حیدریه و سایر نمایندگی‌هایی که تازه شروع به کار کرده‌اند سفر کنم؛ باعث شده رفت و آمدی در این مسیر انجام بگیرد و با طی کردن این مسیرها کمک بسیار زیادی به انسان‌ها می‌شود. در کنگره۶۰ سفرهایی که برای مسافر و همسفر به دلایل مختلف از قبیل: رهایی، گرفتن شال یا موارد دیگر ترتیب داده می‌شود، خود این سفرها می‌تواند بسیار کمک نماید و اتفاقات خوبی را رقم بزند.

شما که هم تجربه سفر و هم تجربه خدمت دارید، به نظر شما کدام‌ یک بیشتر باعث رشد انسان می‌شود، آموزش گرفتن یا خدمت کردن؟ چرا؟

آموزش‌ گرفتن و خدمت‌کردن هر دو لازم و ملزوم هم و هر دو کمک‌کننده هستند. ما توسط آموزش‌های کنگره۶۰ از جمله: سی‌دی‌ها و نوشتارها مطالبی را می‌آموزیم و بایستی همه این‌ها در بوته تجربه و آزمایش قرار بگیرد که در بستر خدمت کردن و زندگی در کنار اعضاء کنگره۶۰ این اتفاق رخ می‌دهد و با کمی تفکر که هر شخصی انجام می‌دهد؛ چرخه آگاهی و دانایی‌اش کامل‌تر می‌شود و می‌تواند استفاده نماید.

از دید شما جایگاه دیده‌بان در ساختار کنگره۶۰ چه پیامی برای مسافران و همسفران دارد؟

یکی از مواردی که به انسان کمک بسیاری می‌کند این است که هر عمل و هر کاری در هستی انجام بدهد، توسط هستی دیده و رصد می‌شود و می‌تواند این پیام را برای مسافران و همسفران داشته باشد که در قسمتی از این ساختار، اشخاصی هستند که رفتار و اعمال انسان‌ها را مشاهده می‌کنند؛ همچنین عملکرد یک نمایندگی و یک لژیون را می‌بینند و هر کار یا خدمتی که انجام بدهند، توسط عزیزانی است که دیده می‌شود و پاداش خودشان را دریافت می‌کنند.

بعضی از مسافران با وجود داشتن آموزش و راهنماهای خوب در مسیرشان به نتیجه نمی‌رسند، سهم خود فرد در این مسئله چه قدر است؟

عوامل زیادی در این‌که یک نفر به نتیجه نمی‌رسد می‌تواند نقش داشته باشد که خلاصه‌اش همان مثلث خواست، تقدیر و فرمان است و خود فرد بیشترین سهم و بار مسئولیت را در لحظه به دوش می‌کشد که مربوط به بخش خاص می‌باشد و اگر بخواهد به نتیجه برسد بایستی تلاش کند تا بتوانداز سختی‌ها عبور نماید.

آیا تا به حال شاگردی داشته‌اید که رفتار یا مسیرش باعث شود شما به عنوان راهنما خودتان مطلب مهمی یاد بگیرید؟

من هر آنچه را که تا به حال از شاگردان، رهجوهایم، اعضاء کنگره۶۰ فرا گرفته‌ام از رفتار آن‌ها بوده است. به نوعی یک مسیر دو سویه است، هم استاد به شاگرد و هم شاگرد به استاد می‌تواند بیاموزد و این تبادل آموزش بین طرفین وجود دارد.

اگر روزی بین خواسته شخصی خود و مسئولیتی که در کنگره۶۰ دارید قرار بگیرید کدام یک برای شما معیار تصمیم‌گیری خواهد بود؟

این دو مورد جدا از هم نیستند، مسئولیتی که انسان دارد قاعدتاً برای خودش است و انجام آن مسئولیت می‌تواند بسیار کمک کند برای این‌که انسان قوی‌تری شود و در بستر تزکیه و پالایش قرار بگیرد تا بتواند به خواسته‌های شخصی خودش برسد. انجام صحیح مسئولیت‌ها؛ چرا که هر انسانی تا مسئولیت را بلد نباشد و آن مسئولیت را قبول نکند قاعدتاً به خواسته‌های شخصی خودش هم نمی‌تواند برسد؛ پس زمانی که مسئولیتی را با اختیار کامل می‌پذیریم بایستی سعی کنیم به نحو احسن انجام بدهیم و زمانی‌ که مسئولیت‌پذیر شدیم آنجاست که می‌توانیم خواسته‌های شخصی خود را نیز به خوبی انجام بدهیم.

به نظر شما یک راهنما تا کجا باید کنار رهجو باشد و از کجا به بعد باید اجازه بدهد خودش زمین بخورد و تجربه کند؟

به نظر من چه در سفر اول و چه در سفر دوم، یک‌ سری کارها را راهنما و یک‌ سری کارها را رهجو باید انجام بدهد، بهتر است که این فاصله حفظ شود. چه در سفر اول و چه در سفر دوم، راهنما و رهجو کارهایی که مربوط به خودشان است را انجام بدهند، قاعدتاً راهنما در سفر اول و در سفر دوم راه را نشان می‌دهد و خود رهجو است که بایستی در هر مرحله‌ای کارهایی که خودش باید انجام بدهد را انجام می‌دهد و اگر زمین بخورد به او اجازه بدهند مجدداً خودش را در بوته آزمایش قرار بدهد تا ان‌شاءالله موفق شود و از آن مرحله عبور نماید.

خدمت زیاد گاهی می‌تواند انسان را از هدف اصلی‌اش دور نماید. شما چه طور تشخیص می‌دهید که خدمتتان از روی عشق است یا از روی نفس و دیده شدن؟

همیشه این‌طور نیست که خدمت زیاد انسان را از هدفش دور نماید. بهترین راه تشخیص شاید این‌طور باشد، وقتی که جایگاه خدمتی از قبیل: دوره مرزبانی، دوره ایجنتی یا دوره راهنمایی را طی می‌کنید و دوباره در آن جایگاه قرار بگیرید، اگر انرژی لازم را دریافت کنید؛ یعنی این‌که از انجام کار لذت می‌برید نه از به دست آوردن و دیده شدن، به عنوان مثال یک نفر بعد از این‌که دوره مرزبانی‌اش به اتمام می‌رسد برای بار دوم از دوره مرزبانی نتواند به فرد انرژی لازم را بدهد یا نتواند آن انرژی لازم را بگیرد، این خودش نشان‌دهنده این است که از انجام کارها و از انجام خدمت لذتی نمی‌برد و بیشتر به دنبال نتیجه و دیده شدن است. به نظر من به خاطر همین است که در کنگره۶۰ گاهی اوقات لژیون خدمتگزار، لژیون مرزبانی می‌شود یا گاهی اوقات لژیون خدمتگزار، لژیون راهنماها است، این‌که راهنما از انجام کاری که از جایگاه قبلی‌اش شاید متفاوت باشد، برخوردش نسبت به آن خدمت به چه شکل است؟ این‌ها حالاتی است که تقریباً می‌توان تشخیص داد که من به انجام کار و خدمت به انسان‌های دردمند لذت می‌برم یا این‌که هدف من این است که دیده شوم و نتیجه کار برای من مهم باشد.

طراحان سوال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) و همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر بهناز (لژیون چهاردهم)
مصاحبه‌کننده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون سوم)
ارسال: همسفر زکیه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بنیان مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .