English Version
This Site Is Available In English

خدمت؛ هدیه‌ای برای ترکیه و پاک‌سازی درون

خدمت؛ هدیه‌ای برای ترکیه و پاک‌سازی درون

پنجمین جلسه از دوره هشتاد و پنجم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا نمایندگی شادآباد با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» با استادی راهنمای محترم تازه‌واردین مسافرمحمد، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر رضا در روز چهارشنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۶/۰۴ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد


سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر. خداوند را شاکرم که این توفیق را به من عطا فرمود تا در این جایگاه حضور یابم. از راهنمای عزیزم حسین آقا، که این فرصت را برای خدمت در اختیار من قرار دادند، صمیمانه سپاسگزارم. همچنین این هفته را به جناب مهندس، خانواده محترم ایشان، تمامی دیده‌بانان و همه اعضای کنگره ۶۰ تبریک عرض می‌کنم.

به باور من، تفاوت نگاه یک مسافر با یک دیده‌بان در این است که هر فرد بر اساس جایگاه، میزان شناخت و تجربه خود به مسائل می‌نگرد. من به‌عنوان یک مسافر، بخشی از دانسته‌ها و تجربیات درونی خودم را بیان می‌کنم؛ اما دیده‌بان با نگاهی گسترده‌تر، شرایط شعبه و مسائل موجود را مشاهده می‌کند و بر اساس آنچه می‌بیند، سخن می‌گوید. طبیعتاً هر شخص نیز به اندازه ظرفیت و توانایی خود، از این مطالب برداشت می‌کند.

همان‌طور که در مطالب و آموزش‌های کنگره، به‌ویژه در سی‌دی «محور»، درباره جایگاه و رسالت دیده‌بانان عزیز سخن گفته شده، مسئولیتی که بر عهده گرفته‌اند بسیار ارزشمند و سنگین است. به‌راستی باید گفت خوشا به سعادتشان که در این جایگاه خدمت می‌کنند.

اگر بخواهم به سفر اول خود بازگردم، باید بگویم که در مسیر درمان، گاهی انسان به‌شدت به راهنمای خود نیاز دارد. زمانی که از درِ کنگره وارد می‌شوم، ممکن است از نظر جسمی و روانی شرایط خوبی نداشته باشم و احساس کنم تمام وجودم قفل شده است. اما هنگامی که با راهنمای عزیزم سخن می‌گویم، آن انرژی و آرامشی که خداوند در وجود یک راهنما قرار داده، به من نیز منتقل می‌شود. دریچه‌های حس انسان گشوده می‌شود و دوباره توان و انگیزه لازم برای ادامه مسیر را پیدا می‌کند.

من واقعاً شاکر خداوند هستم و از راهنمایم سپاسگزارم؛ چراکه در سفر اول بسیار برای من زحمت کشید. سفر اول من با سختی‌های بسیاری همراه بود. درد و رنج زیادی را تجربه کردم و گاهی نیروهای منفی بسیاری در درونم فعال می‌شدند؛ احساساتی مانند ترس، بی‌اعتمادی و دیگر حس‌های منفی که حاصل عملکرد و انتخاب‌های گذشته خودم بود.

من تصمیم گرفته بودم که تغییر کنم و در مسیر ارزش‌ها گام بردارم. در کنگره ۶۰ به‌تدریج با این موضوع روبه‌رو شدم که بسیاری از حس‌های منفی، نتیجه همان گذشته و عملکرد خود انسان هستند و برای عبور از آنها باید مسیر درمان و آموزش را با صبر و تحمل طی کرد. در طول سفر اول، گاهی این نیروهای منفی را در خودم و حتی در خواب تجربه می‌کردم و فشار بسیاری را تحمل می‌کردم. اما با وجود تمام این سختی‌ها، سفر اول را به پایان رساندم.

یکی از بزرگ‌ترین هدیه‌هایی که خداوند به من داد، فرصت خدمت کردن بود. زمانی که در مرزبانی شعبه رازی خدمت کردم، حقیقت بزرگی را درک کردم: خدمت کردن می‌تواند تأثیری عمیق بر درون انسان داشته باشد. احساس می‌کردم اگر تمام کارهایی را که برای رسیدن به آرامش انجام می‌دادم در کنار هم قرار دهم، هیچ‌کدام به اندازه خدمتی که در کنگره انجام دادم، در پاک شدن آن حس‌های منفی و کنار رفتن گرد و غبارهای درونی‌ام مؤثر نبود.

این را به‌عنوان یک تجربه شخصی بیان می‌کنم. در طول خدمت، به‌تدریج احساس کردم بخشی از تاریکی‌ها و حس‌های منفی گذشته از پیش‌روی چشمانم کنار می‌روند و نگاه من به زندگی تغییر می‌کند. این برای من هدیه‌ای بسیار بزرگ بود.

خداوند را شاکرم که به واسطه جناب مهندس و ساختاری که در کنگره ۶۰ ایجاد شده، این لیاقت و اجازه را پیدا کردم که خدمت کنم. در واقع، خدمت فرصتی است که انسان بتواند علاوه بر کمک به دیگران، خودش نیز رشد کند و از آموزش‌ها بهره‌مند شود.

مدتی پیش با یکی از دستیاران دیده‌بانان گفت‌وگو می‌کردم. ایشان مطلب بسیار ارزشمندی را مطرح کردند که هر تازه‌واردی که وارد کنگره می‌شود، در ابتدا ممکن است از نظر روحی و روانی شرایط مناسبی نداشته باشد، اما زمانی که مسیر درمان را طی می‌کند و به رهایی می‌رسد و وارد سفر دوم می‌شود، همان‌طور که حال خودش بهتر می‌شود، می‌تواند با خدمت کردن، به بهتر شدن حال دیگران نیز کمک کند.

من این موضوع را در زندگی خودم تجربه کردم و به این نتیجه رسیدم که باید در اینجا خدمت کنم. احساس می‌کنم بخشی از حس‌های منفی و رفتارهای ضدارزش گذشته، با آموزش و خدمت، به‌تدریج کمرنگ شده‌اند و این مسئله برای من بسیار ارزشمند است.
در پایان، بار دیگر این هفته را به جناب مهندس، خانواده محترم ایشان و تمامی دیده‌بانان کنگره ۶۰ تبریک می‌گویم. از نگاه من، دیده‌بانان از ستون‌های مهم و اساسی کنگره هستند. هر دیده‌بان، با حضور در شعب مختلف، شرایط را بررسی می‌کند، با اعضا ارتباط دارد و نسبت به مسیر حرکت شعبه و مسافران و همسفران، توجه و مسئولیت کامل دارد. از خداوند می‌خواهم به همه این عزیزان توان و توفیق بیشتری برای ادامه خدمت عطا فرماید. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، سپاسگزارم.

تایپ، ویراستاری و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .