English Version
This Site Is Available In English

احیا در مسیر کنگره 60 امکان پذیر است

احیا در مسیر کنگره 60  امکان پذیر است

جلسه چهاردهم جلسه از دوره سی‌وهفتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی رودکی با استادی دیده‌بان محترم خانم آنی کماندار و نگهبانی همسفر لیلا و دبیری مسافر علی اکبر با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» در تاریخ 2 شهریور 1405 راس ساعت 16 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که امروز در خدمت شما هستم. هفته‌ی دیده‌بان است و چند کلمه‌ای در مورد هفته‌ی دیده‌بان صحبت می‌کنم. زمانی که آقای مهندس کنگره را در سال ۷۶ تأسیس کردند؛ ایشان و هفت الی هشت نفر بودند. این اشخاص افرادی بودند که سقوط آزاد داشتند؛ یعنی قطع ناگهانی مواد داشتند و در کارگر جنوبی کوچه‌ی مهدی‌زاده بودند.

در آن‌جا یک ساختمانی بود یک زمانی در بعضی از طبقات جلسات برگزار می‌شد و خب جلسه برگزار می‌شد یک ساعت‌هایی NA و یک ساعت‌هایی کنگره۶۰ بود و بعد از آن در سهرودی جنوبی یک ساختمانی که برای ستاد بود؛ ولی آقای مهندس صحبت کرده بودند و هماهنگ کردند که زیرزمین‌ را که حالت انباری بود و در آن‌جا تحقیقات کرده بودند و اولین جلسات کنگره در این دو ساختمان در کارگر جنوبی و سهرودی برگزار می‌شد و هفت، هشت ده نفر بیشتر نبودند؛ ولی با گذشت زمان یواش‌یواش تعداد آدم‌ها بیشتر شد و افرادی که مصرف‌کننده بودند؛ معمولاً با خانواده‌هایشان می‌آمدند که خانواده‌ها در حیاط می‌ایستادند یا جلوی در منتظر مسافرهایشان بودند که درمانشان تمام شود و آن‌ها را همراهی می‌کردند و حضوزشان مزاحمت ایجاد می‌کرد، بعد یواش‌یواش آقای مهندس تصمیم گرفتند که یک بخش همسفرها هم به ساختار اضافه کنند و همچنین که افراد اضافه‌تر می‌شد ساختار شکل گرفت.

چیزی به اسم لژیون‌ها نبود. بعضی از افراد که سقوط آزاد بودند به کنگره و می‌آمدند و بعد می‌گفتند کنگره چیست؟ درمان تدریجی چیست؟ من شما را  دو روزه ترک‌ می‌دهم خوب می‌شوی؛ اما به تدابیری که آقای مهندس کردند یواش‌یواش ساختار راهنما و لژیون‌ها شکل گرفتند، آمدند منابع آموزشی گذاشتند و از آن‌ها امتحان گرفتند و عزیزانی که قبول شدند راهنما شدند چه همسفرها چه مسافرها و این‌طوری شد که  وقتی لژیون‌ها شکل گرفتند؛ راهنما‌ها نیز شکل گرفتند و یواش‌یواش انسجام بهتر شد، قوانین به‌وجود آمد و چون شعب و تعداد رهجوها زیاد شدند؛ رسیدگی سخت شد.

آقای مهندس خودشان تصمیم گرفتند نفر دوم را انتخاب کنند و نفر سوم و مشارکت سه نفر نفر چهارم به این ترتیب دیده‌بان‌ها در ساختار کنگره اضافه شدند؛ چون شعب زیاد بود و نیاز بود که تقسیم کار و مسئولیت‌ها را عهده‌دار شوند تا سیستم بهتر اداره شود. تا این‌که ‌‌خانم آنی، مادرم دیده‌بان همسفرها بودند و به مرور زمان من  دیده‌بان ورزش شدم و خانم آنی بعد از مدتی که به کنگره خدمت کردند؛ مقداری کسالت داشتند، مشورت کردند و اداره‌ی همسفران را هم به من دادند که با همسفرها مشغول خدمت شدیم؛ ولی چون آن‌قدر شعب زیاد شد من به تنهایی نمی‌توانستم امور همسفران را اداره کنم؛ اسیستانت‌ها به‌وجود آمدند.

بیست و اندی اسیستانت هستند که هر کدام در قسمت‌های مختلف فعالیت می‌کنند و  اسیستانت آموزش، اسیستانت ورزش، اسیستانت مالی سردار، راهنماها، راهنما‌های تازه‌واردین، امور مرزبانی و اسیستانت میکروفن‌گردان و به این ترتیب یک‌سری اسیستانت‌های رابط که شعب را اداره می‌کنند؛ پس یک مجموعه‌ای است که من به تنهایی این کار را نمی‌کنم. یک مجموعه از خانم‌های همسفر هستند که هر کدام از این عزیزان و با توجه به مسئولیتی که بر عهده دارند یکی دو نفر دستیار تا شش یا پنج کمکی دارند و کارها را انجام می‌دهند. قسمت همسفران و قسمت دیده‌بان‌ها که هر کدام از آقایان مسئول یک قسمت هستند امور مرزبانی، راهنمایان آقای تراب‌خانی مرزبانی تازه‌واردین، ورزش، قسمت OT و به همین ترتیب یک ساختار  مشابه آن دستیار دیده‌بان است و اداره می‌شود.
ساختمان سیمرغ ساختمان اداری می‌شود به همین ترتیب در قسمت خانم‌های مسافر هم دیده‌بان دارند و عزیزان اسیسانت که ساختمان خانم‌های مسافر را اداره می‌کنند و یک مقدار راجع به ساختار دیده‌بانی خدمت شما توضیح دادم و خیلی نمی‌خواهم صحبت کنم یک مقدار از منابع آموزشی کنگره صحبت کنم که خیلی زیاد است و هر هفته آقای مهندس صحبت می‌کنند؛ ولی یک مطلبی خدمتتان عرض کنم این است  که انسان موجودی است که ظاهراً یکی است؛ ولی وقتی که وارد انسان می‌شویم متوجه می‌شویم که یک مثلثی هست که  شامل جن، روح و نفس است که نفس خواسته دارد و همیشه انسان در زمانی که متولد می‌شود و تا زمانی که حیات دارد از کودکی تا بزرگسالی همیشه انسان‌ها خواسته‌های مختلف در زندگی‌شان دارند.

چیزی که مهم است و ما در کنگره اسمش را جن و روح گذاشتیم ممکن است که بگویند فرشته سمت چپ و فرشته سمت راست یا می‌گویند ملک سمت چپ ملک سمت راستو  اسم‌های مختلفی مانند شخص وزیر یا قمر وزیر اسم‌های مختلفی در فرهنگ ما قائل شدند؛ ولی در کنگره اسم‌شان را جن و روح گذاشته‌ایم که روح منشأ الهی و پاکی و جن که منشا تاریکی است و همیشه انسان درطول حیات‌اش خواسته دارد و همیشه در بین این دو نیرو هر لحظه در کشاکش است.

بین روح و جن که از انسان می‌خواهد به خواسته‌اش برسد؛ ولی همیشه در کشاکش بین این دوتا نیرو است که بخواهد از کدام طریق به خواسته‌اش برسد و این خیلی مهم است هر چقدر انسان خردش بیشتر باشد و به، روح‌ توان و قدرت بدهد و در جهت روح حرکت کند؛ قطعاً آن نیرو در انسان قوی‌تر می‌شود و برعکس آن هم می‌شود؛ وقتی می‌خواهد به خواسته‌اش برسد به هر طریقی جن در انسان قدرت می‌گیرد و انسان را به سمت تاریکی سوق می‌دهد.
مطلبی که جالب بود آقای آمین اگر اشتباه نکنم در سی‌دی زیر‌آب بودکه اگر هر کسی هر مشکلی که دارد‌؛ حتی اگر رهجو از راهنمای خودش دلخور بشود‌؛ حتی اگر تعدای از راهنما باهم همکار باشند و هر کس در هر جایگاهی اول؛ باید این موضوع  را با خود شخص مطرح کند این خیلی مهم است. ممکن است شما مشکل را با خود آن شخص مطرح کنیدو  آن فرد متوجه نشده باشد که اشتباه می‌کند  یا اشتباه خود را می‌پذیرد و قبول می‌کند یا این‌که اشتباه خود را نمی‌پذیرد و می‌گوید کار خوبی را انجام دادم و من روی حق هستم به هر ترتیب؛ شما مشکل خود را مطرح کردید با خود آن شخص اگر  اشکالی به‌وجود می‌آید این خیلی کمک می‌کند وقتی شما آن مشکل را مستقیم با آن فرد مطرح نمی‌کنید و مشکل را به دیگران می‌گویید؛ ناخودآگاه باعث این می‌شود که در جهت تاریکی حرکت کنید و فضا مسموم شود و  وقتی شما آن مشکل را به خود آن شخص نمی‌گویید و به همه می‌گویید؛ این فضا را منفی و ناخودآگاه شروع به غیبت می‌کنید و آن فرد ممکن است که نداند که اشتباه می‌کند؛ ولی وقتی به خود شخص می‌گویید آن شخص متوجه‌ی اشتباه خود می‌شود و وقتی که این مسئله تکرار شود و افراد دیگری بروند و مشکل خودشان را با آن شخص مطرح کنند ممکن است نقطه تفکری در آن شخص ایجاد شود که نکند کار من اشکال دارد و این فرصت به آن فرد داده می‌شود که بتواند اشکال خودش را تصحیح بکند؛ حتی ممکن است زمانی برسد که شما در ذهن خودتان طلبکار شخصی هم شوید و عمیقاً ممکن بدهکار هم باشید و این تصور شما است که طلبی از ایشان دارید یا این شخص به شما بدی کرده یا حرفی زده است؛ چون همیشه آموزش‌ها شیرین نیست، همیشه آموزش‌ها ناز و نوازش نیست.

وقتی که راهنما می‌خواهد یک رهجو را شکل دهد و کمک کند که از تاریکی‌های اعتیاد بیرون بیاید و برای همسفرها به شکل دیگری است بعضی وقت‌ها ممکن است رهجو یک حرکت اشتباهی بکند و یا راه را کج می‌رود و  راهنما برای این‌که آن رهجو خدمت کند؛ ناگزیز می‌شود آن رهجو را توبیخ یا خیلی محکم و سخت با آن رهجو صحبت کند؛ البته در چاشنی احترام و حرمت نه این‌که بخواهد بی‌ادبی یا توهین به آن شخص کند و در قالب ادب و احترام ممکن است سخت با آن فرد برخورد کند و برای آموزش آن شخص لازم باشد که شخص به خودش بیاید و بیدار شود و این هم قسمتی از مسئله است؛ ولی در کل اگر مشکلی است اگر با خود شخص مطرح شود خیلی کمک می‌کند که ساختار تصحیح شود و نهایت این‌که آن فرد متوجه می‌شود و اگر آن فرد متوجه نشود؛ شما می‌توانید آن را به مقام بالاتر مطرح کنید این‌طوری مراتب بالاتر در کنگره در نظر گرفته می‌شود؛ ولی بعضی وقت‌ها ما آدم‌ها ناخودآگاه می‌گذاریم که دیگران به خاطر آن حس موقعیت یا شرایطی اجازه می‌دهیم تا دیگران آن ظلم را به ما کنند و می‌ترسیم که موقعیت یا جایگاه خودمان را از دست بدهیم. کلام‌الله می‌گوید: آدم ظالم و انسان مظلوم حکم یکسانی دارندو  تا مظلوم نباشد ظالم به‌وجود نمی‌آید؛ ولی اگر کسی از جایگاه خودش نترسد و از روی ترسش نرود مشکل خود را مطرح کند؛ سه حالت دارد:  یا می‌رود بدگویی‌ می‌کند و در آن ساختار مشکل ایجاد می‌کند یا آن حرف را در دل خودش نگه می‌دارد و خودش را نابود می‌کند این هم یک شق است و شق درست این است که برود و مشکل را با خود شخص مطرح کند و این بهترین حالت است که بتواند هم مشکلش برطرف شود و هم بتواند بتواند رفتارش را تصحیح کندو  مشکل در سیستم حل شود.
در کنگره اگر کسی اشتباهی انجام دهد؛ می‌رفتند بیان می‌کردند:  زیر‌آب ما را زدی یا در سی‌دی که آقای آمین صحبت می‌کردند که داستانی اگر طرف اشتباه می‌کند باید گفته تا اشتباه تصحیح شود؛ چون مثل یک جعبه سیب می‌ماند که یک سیب خراب در آن جعبه است و تمام سیب‌های جعبه را خراب می‌کند این با زیر آب زدن حکمش فرق می‌کند.
باید مشکل را مطرح کنید تا مشکل حل شود. یک مسئله‌ی دیگری است که خداوند در درون ما خمر را قرار داده است و طوری قرار داده است که وقتی در مسیر صراط مستقیم حرکت می‌کنیم این خمر خیلی خوب کار می‌کند و اگر به طرف ارزش‌ها و صراط مستقیم حرکت کنیم؛ این خط خمر خوب کار می‌کند؛ ولی وقتی در جهت ناخودآگاه انسان یا خودآگاه انسان به هر ترتیب در جهت تاریکی و منفی انسان حرکت می‌کند دچار حس‌های منفی خشم، حسرت و… و به‌صورت ناخودآگاه خمر به مرور زمان خراب می‌شود؛ یعنی گویی خداوند با این خمری که در نهاد انسان گذاشته است انسان را کنترل می‌کند. چیزی که مهم است این است که وقتی انسان در صراط مستقیم قرار می‌گیرد؛ این نیرو‌های درونی تحت اختیارش قرار می‌گیرند و این یک شعف و یک لذتی زیادی به انسان می‌دهد. وقتی که نیرو‌های درونی در اختیار انسان  قرار می‌گیرند نیروی درونی مانند حافظه، انسانی که مواد مصرف می‌کند به مرور زمان حافظه اش را از دست می‌دهد و حافظه اش ضعیف می‌شود و همسفرانی که خیلی در فشار باشند؛ شماره‌ی موبایلش را نمی‌تواند حفظ کند یا
شماره‌ی خانه‌شان را یادشان می‌رود؛ ولی وقتی که می‌آیند و آموزش‌ها را می‌گیرند یواش‌یواش حافظه‌شان برمی‌گردد و توانایی فیزیکی هم نمونه‌ا‌ی از قدرت درونی می‌باشد.
این مطلبی بود که مد نظرم بود گفتم خدمتتان عرض کنم مرسی به صحبت‌های من گوش دادید متشکرم.

تهیه و تنظیم: مرزبان خبری نمایندگی رودکی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .