جشن هفته دیدهبان نمایندگی چرمهین، با استادی دیدهبان محترم، آقای مجید سلامی، نگهبانی مسافر ولیالله و دبیری همسفر عاطفه، با دستور جلسه «جشن هفته دیدهبان»، دوشنبه ۲ شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مجید هستم، یک مسافر.
همانطور که میدانید، مهمترین مسئله در کنگره ۶۰، آموزش است. ما در طول سال با ۴۸ دستور جلسه روبهرو هستیم و هرکدام از این دستورجلسات، بخشی از مسیر حرکت و آموزش ما را روشن میکنند.
اما اگر بخواهیم از میان تمام موضوعاتی که برای درمان و رهایی اهمیت دارند، به یکی از بنیادیترین آنها اشاره کنیم، بدون تردید باید از جهانبینی نام ببریم؛ چراکه تنها رهایی جسم از مواد مخدر کافی نیست، بلکه انسان باید نگاه، تفکر و شیوه زندگی خود را نیز تغییر دهد.
در طول سال چهار جشن مهم داریم: جشن دیدهبان، جشن ایجنت و مرزبانان، جشن همسفران و جشن راهنما. شاید در نگاه اول، جشن به معنای قدردانی از یک شخص باشد، اما هدف اصلی این مراسم، یادآوری جایگاه و مسئولیتی است که یک انسان در آن قرار گرفته است.
در هفته دیدهبان نیز موضوع اصلی، شخص دیدهبان نیست؛ بلکه جایگاه و شخصیت حقوقی دیدهبان است. امروز من در این جایگاه هستم و فردا شخص دیگری خواهد آمد. امروز آقای صدیقی دیدهبان است و روزی شخص دیگری این مسئولیت را برعهده خواهد گرفت.
بنابراین آنچه اهمیت دارد، نام و شخص نیست؛ آن جایگاه است و اتفاقی که در آن جایگاه رقم میخورد.
جناب مهندس همیشه نگاه ویژهای به این موضوع داشتهاند. حتی زمانی فرمودند که اسم این مراسم را از «جشن» برداریم. بیش از بیست سال است که دیدهبان هستم و هرچه فکر کردم، نتوانستم کلمهای پیدا کنم که بهتر از «جشن» بتواند مفهوم این روز را منتقل کند.
اما از نگاه من، ساختار دیدهبانی در کنگره، یک جایگاه امانی است. مهمترین موضوع برای من و تمام دیدهبانان این است که بدانیم این جایگاه متعلق به ما نیست؛ امانتی است که برای مدتی در اختیار ما قرار گرفته است.
وظیفه ما این است که تا زمانی که کنگره به ما فرصت داده، از این امانت به بهترین شکل مراقبت کنیم و در نهایت، آن را صحیح و سالم به نفر بعدی تحویل دهیم.

اما برای اینکه بتوانیم دیدهبان خوبی برای کنگره باشیم، ابتدا باید یک کار مهمتر را انجام دهیم: باید دیدهبان خودمان باشیم.
باید مراقب حرکات، رفتارها، افکار و تصمیمهای خودمان باشیم. وقتی من در مسیر کنگره قرار میگیرم، باید همیشه تلاش کنم تفکر و حرکاتم با اصول و مسیر کنگره همگام باشد.
اگر توانستیم ابتدا خودمان را کنترل و هدایت کنیم، آنوقت میتوانیم از جایگاه و امانتی که به ما سپرده شده است نیز بهدرستی مراقبت کنیم.
حدود سه هزار نفر در کنگره، در روزهای جمعه، در کنار یکدیگر ورزش میکنند و با وجود این جمعیت، مشکل و درگیری خاصی میان آنها پیش نمیآید. دلیل این اتفاق چیست؟ آموزش.
من تا امروز این امانت را حمل کردهام و در این مسیر، انسانهای بسیاری آمدند و هرکدام به سهم خود اثری بر جای گذاشتند. گاهی با دیدگاه و روش برخی از آنها همنظر نبودیم، اما گذر زمان نشان داد که هر انسانی میتواند در جای خود، بخشی از این مسیر را به پیش ببرد.
بعضی از این افراد شاید امروز در کنگره حضور نداشته باشند، اما اثر و ردپای خدمتشان همچنان باقی است. آنچه امروز در کنگره میبینیم، حاصل تلاش انسانهایی است که هرکدام در مقطعی، قطعهای از این پازل بزرگ را در جای خود قرار دادهاند.
آدمها میآیند و میروند، اما اثر خدمت باقی میماند و گاهی ارزش یک خدمت، سالها بعد بهتر دیده میشود.
سرعت رشد کنگره نیز امروز به شکل تصاعدی در حال افزایش است. اگر روزی محدودیت راهاندازی شعب از میان برداشته شود، تعداد شعبی که میتوانند در نقاط مختلف شکل بگیرند، شاید برای ما قابل تصور نباشد.
این رشد، نتیجه همان ساختار، آموزش و زحماتی است که در طول سالها پایهگذاری شده است.
پس باید تلاش کنیم از آموزشها دور نشویم. هرچقدر مسئولیت ما بیشتر میشود و هرچقدر مشغلههای ما افزایش پیدا میکند، اتفاقاً نیاز ما به آموزش بیشتر میشود.

این آموزش است که به ما آرامش میدهد. این آموزش است که به من یاد میدهد در برابر مشکلات چگونه برخورد کنم، چگونه تصمیم بگیرم و چگونه در شرایط سخت، از مسیر خود خارج نشوم.
من شخصاً سیدیای نبوده که گوش نداده باشم و گرهای از کارم باز نکرده باشد. با وجود تمام مسئولیتها و مشغلههایی که داشتهام، همیشه سعی کردهام از آموزشها عقب نمانم؛ چون به این باور رسیدهام که پایه و اساس کار ما در کنگره، آموزش است.
آموزش به انسان یاد میدهد چگونه در کنار دیگران زندگی کند، چگونه اختلاف را مدیریت کند، چگونه مسئولیت خود را بپذیرد و چگونه قبل از اینکه دیگری را ببینیم، خودمان را ببینیم.
اگر با آموزش حرکت کنیم، سرعت حرکت ما بیشتر خواهد شد؛ نهفقط در کنگره، بلکه در زندگی بیرون از کنگره نیز.
برای همین است که من به انسانی نگاه میکنم که به گفتههای خودش لباس عمل پوشانده باشد. برای من، حرف زمانی ارزش پیدا میکند که در رفتار و زندگی انسان دیده شود.
تمام مطالبی که جناب مهندس مطرح کردهاند، به باور من، پیش از آنکه به دیگران آموزش داده شوند، خودشان در زندگی و مسیر ایشان به عمل درآمدهاند. به همین دلیل است که این آموزشها برای ما قابل لمس و قابل اعتماد هستند.
و شاید اگر بخواهیم تمام صحبتهای امروز را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: ما در کنگره فقط برای رهایی از مواد مخدر آموزش نمیبینیم؛ ما آموزش میبینیم که چگونه انسانی باشیم که بتواند از رهایی خود مراقبت کند.
کسی که امروز درگیر اعتیاد است، باید بداند که پایان راهش همین شرایط امروز نیست. رهایی امکانپذیر است، اما رهایی فقط قطع مصرف نیست؛ آغاز یک مسیر تازه است.
کسی که در مسیر رهایی قرار گرفته، باید بداند که سرمایه اصلی او، همین آموزشهایی است که دریافت میکند. کسی که رها شده است، باید بداند که رهایی پایان مسئولیت نیست؛ رهایی، آغاز مسئولیت است.
باید مراقب خود باشیم، باید دیدهبان خودمان باشیم و باید آنچه را آموختهایم، در زندگی به عمل تبدیل کنیم.
امروز اگر کنگره ۶۰ پابرجاست و رشد میکند، به این دلیل است که انسانهای بسیاری آمدند، آموزش گرفتند، خدمت کردند، مسئولیت پذیرفتند و امانتی را که در اختیارشان قرار گرفت، بهتر از زمانی که تحویل گرفته بودند، به نفر بعد سپردند.
بنابراین هرکدام از ما، چه یک مسافر تازهوارد باشیم، چه در مسیر درمان باشیم، چه سالها از رهاییمان گذشته باشد و چه در جایگاه خدمت قرار گرفته باشیم، یک وظیفه مشترک داریم: از خودمان مراقبت کنیم، از آموزش دور نشویم و امانتی را که امروز در اختیار ماست، سالمتر و پربارتر به فردای کنگره تحویل دهیم.
چون در نهایت، کنگره متعلق به یک فرد نیست؛ کنگره یک مسیر است که انسانها میآیند، سهم خود را در آن ادا میکنند و آن را به انسانهای بعدی میسپارند.





.jpg)






مرزبان خبری :مسافر عبدالرضا
تایپ:مسافر حسین لژیون دوم
ویرایش وارسال : مسافر پوریا
- تعداد بازدید از این مطلب :
801