اولین جلسه از دوره اول سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی دورود ویژه جشن دیدهبان، با استادی دیدهبان محترم مسافر عبدالله، نگهبانی مسافر ایمان و دبیری مسافر وحید با دستور جلسه (هفته دیدهبان) دوشنبه 2 شهریور ماه ۱۴۰5 ساعت 16:15 شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان عبدالله هستم یک مسافر
بسیار خوشحالم که امروز در نمایندگی دورود در خدمت شما هستم. میدانم هوا گرم است و اذیت میشوید، ولی چارهای نداریم. ما باید رأس ساعت ۴ جلسهمان را شروع میکردیم؛ دوستان مرزبان پیگیری کردند، گفتند شاید تا ۱۰ دقیقه یا یک ربع دیگر مشکل برطرف شود، ولی نشد.
از این جهت بیشتر خوشحالم که رگ و ریشه اصلی من به همین خطه و شهرستان ازنا بازمیگردد. نمایندگی، تازه تأسیس است اما بسیار بسیار خوب و منظم است. بچهها دارند تلاش میکنند و مشخص است که خواستههای قوی برای درمان اعتیاد دارید.
بگذارید کمی از تاریخچه کنگره ۶۰ برایتان بگویم. سال ۷۶ که مهندس به درمان رسیدند و کتاب «۶۰ درجه» را نوشتند، تصمیم گرفتند این راه را در اختیار دیگران هم بگذارند. آن سالها (حدود ۲۹ سال پیش)، اوجِ این بود که میگفتند مصرفکنندگان را به بدترین شکل از جامعه طرد کنید؛ شدیدترین مجازاتها بود و معضلات زیادی وجود داشت. در این بین، یک نفر پیدا شد به نام مهندس و حرف مخالفِ بقیه عقیدهها زد.
گفت من میخواهم این راهی را که انتخاب کردم، ارائه بدهم و پیش ببرم؛ با استفاده از تریاک در آن سالها، میخواهم درمان افراد دیگر را انجام بدهم. خیلی این موضوع سخت بود؛ هم قبول کردنش برای جامعه، هم برای مسئولین کشور. آنها میگفتند بروید ترک کنید، بروید کمپ بزنید یا دارو استفاده کنید (حالا آن موقع شربت تریاک هم خیلی کم بود یا اصلاً نبود). مهندس گفت با همان تریاک به صورت کشیدنی درمان انجام شود. خیلی مقاومت شد،

خیلی حرفهای نامناسبی زدند، اما چون راه درست بود و تفکر، تفکرِ ممتاز و درستی بود، ایستاد. همایش رفت، سخنرانی کرد، مقاله نوشت و توانست یواشیواش کار را با دو-سه نفر پیش ببرد.
بعد که نفرات بیشتر شد، تشکیل این جلسات نیازمندِ افرادی برای اداره کردن بود. آنجا مهندس اولین دیدهبانهای خودشان را انتخاب کردند تا کارِ گروهی و شورایی انجام شود و تفکرِ شخصی نباشد.
آنجا قانونِ کنگره و دیدهبانها شروع به تشکیل شد. آن موقع شرایط انتخاب دیدهبانها مثل الان نبود، چون خیلیها به صورت سقوط آزاد (قطع مواد بدون دارود) میآمدند و چون جمعیت کم بود، قبول میکردند که بدون دارو ادامه درمان بدهند.
الان شرایط انتخاب دیدهبانها خیلی سخت است. زمانی که خودم به عنوان دیدهبان انتخاب شدم، اصلاً در جریان نبودم. یک روز چهارشنبه در ساختمان سیمرغ نشسته بودیم و کارمان را میکردیم؛ برنامه لایو آقای مهندس بود و آنجا اعلام کردند که دو نفر به دیدهبانها اضافه شده که یکیش من بودم. همه میآمدند به من میگفتند؛ گفتم نه، من نیستم! چون جمعهها من ایجنت پارک طالقانی هستم و همیشه با دیدهبانها همکار هستم، اما هیچکدام چیزی به من نگفته بودند. بعد از اینکه مهندس اعلام کردند، گفتند خودِ این دو نفر (من و جواد فلاحی) هم روحشان خبر ندارد. از آقای سلامی پرسیدم چطور به من اطلاع ندادید؟ گفت انتخاب دیدهبان الان متفاوت است؛ ما یک سال تا یک سال و نیم نفراتی که مد نظرمان است را میبریم در شورای دیدهبانها، اسمشان را مینویسیم و شروع میکنیم روی آنها «زوم» کردن؛ رفتار، کردار، عملکرد، نحوه برخورد و اخلاقشان را چک میکنیم. نه یک ماه، نه دو ماه، بلکه یک سال تا یک سال و نیم!
دیدهبانها آدمهای خیلی خاصی نیستند؛ دیدهبانها هم عینِ همه افرادی که الان اینجا نشستهاند، یک روزی همین جایگاه را داشتند. دقیقاً سفر اولی بودند، دقیقاً از مشارکت هراس داشتند، از اعلام سفر در جمع هراس داشتند و انزوا و ناامیدی را داشتند. ولی پذیرفتند که یک بیمار هستند. همین که بپذیریم ایرادمان را ببینیم، ۵۰ درصد راه را برای برطرف کردنش طی کردیم. در وادی نهم میگوید: «اگر بر ماده و مادیات غلبه کنی، ۵۰ درصد نیروی اهریمن را شکست دادهای».
آموزشهای کنگره ۶۰، تجربه کاربردی در زندگی من است. دقت کنید؛ اگر میآیید کنگره و وارد مرحله آموزش میشوید، باید رفتارتان عوض شود. هیچ کار سختی راهنما از شما نمیخواهد؛ فقط میگوید دارو را سر ساعت مصرف کن، در جلسات حاضر باش، سیدیهایت را بنویس و در خوابِ شب دقت کن. به تو نمیگوید برو روی خشمت کار کن یا فلان کار سخت را انجام بده. همین که سرِ نظم باشی، شروعِ خودسازی و بازسازی اخلاقی است. اگر دقت نکنی و با دروغ گفتن از قافله عقب میمانی. اگر روی قضاوت زوم نکنی، یعنی داری از برادر لژیونیات فاصله میگیری. تمام تلاش کنگره ۶۰ این است که یک نفر راه درست را پیدا کند و زندگیاش سامان بگیرد.
چرا افراد کنگره تلاش میکنند به جایگاه خدمتی برسند؟ چون یاد گرفتهاند که «بازتاب درمانشان، حالِ خوشی است که دارند» و این را باید انتقال بدهند. این تفکرِ مهندس است. همین جمعه در پارک طالقانی، آقای مهندس میگفتند دغدغه من الان موضوع چاقی و اضافه وزنِ جامعه است. میگفت میدانید چند نفر رفتند عملهای سنگین معده کردند، ۲۰۰-۳۰۰ میلیون تومان هزینه کردند و خطراتی که در آینده دارند… این دغدغه یعنی به فکرِ همه بودن.
ما به عنوان مسافر وظیفه داریم یکسری از تخریبهای گذشتهمان را جبران کنیم. افرادی که به عنوان همسفر کنار ما هستند، انتخابشان این نبوده که همسرِ یک مصرفکننده باشند. مصرفکنندگانی که با کوچکترین موضوع به هم میریزند یا از خانواده فاصله میگیرند. الان که در مرحله آموزش هستید، باید با تغییراتِ خودتان اینها را جبران کنید. آنها عاشقِ زندگی و فرزندشان بودند که ماندند و ادامه دادند. راحتترین کار برای آنها این بود که تو سیِ خودت و من سیِ خوم. ولی آنها ماندند؛ پس ما هم باید توی حرکتمان، آموزشمان و اصلاحاتمان بیشتر تلاش کنیم.
خیلی ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
در ادامه، تصاویری از شور و شوقِ مسافران و همسفرانِ نمایندگی دورود در جشن هفته دیدهبان را با هم مرور میکنیم؛
لحظاتی که یادآورِ یکدلی و پیوندِ محبت در مسیر درمان است.













عکس : مسافر حسین مرزبان
بارگزاری و ارسال : مسافر حسین مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
369