آموزگار؛ آینهای از عمل و محبت
انسان موجودی است که همواره از طریق آموزش و آموختن از مربی، مطالب جدیدی را فرا میگیرد. در ادامه، بخشی از مطالب جلسه گذشته را مرور میکنم و سپس به موضوع اصلی میپردازم.
هدف این است که انسان خویش را به خویشتن و تدبیر برساند. در ابتدای هر کار، باید مسائل و اشکالات درونی و بیرونی برطرف شود. زمانی که انسان از مرحله صیقل و پالایش عبور کرد، میتوان در وجود او بذر یک خواسته و هدف درست و بنیادی را کاشت و امید داشت که محصول خوبی به بار آورد.
برای مثال، اگر فردی نداند که در چه مرحلهای از پالایش قرار دارد، نمیتواند به دیگران کمک کند. گفتار و کردار یک آموزگار باید با یکدیگر هماهنگ باشند؛ یعنی ظاهر و باطن او باید یکسان باشد. اگر آموزگار خود نسبت به موضوعی که آموزش میدهد آگاهی نداشته باشد، هرگز نمیتواند شاگرد خوبی تربیت کند. استاد باید ابتدا خودش و وجود خودش را بشناسد و به عبارتی، خویش و خویشتن خود را پیدا کند.
انسان باید مسائل درونی خود را بدون ملاحظه و با صداقت بررسی کند؛ چه این مسائل خوشایند باشند و چه ناخوشایند. برای مثال، ممکن است شخصی روزانه پنج گرم تریاک مصرف کند، اما زمانی که راهنما مقدار مصرف او را میپرسد، یک یا دو گرم را بیان کند. راهنما نیز بر اساس اطلاعاتی که دریافت کرده، داروی او را تنظیم میکند. پس از مدتی، فرد حال خوبی نخواهد داشت؛ زیرا اطلاعات نادرستی ارائه کرده و در نتیجه، درمان نیز به درستی انجام نشده است.
از موضوع صداقت که بگذریم، مسئله دیگری که باید به آن توجه کنیم، عصبانیت است. عصبانیت نوعی دیوانگی موقت است. همچنین اضافهوزن میتواند زمینهساز بسیاری از بیماریها باشد. ما باید بسیاری از مسائل ساده زندگی را بیاموزیم؛ حتی بعضی از انسانها هنوز شیوه صحیح صحبت کردن را نمیدانند.
گاهی فرد با صدای بلند و حالت نامناسب صحبت میکند، در مورد هر موضوعی بلافاصله وارد بحث میشود و در زندگی دیگران تجسس میکند و درباره مسائلی از افراد سؤال میکند که ارتباطی با او ندارد. این رفتارها نشاندهنده ناآگاهی و عدم مسئولیتپذیری است.
برای مثال، فردی ممکن است به خاطر اعتیاد خود، شخصی را که برای اولین بار مواد مخدر را در اختیار او قرار داده، مقصر بداند و او را سرزنش کند؛ اما باید توجه داشته باشد که آن شخص تنها در آغاز این مسیر حضور داشته است. بعدها، خود فرد مسئول ادامه این مسیر بوده است. انسان باید مسئولیت اعمال و انتخابهای خودش را بپذیرد.
در هر مشکل و بحرانی، انسان باید به دنبال راهی برای خروج و حل مسئله باشد. اگر به جای پذیرش مسئولیت، همواره دیگران را مقصر بدانیم، از مسیر حل مسئله دور خواهیم شد.
اگر از شخصی رفتار ناشایستی دیدیم، باید از آن رفتار درس بگیریم و بدانیم که چنین رفتاری میتواند به خود ما نیز آسیب برساند. همچنین اگر کسی به ما بدی کند و ما او را نبخشیم، اما خودمان در جای دیگری به شخص دیگری بدی کنیم و از خداوند انتظار بخشش داشته باشیم، باید از خود بپرسیم چگونه میتوانیم انتظار بخشش داشته باشیم، در حالی که خودمان اهل گذشت نیستیم؟
اگر گذشت و محبت را در زندگی خود به کار بگیریم، میتوانیم آن را به دیگران نیز آموزش دهیم. زمانی که انسان میبخشد، احساس لذت و آرامش میکند. گاهی گرفتن یک غذای نذری باعث خوشحالی انسان میشود و گاهی نیز بخشیدن و نذری دادن، لذت و آرامش بیشتری به همراه دارد. حتی زمانی که توانایی مالی زیادی نداریم، میتوانیم از همان اندک داشتههای خود به دیگران کمک کنیم.
افراد صالح و دارای سرشت نیک میتوانند به کسانی که نیازمند محبت هستند، با محبت کمک کنند. محبت مسئله بسیار مهمی است.
هر انسانی دوست دارد دیگران او را دوست داشته باشند؛ اما زمانی به این خواسته میرسیم که خودمان نیز دیگران را دوست داشته باشیم و به آنها محبت کنیم.
اگر به کسی کمک کردیم، باید اجازه دهیم دیگران نیز در صورت تمایل به ما کمک کنند. در کنگره ۶۰ نیز این موضوع رعایت میشود. در هفته دیدهبانی، مرزبانی و راهنمایی، اعضا با اهدای پاکت از خدمتگزاران خود قدردانی میکنند و از زحمات آنان تشکر به عمل میآورند.
برای چاپ یک کتاب، مراحل و شرایطی وجود دارد که باید طی شود. برای انسانی که میخواهد دست دوستی و یاری به سوی دیگران دراز کند نیز مراحلی وجود دارد و باید شرایط لازم را در خود ایجاد کرده باشد.
کنگره ۶۰ زمانی میتواند به نتیجه مطلوب برسد که افراد ابتدا خواستههای درونی و بیرونی خود را بهدرستی بیان کنند.
خواسته فرد، درمان است و باید مسائل و شرایط خود را بهصورت کامل و صادقانه مطرح کند. در این صورت است که میتواند در ادامه مسیر، به دیگران نیز کمک کند.
بنابراین بهتر است ابتدا درون خودمان را اصلاح کنیم تا بتوانیم نتیجه بهتری به دست آوریم. در کنگره نیز مسئله عشق، دوستی و محبت از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
یک راهنما به شاگردان خود عشق میورزد؛ اگر عشق و محبت وجود نداشت، راهنما وقت نمیگذاشت، آموزش نمیداد و برای شاگردان برنامه درمانی و آموزشی تنظیم نمیکرد.
دیدهبانان، مرزبانان و سایر خدمتگزاران نیز به همین شکل خدمت میکنند. در کنگره ۶۰ بسیاری از افراد بدون دریافت حقوق و به صورت داوطلبانه خدمت میکنند. دلیل این خدمت، عشق و محبت درونی و میل به کمک به دیگران است. ما میخواهیم این حس در وجود شما شکل بگیرد تا در ادامه مسیر با مشکلات کمتری روبهرو شویم. این نکته بسیار مهم است. در تمام آفرینش که به خواست خداوند صورت گرفته، یکسان بودن و قانونمندی مطالب به چشم میخورد و این موضوع میتواند در یافتن منابع و آموزشهای دیگر نیز به ما کمک کند. در آفرینش، همه انسانها از یک قانون کلی پیروی میکنند. اگر گندم بکارید، گندم برداشت خواهید کرد.
اگر با خشونت رفتار کنید، دیگران نیز ممکن است با شما با خشونت رفتار کنند و اگر آرامش داشته باشید، احتمال بیشتری دارد که با شما با آرامش برخورد شود.
انسانها تا حدود زیادی مانند آینه عمل میکنند؛ رفتار ما در برخورد دیگران با ما تأثیرگذار است. بنابراین اگر رفتار خوبی داشته باشیم، میتوانیم نتایج بهتری دریافت کنیم. امیدواریم در طول این مسیر و در ادامه فعالیتهای خود، بتوانیم به حل مشکلات و مسائل زندگی در جهان فیزیکی کمک کنیم و انسانهای بیشتری را برای رسیدن به آگاهی و حرکت در مسیر مستقیم یاری کنیم.
در پایان، یادآوری میکنیم که برای این گفتارها و آموزشها ارزش قائل شویم و امیدوار باشیم مطالبی که امروز بیان میشود، در آینده به دست افرادی برسد که بتوانند برای ساختن خود از آنها بهره بگیرند.
این مطالب نباید مانند کتابی باشد که یکبار خوانده شود و سپس گوشهای قرار گیرد و فراموش شود.
باید آموزشها را بهتدریج در زندگی خود به کار بگیریم تا بتوانیم نتیجه واقعی آنها را مشاهده کنیم.
سایت نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
651