در کنگره۶۰، وقتی از جایگاه دیدهبان سخن میگوییم در واقع از کسی صحبت میکنیم که خود، آزمون سخت رهایی را با پیروزی پشت سر گذاشته است. امروز مهمان ویژهای داریم که مسیر تبدیل شدن از یک مسافر ۱۲ ساله درگیر تخریب، به یک رهایی ۲۱ ساله را پیموده است. او با پشتکار و تحت هدایت مستقیم بنیان کنگره، آقای مهندس دژاکام اکنون در جایگاه «دیدهبانی» ایستاده تا مسیر دیگران را شفاف و اهداف کنگره را تضمین کند. با مسافر علیرضا از تجربه شخصی تا نقش حیاتی دیدهبان در ساختار کنگره گفتگو میکنیم.
کنگره۶۰ یک تشکیلات بسیار عظیم و ساختارمند است؛ به نظر شما چرا بدون جایگاه دیدهبانی، تصویر نهایی و عملکرد کنگره میتواند ناقص به نظر برسد؟
کنگره یک مسیر است؛ مثل حرکت یک قطار که هر قسمت این قطار یک رنگ دارد. یک جا رنگ قرمز، یک جا سبز، یک جا آبی، یک جا دیدهبانی با رنگ سفید و یک جا کشنده و محرک و مغز متفکر این ساختار را داریم با رنگ ارغوانی. این مسیر با این رنگها و این طیفها معنا پیدا میکند؛ این رنگینکمان با تکتک این رنگها کامل میشود. دیدهبانی هم یک رنگ است؛ با سفرهایی که در کنگره انجام میشود، نفرت به عشق، کفر به ایمان، قهر به مهر؛ اینها همه کوپههای این قطار است که هرکدام دیگری را میکشد. رنگ سفید یا جایگاه دیدهبانی هم یکی از نقشهای این تابلو است و جایگاه خودش را در این ساختار دارد. بدون رنگ و بدون قوانین این ساختار نمیتواند حرکت کند. از همان ابتدا که آقای مهندس به عنوان بنیان کنگره شروع به فعالیت کردند، این جایگاه و این ساختار تعریف شده بود. هر ساختاری ممکن است بدون قانون شکل بگیرد یا حتی مدتی انجام شود؛ ولی بدون قانون نمیتواند حرکت و مسیر مشخصی داشته باشد. هر ساختاری نیاز به قانون و قانونگذار دارد.
در مسیر توسعه و تکامل کنگره، چه خلأها یا حلقههای مفقودهای وجود داشت که با ورود و تثبیت جایگاه دیدهبانان، این زنجیره ارتباطی و ساختاری تکمیل شد؟
بحث، بحث تفکر است؛ با تفکر، ساختارها آغاز میشوند. تفکر یک مبدأ، یک مقصد و یک هدف دارد. خالق یا صاحب تفکر، ابتدا جایگاه خودش را میبیند و همچنین انتهای آن را میبیند و طول مسیر به صاحب تفکر ربطی ندارد (وادی اول تا پنجم)؛ یعنی من خواستار رسیدن به یک هدف هستم، مبدأ و مقصد را مشخص میکنم و حرکت را آغاز میکنم. با حرکت راه نمایان میشود. در مسیر حرکت، یک سری چشماندازهای کوتاهمدت وجود دارد که بررسی آنها بر عهده دیدهبانان است؛ بنابراین امر اول و امر آخر مشخص است. آقای مهندس تمام تلاششان این است که همه فرزندان کنگره بتوانند با تفکر، ساختار درست کنند. این ساختار چگونه ساخته میشود؟ به مرور زمان و با صبر. آقای مهندس میدانستند کنگره قرار است به کجا برسد؛ اما چگونگی طی شدن این مسیر را نمیدانستند؛ در ادامه هرچه کنگره۶۰ شعاع اضافه کرد، هر چه قدر دایره به دور خودش چرخید و با هر فصل و ماهی که کنگره حرکت کرد، مقداری به شعاع این حلقه اضافه شد؛ با جسم شروع شد، با روان ادامه پیدا کرد و در نهایت با جهانبینی و ایمان، این حلقه کامل خواهد شد. تمام تلاش آقای مهندس این بوده است که هر کس میخواهد در این مسیر حرکت کند، در این سه ضلع حرکت کند: جسم، روان و جهانبینی و در کنار آن عقل، عشق و ایمان.
مهندس دژاکام، دیدهبانان را سفیران کنگره۶۰ نامیدهاند؛ با توجه به اینکه در این هفته، دیدهبانان به شعب میروند، آنها در واقع سفیر چه مفاهیمی در شعب هستند و حضور دیدهبان در شعب چگونه میتواند منجر به ایجاد نگاه جدید، تحرک و دم و نفس تازهای در شعب شود؟
به نظرم این سؤال را باید از هر سفیری جداگانه پرسید؛ چون هر کدام در قسمت و جایگاه متفاوتی فعالیت دارند؛ مانند انضباطی، مالی، تازهواردین و ...؛ پس جایگاهها متفاوت است. من راجع به باورها صحبت میکنم؛ یعنی وادی چهاردهم. ما سفیران عشق و محبت هستیم؛ یعنی همه اعضاء کنگره۶۰ سفیران عشق و محبت هستند. تنها سلاح دیدهبانان عشق است؛ آنها به شعب میآیند و قوانین را بررسی میکنند؛ میبینند آیا مجریان، قانونها را بهدرستی اجرا میکنند، بازخورد اجرای آن قانونها چگونه است. آیا قانونی نیاز به اصلاح دارد یا خیر؟ در واقع همه ما برای یک هدف حرکت میکنیم، برای یک سفر اولی در کنگره۶۰. اینکه یک انسان دردمند به واسطه اعتیاد وارد شعبه شود و بتواند مسیر خودش را طی کند و به سفر دوم برسد. به نظرم تمام این جایگاهها و فعالیتها در نهایت برای همین هدف است.
با توجه به تجربه ارزشمندتان، برای اینکه فردی بتواند در این سطح حساس، شایسته عنوان «دیدهبانی» شود، چه ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی ویژهای باید در وجود او نهادینه شده باشد؟
یکی از خصوصیات مهمی که آقای مهندس دژاکام همیشه روی آن تأکید دارند این است که دیدهبانها باید انسانهای بااخلاقی باشند. دکتر امین هم در مورد قله قاف صحبت میکنند و اولین موضوعی که به آن اشاره میکنند داشتن اخلاق حسنه و این است که با ادب و مهربانی با یکدیگر برخورد کنیم. به نظر من مهمترین ویژگی که یک دیدهبان قرار است به آن نزدیک شود همین خلقوخوی حسنه است. وقتی همه انسانها را دوست داشته باشید و با محبت با آنها برخورد کنید، بهطور طبیعی انسانها هم تو را دوست خواهند داشت؛ در واقع اگر قرار باشد در جایگاه دیدهبانی خدمت کنیم، قبل از هر چیزی باید بتوانیم اخلاق حسنه، محبت و احترام را در رفتار خودمان نشان بدهیم.
با توجه به اینکه شما از نزدیکترین افراد به آقای مهندس بودهاید و آموزشها را مستقیماً از ایشان دریافت کردهاید، به نظر شما نقطه اشتراک و نگاه ویژه ایشان در جهانبینی و سرفصلهای اصلی کنگره چیست که آن را از سایر رویکردها متمایز میکند؟
در ساختار کنگره بعد از ریشه، تنه درخت قرار دارد و بعد از تنه درخت، شاخ و برگها هستند. بعد از بنیان کنگره۶۰ دیدهبانان قرار دارند؛ یعنی آقای مهندس دژاکام هدف را مشخص میکنند و دیدهبانان قوانینی را مشخص میکنند تا بچههایی که وارد کنگره میشوند بتوانند به سلامتی به آن هدف برسند. کنگره۶۰ اضافات ندارد و ما در آن درس تخصصی میخوانیم. یک سفر اولی بر اساس عقل، در کنگره۶۰ قدم برمیدارد، یک سفر دومی با شال خودش بر اساس روان در کنگره۶۰ قدم برمیدارد و کسی که میخواهد به تطبیق صور آشکار و پنهان برسد، نیاز به جهانبینی دارد و بر این سه اساس پایهریزی شده است. بقیه مطالب عملی کنگره ما را به این خطوط نزدیک میکند و کسی میتواند به بنیان کنگره نزدیک باشد که بتواند این خطوط را به همراه داشته باشد. آقای مهندس پشتیبان نمیخواهند؛ ایشان میگویند ما همگی باید در کنار یکدیگر حرکت کنیم و در نهایت دانش و آموزش آقای مهندس در اختیار همه قرار میگیرد. ایشان شاگرد خصوصی ندارند و مطلبی که آقای مهندس میگویند برای همه یکسان است؛ یک دیدهبان مینویسد و یک سفر اولی هم مینویسد؛ اما بر اساس میزان عمل سالم ما، برداشتهای ما متفاوت است. مثل یک دریای بیکران است که یکی میتواند از آن یک فنجان بردارد و دیگری میتواند یک پارچ بردارد. دریا برای همه یکی است؛ اما میزان برداشت هرکس به ظرفیت و میزان عمل خودش بستگی دارد.
آقای مهندس ۲۸ سال پیش بذر کنگره را کاشتند و امروز شاهد این تشکیلات عظیم و منظم هستیم؛ به نظر شما چه جوهره و نگاه خاصی در نگرش ایشان وجود داشت که توانست این معجزه را در طول این سالها خلق و به این شکل پایدار حفظ کند؟
شما به عنوان خالق یا صاحب یک تفکر اگر هدفتان، هدف الهی باشد، زمانی که فکر میکنید یک ساختار شکل میگیرد؛ اما این ساختار بهتنهایی به امر آخر نمیرسد؛ چون برای رسیدن به هدف، شما یک تشکیلات گسترده میخواهید. در ابتدا خودت هستی و خودت، یعنی قدم اول را خودت برمیداری و بعد قدمهای دیگران با قدمهای تو هماهنگ میشوند و به کمکت میآیند. این موضوع برای همه ساختارهاست و فقط مختص کنگره نیست. اگر امروز آقای مهندس به این ساختار رسیدهاند، به این دلیل است که هدفشان را فراموش نکردهاند و صاحب عمل سالم بودهاند؛ یعنی قانونی را که گذاشتهاند، خودشان هم به آن عمل کردهاند. من بارها دیدهام حتی نزدیکترین اشخاص به آقای مهندس و حتی فرزندان آقای مهندس هم که راهنما شدهاند، در این مسیر آزمون دادهاند. اگر دیدهبان شدهاند، رأی دادهاند، در عمل سالم بازی میکنند؛ به نظر من همین موضوع نشان میدهد که قانون زمانی میتواند در یک ساختار جاری باشد که خود قانونگذار هم به آن پایبند باشد.
شما در صحبتهایتان در جشن دیدهبان امسال به ویژگی عملگرا بودن آقای مهندس اشاره کردید؛ این ویژگی که مربی ابتدا خود به آنچه میگوید عمل میکند، چه تأثیر عمیقی بر روحیه و رفتار رهجویان در مسیر رهایی دارد؟
ما برای عمل به باورها ارزش زیادی قائلیم؛ چون به آنها بها دادهایم. عالم معنا مهم نیست، عالم خاک است که امکان میدهد؛ در واقع ما به باورهای همدیگر اهمیت نمیدهیم، ما به عمل همدیگر اهمیت میدهیم. آقای مهندس با عملشان به همه آموختند. دکتر امین میگویند که ما پدرمان را اول، دو سال به دو سال میشناختیم، بعد شد ماه به ماه و بعد شد روز به روز. چرا این آقای مهندس آن فرد دیروز و سابق نبودند؟ چون آقای مهندس خودشان را اصلاح کردند. وقتی خودت را اصلاح میکنی، در واقع جهان پیرامونت را تربیت میکنی؛ یعنی فرزند من اصلاح و عمل من را میبیند؛ وقتی رهجو عمل من را میبیند، عمل من او را تربیت میکند. اگر شما ساختار آقای مهندس را به این شکل میبینید، چون دائماً در حال اصلاح خودشان هستند؛ صور پنهان، صور آشکار، بعد وقتی بخشش میکند تطبیق انجام میدهد؛ مثل دو میل بافتنی که یکی از زیر و یکی از رو، اینها را به هم میبافند. نگاه میکنید وقتی عمل سالم همراه با دانش الهی عجین میشود، تبدیل میشود به پلی که این همه انسان مصرفکننده ۱۷ تا ۱۸ هزار مصرفکننده در این مسیر حرکت میکنند و این ساختار هیچ خللی در آن ایجاد نمیشود. امیدوارم همه ما بتوانیم این آموزشها را خارج از کنگره عملی کنیم. همه ما در تفکر، مسیر و عمل سالم آقای مهندس قدم برمیداریم و من به خودم به عنوان دیدهبان میگویم آیا میتوانی بیرون از کنگره ساختار تفکری درست کنی که بتوانی خودت بر روی آن قدم برداری؟ و وقتی خودت قدم برمیداری، از قدم عمل سالم تو کسی میتواند همراهت باشد و برسی به آنجایی که قرار است برسی؛ اینها مفهوم زندگی است که ما در کنگره یاد میگیریم.
کلام آخر:
چند سالی است آقای مهندس و دکتر امین در مورد بخشش، ایمان و گذشت صحبت میکنند؛ البته بیشتر هم خواهیم شنید؛ حلقه مفقوده یا ضلعی که فقط اسمش وجود داشت؛ اما عملش کمتر دیده میشد، همان ضلع بخشش یا ضلع ایمان است یا همان ضلع جهانبینی است. ما باید تمام تلاش خود را انجام دهیم؛ درست است که ما در کنگره حضور داریم و کلام را به عنوان خدمتگزار جاری میکنیم؛ ولی آیا زمان هم میگذاریم؟ این مکان که مال کنگره است، کلامی هم که جاری میکنیم باز هم مال کنگره است؛ تنها چیزی که میتوانیم با خودمان بیاوریم زمان است که حکم زر را دارد. اگر ما در کنگره۶۰ زمان و پولمان را هزینه کردیم، آن موقع است که اضلاع کامل میشوند؛ چون تا زمانی که اضلاع کامل نشدهاند، دانش بهتنهایی چیزی جز توهم نیست. حرف است برای حرف که برگرفته از یک تفکر شخصی است ما به نتیجه نمیرسیم. تنها چیزی که همه میتوانند بهصورت رایگان از آن استفاده کنند و صاحب این ساختار گفتهاند رایگان است متد DST است؛ اما همین متد هم احتیاج به آبیاری و مراقبت دارد از طریق اضلاع عقل، عشق و ایمان. ایمان چیست؟ ایمان همان بخشش است، ایمان همان جهانبینی است که ما میتوانیم به واسطه آن نسبت به جهان اطراف، طبیعت و طبع هستی متصل شویم.
مصاحبهکننده: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیکی رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارتش
- تعداد بازدید از این مطلب :
555