English Version
This Site Is Available In English

قوانین، نظارت و مسئولیت‌پذیری؛ شالوده پایداری سیستم

قوانین، نظارت و مسئولیت‌پذیری؛ شالوده پایداری سیستم

چهارمین جلسه از سری جشن های دیده بانی کنگره۶۰ نمایندگی بروجرد ویژه مسافران و همسفران با استادی دیده‌بان محترم آقای ملکی و نگهبانی ایجنت محترم مسافر مجتبی و دبیری مسافر جمشید با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» روز یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد جلسه:

### خلاصه سخنان استاد

سلام دوستان، عبدالله هستم، یک مسافر.

خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که این فرصت را به من داد تا امروز در یکی دیگر از نمایندگی‌های کنگره ۶۰ در خدمت شما عزیزان باشم. راستش را بخواهید، هر جا که به شهرستان‌ها سفر می‌کنم، وقتی می‌بینم ملک و زمین متعلق به خود کنگره است، حس و حال خوب دیگری پیدا می‌کنم. احساس می‌کنم بچه‌ها کار بیشتری کرده‌اند و تلاش مضاعفی به ثمر رسیده است.

بخش مالی برای ما اهمیت بسیار زیادی دارد؛ چراکه از میان چندین شعبه‌ای که من سرپرستی آن‌ها را بر عهده دارم، متأسفانه بیشتر آن‌ها مستأجر هستند و هر سال با مشکل جابه‌جایی، تمدید قرارداد و افزایش چشمگیر قیمت‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در این وضعیت اقتصادی کشور، این افزایش قیمت‌ها کار را برای شعب مستأجر بسیار سخت می‌کند؛ بنابراین امیدوارم همگی قدر این بستر، این مکان ملکی و این موهبت الهی را که در اختیارتان قرار گرفته است، بدانید تا بتوانید به هدف اصلی‌تان که همان حال خوش و درمان است، برسید.

زمانی که بنیان کنگره ۶۰ کارشان را شروع کردند، کاملاً تنها بودند. ایشان برخلاف میل و مسیر جامعه و مسئولین آن زمان قدم برداشتند و حرف متفاوتی را مطرح کردند؛ گفتند: «من می‌خواهم مواد مخدر را با خود مواد مخدر درمان کنم.» در آن دوره همه می‌گفتند به هیچ وجه نباید مواد مصرف کرد، اما ایشان روش درمان تدریجی را مطرح کردند که با ایستادگی و مخالفت‌های شدیدی روبه‌رو شد.

خود من سال ۱۳۸۸ که وارد کنگره شدم، سیستم دیگر جا افتاده بود و شرایط متفاوتی داشت، اما باز هم معضلات خاص خودش را داشتیم. یکی از مشکلاتی که ما در جلسات دیده‌بانی همواره درباره آن گفت‌وگو و بررسی می‌کنیم، چالش‌هایی است که در اثر حواشی بیرون از کنگره به ما وارد می‌شود.

به‌عنوان مثال، بعد از اعتراضات و ناامنی‌هایی که مدتی پیش در کشور رخ داد، ضربه زیادی به کنگره خورد. خیلی‌ها قد علم کردند تا کنگره را از مسیر اصلی‌اش منحرف کنند، به ما انگ فرقه‌گرایی زدند، نامه‌نگاری کردند و در برخی روزنامه‌ها مطالب نادرستی منتشر کردند.

حتی جالب است بدانید که لباس سفید پوشیدن ما، که نشان‌دهنده بهداشت، تمیزی و همبستگی ماست، برایمان دردسر درست کرد و آن را نشانه فرقه‌گرایی دانستند! شرایط به‌قدری حساس شده بود که ما در جلسات دیده‌بانی، با حضور آقای مهندس، حتی در روزهای فرد جلسه اضطراری تشکیل می‌دادیم و در نهایت تصمیم گرفته شد که برای مدتی اعضا در جلسات لباس سفید نپوشند تا امنیت مجموعه حفظ شود.

اما از آنجا که تفکر بنیان کنگره و انسانی که پشت این قضیه بود، کاملاً درست و الهی بود و خواسته مشخصی داشت، تمام این سنگ‌اندازی‌ها شکست خورد و کنگره به مسیر خود ادامه داد. البته این جریان‌ها متأسفانه باعث ریزش موقت بعضی از اعضا شد؛ مثلاً در شمال کشور، شعبه بهشهر که یکی از قوی‌ترین شعبات ما بود و سه نمایندگی قائم‌شهر، گرگان و آزادشهر از دل آن متولد شده بودند و زمین بسیار بزرگی، دو برابر زمین شما، دارد، پس از این قضایا خلوت شد و بچه‌ها دچار مشکل شدند.

تک‌تک ما یک رسالت اولیه داریم که همان درمان اعتیاد است و در بدو ورود، هدف همه ما محسوب می‌شود. اما وقتی از این تاریکی عبور کردیم و رها شدیم، درمان به پیش‌پاافتاده‌ترین مسئله زندگی‌مان تبدیل می‌شود. بعد از آن است که تازه به موضوعات مهم‌تری مانند خودسازی، خدمت کردن و مصرف‌کننده بی‌مصرف نبودن می‌رسیم.

یادمان باشد کنگره ۶۰ برای هیچ‌کدام از ما نباید هدف نهایی باشد؛ بلکه کنگره یک ابزار و وسیله است برای اینکه ما به تکامل، ارتقا و هدف‌های والای انسانی خود برسیم. اگر کنگره را هدف قرار دهیم، یک‌جا از مسیر منحرف می‌شویم؛ اما اگر آن را ابزاری برای رشد خود بدانیم، قطعاً پیشرفت خواهیم کرد.

ما باید یاد بگیریم برای زندگی خود هدف‌های مشخص، باکیفیت و با زمان‌بندی دقیق تعیین کنیم. همان‌طور که در کنگره برای رهایی زمان مشخص ۱۰ تا ۱۲ ماه تعیین شده است، در بقیه کارهایمان هم باید همین‌گونه برنامه‌ریزی کنیم.

مثلاً اگر می‌خواهیم سال آینده ماشین بخریم، باید دقیقاً مشخص کنیم چه ماشینی، مثلاً پراید، با چه رنگی، چه مدلی و در چه تاریخ دقیقی می‌خواهیم تا با برنامه‌ریزی و تلاش به آن برسیم؛ وگرنه بدون مشخص کردن جزئیات و زمان، به مشکل می‌خوریم.

کنگره راهکار رسیدن به این اهداف را به ما آموزش می‌دهد. همسفری که مسافرش رها شده، با همسفری که مسافرش هنوز در حال مصرف است، اهداف متفاوتی دارند و ما باید با استفاده از وادی‌ها و آموزش‌های جهان‌بینی، مسائل زندگی‌مان را واضح و قابل دسترس کنیم.

ما ابتدا به موضوعات فکر می‌کنیم، تفکرمان را گسترش می‌دهیم، آن را تصویرسازی ذهنی می‌کنیم و وقتی حسمان به کار افتاد، شروع به جمع‌آوری اطلاعات و آگاهی می‌کنیم. وقتی ما هفته‌ای سه جلسه آموزش می‌بینیم و با راهنمای خود دادوستد فکری و اطلاعاتی داریم، رفتار ما در زندگی شخصی باید تغییر کند.

جهان‌بینی به ما هنر درست زندگی کردن را می‌آموزد. اگر ما بعد از مدتی آموزش گرفتن، هنوز نتوانیم خشم خود را کنترل کنیم، نقطه تحملمان بالا نرفته باشد و با کوچک‌ترین حرف خانواده یا همسفر از کوره در برویم و ناهنجاری درست کنیم، یعنی آموزش‌های ما کاربردی نبوده است.

درمان و این صندلی‌ها برای این فراهم شده تا ما زندگی، خانه و روابط خودمان را سامان بدهیم.

من اگر امروز خدمت می‌کنم، برای حال خوش خودم است. من اگر به‌عنوان ایجنت پارک طالقانی ساعت‌های طولانی بیدارم و ساعت ۵ صبح همراه بچه‌ها حرکت می‌کنم تا به شعب شهرستان‌ها، مثل بهشهر یا شهرکرد، سر بزنم و فردا صبح برگردم، به این دلیل است که بازتاب مثبت و انرژی آن به زندگی و خلق‌وخوی خودم برمی‌گردد؛ وگرنه ادامه نمی‌دادم.

وقتی می‌گویند دیده‌بانان ستون‌های کنگره هستند، این یک تعریف و تمجید ساده نیست؛ بلکه نشان‌دهنده بار سنگین مسئولیت، نظارت و پاسخگویی آن‌هاست. دیده‌بانان باید قوانین را بنویسند، نظارت کنند و پاسخگو باشند.

مثلاً اگر در جلسات دیده‌بانی تصمیم می‌گیریم ساعت جلسات را مجدداً به روال قبل، ۵ تا ۸ شب، برگردانیم، همه شعب باید آن را دقیقاً اجرا کنند وگرنه من به‌عنوان دیده‌بان رابط باید پاسخگوی آقای مهندس باشم.

جناب مهندس خودشان اولین مجری تمام قوانینی هستند که صادر می‌کنند. در بحث مالی و پهلوانی، ایشان خودشان ابتدا پهلوان شدند و چک ۳ میلیارد تومانی برای نشان بی‌نشان کشیدند.

در درمان سیگار و همچنین درمان چاقی و تغذیه سالم نیز ابتدا خودشان طرح را اجرا کردند. امروز مسئله اضافه‌وزن و سلامت جسم در کنگره بسیار جدی است و مهندس در این باره با هیچ‌کس، حتی قدیمی‌ترین خدمتگزاران، تعارف و ارفاق ندارد؛ زیرا پای جان و سلامتی انسان‌ها در میان است.

در کنگره، درمان برای بار اول کاملاً رایگان است و نیازی به پرداخت وجه نیست. اما اگر کسی از این فرصت اول به‌درستی استفاده نکند، در ادامه باید بهای سنگین خطاها، خراب کردن سفرها و تنش‌های زندگی‌اش را خودش پرداخت کند.

من به‌عنوان دیده‌بان انضباطی با این افراد زیاد سر و کار دارم و می‌بینم که چگونه بیشترین آسیب و تنش را در زندگی خود تحمل می‌کنند؛ چون هنوز بیدار نشده‌اند. راهی جز سلامتی برای ادامه حیات وجود ندارد.

امیدوارم همه شما به خواسته‌های معقول قلبی خود برسید و در راه درست مستدام باشید.

خیلی ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

عکس،تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر امید (لژیون یکم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .