یازدهمین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور،در روز یکشنبه با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر رضا، با دستور جلسه «هفته دیدهبان» در تاریخ 1405/06/01 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
(1).jpg)
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان علی هستم یک مسافر،دستور جلسه این هفته «هفته دیدهبان» است که انشاءالله روز پنجشنبه نیز جشن دیدهبان را خواهیم داشت. امیدوارم دوستان همگی به همراه همسفرانشان در این جشن شرکت کنند.
واقعاً وقتی از «دیدهبان» صحبت میکنیم، اولین چیزی که به ذهن آدم میرسد، زمانهای قدیم است؛ زمانی که تکنولوژی پیشرفته نبود و ماهوارهها و پهپادهایی که امروز وجود دارند، در دسترس نبودند. برای اینکه از حمله به شهرها جلوگیری کنند، معمولاً هر شهری یک دیدهبان داشت که در بالاترین نقطه شهر، مثلاً در یک برج یا بالای دیوارهای شهر، مستقر میشد. اگر خطری شهر را تهدید میکرد یا دشمنی قصد حمله داشت، اولین کسی که از موضوع مطلع میشد، دیدهبان بود و او این خبر را به مسئولان یا حاکم شهر منتقل میکرد.
به نظر من، این مثال کاملاً درستی است و نام بسیار مناسبی است که آقای مهندس برای این چهارده عزیز که در کنگره حضور دارند، انتخاب کردهاند.
وظیفه دیدهبانها این است که مشکلات و اتفاقاتی را که قرار است در آینده رخ دهد، زودتر پیشبینی کنند؛ چراکه آنها نسبت به بسیاری از اعضا تجربه بیشتری دارند. دیدهبانان کسانی هستند که با تلاش، پشتکار، آموزش و تجربهای که در کنگره ۶۰ کسب کردهاند، به این جایگاه رسیدهاند.
خیلیها شاید دوست داشته باشند دیدهبان شوند و حتی درخواست آن را داشته باشند، اما صرفاً خواست و درخواست یک فرد به این معنا نیست که حتماً به جایگاه دیدهبانی برسد. فرد باید ویژگیهای خاصی داشته باشد، فعالیت و پشتکار خود را نشان دهد و در مسیر کنگره خدمت کند تا به این جایگاه برسد.
واقعاً دیدهبانها مسئولیت بسیار سنگینی دارند. شاید ما از بیرون فقط یک جایگاه و مسئولیت را ببینیم و مثلاً بگوییم: «خب، فلان دیدهبان مسئول پورتال است یا رابط شعب است.» اما وقتی وارد زحماتی که این عزیزان میکشند میشویم، متوجه میشویم که موضوع بسیار فراتر از یک عنوان یا جایگاه است.
برای مثال، دیدهبان شعبه ما، آقای سنچولی، مسئول پورتال و یکی از رابطان شعب در بین دیدهبانان هستند. در کنار ایشان، چند دیدهبان محترم دیگر نیز بهعنوان رابط شعب فعالیت میکنند.
این عزیزان هر سه هفته یکبار، به همراه آقای مهندس، جلسه برگزار میکنند. فرقی نمیکند در کجای کشور باشند؛ ممکن است یک نفر از مشهد، یک نفر از اهواز و یک نفر از تبریز در این جلسات حضور پیدا کند. دیدهبانان از چهارگوشه کشور در کنار یکدیگر جمع میشوند تا هماهنگیهای لازم را برای کنگره ۶۰ و اتفاقاتی که قرار است در کنگره رخ دهد، انجام دهند.
واقعاً زحمات زیادی میکشند. خودم افتخار این را داشتم که چند بار آقای سنچولی را زیارت کنم؛ چه در شعبه سنایی و چه در شعبه خیام. با چشم خودم میدیدم که ایشان در یک روز به دو یا سه شعبه در سطح شهر نیشابور سر میزدند؛ چه برای هماهنگی میان خدمتگزاران و چه برای مراسم و جشنها.
اگر کنگره را به یک ماشین در حال حرکت تشبیه کنیم و تکتک خدمتگزاران کنگره را اجزای تشکیلدهنده آن ماشین بدانیم، واقعاً دیدهبانان نقش روغن را دارند که باعث میشود این اجزا روانتر در کنار یکدیگر کار کنند و ماشین کنگره حرکت بهتری داشته باشد.
اگر این دیدهبانان عزیز نبودند، حرکت کنگره بسیار سختتر میشد و واقعاً باید قدردان این عزیزان باشیم.
آقای مهندس این هفته را به نام «هفته دیدهبان» قرار دادهاند تا ما با بخشی از فعالیتهایی که این عزیزان انجام میدهند، بیشتر آشنا شویم؛ در طول جلسات دوستان مشارکت میکنند و درباره زحمات و فعالیتهای دیدهبانان صحبت میکنند. همچنین فرصتی است تا از این عزیزان قدردانی کنیم؛ چه از طریق پاکت و کمک مالی و چه حتی با یک دلنوشته.
وقتی یک دیدهبان این دلنوشتههای ما را میبیند، واقعاً برایش قوت قلب و انرژی مضاعفی است تا بتواند با توان بیشتری مسیر خدمت خود را ادامه دهد.
چقدر خوب است که ما، که وارد کنگره ۶۰ شدهایم، چه در حال سفر باشیم و چه به درمان رسیده و سفر دوم شده باشیم، یاد بگیریم که کنگره، همانطور که میگویند، «رایگان است، اما مجانی نیست.»
نباید بر این باور باشیم که من به اینجا آمدم، سفر کردم و درمان شدم و دیگر همهچیز تمام شده است. ما باید قدردان خدمتگزاران باشیم. همین قدردانی ما باعث میشود آنها انرژی مثبت دریافت کنند و با توان بیشتری به مسیر خود ادامه دهند.
به نظر من، فرقی نمیکند هرکدام از ما در چه جایگاهی باشیم؛ از کسی که میآید و صندلی میچیند، کسی که میکروفون را میگرداند، مرزبان، راهنما یا هر خدمتگزار دیگری. بالاخره هرکسی به شکلی در حال آموزش گرفتن و حرکت در این مسیر است.
وقتی خدمت میکنیم، یکی از اولین مراحل قدردانی را به جا آوردهایم.
زمانی که من، علی، وارد این شعبه شدم، چندین نفر از راهنمایان تازهواردین و مرزبانان بودند که در ساعت ثبتنام، حدود ساعت دو تا سه، حضور داشتند. آنها با روی خوش با من صحبت میکردند و به من مشاوره میدادند. بعد که وارد لژیون شدم، راهنمای تازهواردین آمد و با ما صحبت کرد و بعد از آن نیز با راهنمای خودمان وارد جلسات شدیم.
همه این عزیزان به من، علی، خدمت کردند. من امروز باید زکات درمان و رهاییای را که به دست آوردهام، به جا بیاورم و بیایم خدمت کنم.
افراد دیگری هستند که هنوز وارد مسیر سبز کنگره نشدهاند. باید کمک کنیم تا آنها هم انشاءالله وارد این مسیر شوند و در اینجا به درمان برسند. این خود ما هستیم که باید بیاییم و خدمت کنیم تا چراغ کنگره انشاءالله همیشه روشن باشد و افراد بیشتری به درمان برسند.
انشاءالله روز پنجشنبه جشن دیدهبان را خواهیم داشت و امیدوارم در خدمت آقای سنچولی نیز باشیم و از ایشان قدردانی کنیم.ممنونم از اینکه با سکوتتان به صحبتهای من گوش کردید.

ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
75