English Version
This Site Is Available In English

وقتی دیدن به قدر شناسی میرسد

وقتی دیدن به قدر شناسی میرسد

جلسه پنجم از دوره دهم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 به استادی راهنما محترم مسافر امیر، نگهبانی مسافر میثم و دبیری راهنما محترم مسافر علی با دستور جلسه *هفته دیده بان* روز شنبه 31 مرداد ماه راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
پیش از ورود به دستور جلسه، لازم می‌دانم به نکته‌ای اشاره کنم. آقای مهندس بارها تأکید کرده‌اند که در کنگره ۶۰ از عناوینی مانند دکتر، مهندس و خان برای خطاب قرار دادن افراد استفاده نشود. ممکن است دوستان از روی محبت و احترام این عناوین را به کار ببرند، اما ما در کنگره باید قوانین و آموزش‌هایی را که دریافت می‌کنیم، به‌درستی اجرا کنیم.
در کنگره، شاقول و الگوی ما آقای مهندس هستند و باید تلاش کنیم همان‌گونه که آموزش داده شده است، عمل کنیم. اگر قرار است کسی را خطاب قرار دهیم، بهتر است از عنوان‌هایی مانند مسافر، همسفر، راهنما یا پیشکسوت که در ساختار کنگره تعریف شده‌اند، استفاده کنیم. این موضوع شاید در ابتدا یک مسئله ساده به نظر برسد، اما رعایت همین مسائل کوچک، نشان‌دهنده میزان پایبندی ما به آموزش‌ها و قوانین کنگره است.
هفته دیده‌بان و جشن دیده‌بان را به تمام اعضای محترم کنگره ۶۰، به‌ویژه آقای مهندس، دیده‌بانان و خانواده محترم ایشان تبریک عرض می‌کنم. همچنین باید از کسانی یاد کنیم که این ساختار را طراحی و پایه‌گذاری کردند و باعث شدند کنگره ۶۰ بتواند با چنین نظم و انسجامی به مسیر خود ادامه دهد.
ما در کنگره چند جشن داریم و هر یک از این جشن‌ها فلسفه و آموزش خاص خود را دارند. در فرصت کوتاهی که در اختیار من است، می‌خواهم درباره یکی از مهم‌ترین آموزش‌هایی که از این جشن‌ها دریافت کرده‌ام صحبت کنم؛ اینکه چرا در کنگره ۶۰ جشن برگزار می‌شود؟
یکی از ابزارهای نیروهای تاریکی، ندیدن و نشناختن است. زمانی که انسان چیزی را نشناسد، ممکن است دچار خطا شود. به همین دلیل در کنگره، جایگاه‌ها، ساختارها و شرح وظایف افراد مشخص شده است؛ تا ما بدانیم چه کسانی چه مسئولیتی بر عهده دارند و چه زحماتی برای ادامه این مسیر کشیده می‌شود.
برای مثال، زمانی که من با خودرو در یک جاده حرکت می‌کنم و به مقصد می‌رسم، شاید هیچ‌وقت به این موضوع فکر نکنم که این جاده چگونه ساخته شده، چه کسانی برای ساخت آن زحمت کشیده‌اند و چه سختی‌هایی را پشت سر گذاشته‌اند. اما اگر بدانم برای احداث این جاده چه تلاش‌هایی صورت گرفته است، نگاه من به آن جاده تغییر می‌کند. حتی ممکن است دیگر در طبیعت زباله نریزم، زیرا متوجه می‌شوم برای فراهم شدن این شرایط چه زحمتی کشیده شده است.در کنگره ۶۰ نیز همین‌گونه است. یک رهجوی سفر اول ممکن است حدود ده ماه سفر کند و به نتیجه برسد، اما باید از خود بپرسد: چه کسانی این ساختار را مدیریت می‌کنند؟ چه کسانی در پشت صحنه تلاش می‌کنند تا مسیر برای من هموار باشد و من بتوانم با آرامش سفر کنم؟
یکی از ساختارهای بسیار مهم و قدرتمند کنگره ۶۰، پس از جایگاه بنیان کنگره، ساختار دیده‌بانی است. آقای مهندس از همان ابتدا به این موضوع فکر کردند که کنگره ۶۰ باید به‌گونه‌ای طراحی شود که بتواند بدون وابستگی به حضور دائمی ایشان نیز مسیر خود را ادامه دهد. به همین دلیل ساختاری به نام «دیده‌بان» شکل گرفت.
در ابتدا آقای مهندس به‌تنهایی این مسئولیت را بر عهده داشتند و بعدها به‌تدریج دیده‌بانانی انتخاب شدند و این ساختار توسعه پیدا کرد.
دیده‌بان همان‌گونه که از نامش مشخص است، وظیفه دیدن و بررسی کردن دارد؛ یعنی نقاط قوت و ضعف ساختار را مشاهده می‌کند، نقاط قوت را تقویت می‌کند و برای تبدیل نقاط ضعف به نقاط قوت تلاش می‌کند.
در بخش‌های مختلف کنگره نیز دیده‌بانان مسئولیت‌های مشخصی دارند. قوانین و ساختارهایی که در کنگره وجود دارد، توسط همین مجموعه طراحی، بررسی و اجرا می‌شود. این ساختار باعث می‌شود نظم و نظام کنگره حفظ شود و راه برای ورود نیروهای منفی و مسائل ضد ارزشی بسته بماند.
البته رسیدن به جایگاه دیده‌بانی موضوع ساده‌ای نیست. کسی صرفاً با گذشت زمان یا حضور در کنگره به این جایگاه نمی‌رسد؛ بلکه باید از نظر درونی نیز رشد کرده و به جایگاهی از ظرفیت، تعهد و مسئولیت‌پذیری رسیده باشد.

دیده‌بانان را می‌توان به ستون‌های یک ساختمان تشبیه کرد. بار ساختمان بر روی ستون‌ها قرار دارد و اگر ستون‌ها استحکام کافی نداشته باشند، کل
ساختمان دچار مشکل خواهد شد. دیده‌بانان نیز مسئولیت سنگینی بر عهده دارند و برای حفظ این ساختار، سختی‌ها و زحمات زیادی را متحمل می‌شوند.
در کنگره ۶۰ هرچه جایگاه و مسئولیت بالاتر می‌رود، مسئولیت نیز بیشتر می‌شود. شاید برای ما یک موضوع ساده باشد که دیده‌بانی وارد پارک شود و تعداد زیادی از اعضا به او سلام کنند و او نیز پاسخ سلام همه را بدهد؛ اما همین کار ساده، وقتی با تعداد زیادی از افراد تکرار شود، خودش بخشی از مسئولیت و احترام متقابل است.
دیده‌بانان برای بازدید از شعب مختلف، بررسی شرایط و ارتباط با اعضای ساختار، مسافت‌های زیادی را طی می‌کنند؛ به شهرهای مختلف می‌روند و زمان و انرژی خود را صرف می‌کنند. دلیل این کار این است که ساختار کنگره به‌درستی حرکت کند و افراد نسبت به جایگاه‌ها و وظایف خود آگاهی پیدا کنند.
اگر یک رهجو بداند راهنمایش چه مراحلی را طی کرده تا به جایگاه راهنمایی رسیده است، نگاه متفاوتی به او خواهد داشت. اگر بداند چه کسانی برای شکل‌گیری این ساختار تلاش کرده‌اند، قدر این مسیر را بیشتر خواهد دانست.
به همین دلیل است که در کنگره جایگاه‌ها مشخص شده و شرح وظایف هر جایگاه بیان شده است. من باید بدانم چه وظیفه‌ای دارم و نسبت به ساختاری که در آن حرکت می‌کنم، آگاهی داشته باشم.
کنگره ۶۰ چگونه توانسته است با این نظم و انسجام به مسیر خود ادامه دهد؟ یکی از پاسخ‌ها، زحمات دیده‌بانانی است که منفعت جمع را بر منفعت شخصی خود ترجیح می‌دهند. این موضوع نیازمند ظرفیت و تعهد بالایی است.
کسانی که از نزدیک با این عزیزان در ارتباط هستند، بهتر می‌توانند میزان زحمات و مسئولیت‌هایی را که بر عهده دارند، مشاهده کنند. ممکن است من جایگاه خاصی در این ساختار نداشته باشم، اما در طول سال‌هایی که در کنگره حضور داشته‌ام، به‌خوبی دیده‌ام که مسئولیت‌پذیری در این مجموعه تا چه اندازه می‌تواند دشوار باشد.
در صحبت‌های اخیر آقای مهندس نیز به موضوع تعهد و تخصص اشاره شد. انسان‌های موفق کسانی هستند که هم تخصص داشته باشند و هم تعهد. دیده‌بانان سال‌هاست که نسبت به این ساختار و اعضای آن تعهد دارند و همچنان با وجود سختی‌ها در این مسیر حضور دارند.
این حضور و مشارکت، خودش یک پیام دارد؛ اینکه من هنوز هستم و نسبت به این مسیر احساس مسئولیت می‌کنم.
اما منِ رهجو در مقابل این جشن چه وظیفه‌ای دارم؟
وظیفه من این است که جایگاه دیده‌بان را بشناسم و به آن احترام بگذارم. اگر دیده‌بانی به شعبه می‌آید، باید تلاش کنم جلسه منظم باشد و پیش از شروع جلسه در جای خود حضور داشته باشم. زمانی که دیده‌بان صحبت می‌کند، باید با دقت به صحبت‌های او گوش بدهم و از پرداختن به مسائل حاشیه‌ای مانند صحبت با تلفن همراه یا انجام کارهای شخصی خودداری کنم.
همچنین یکی دیگر از وظایف من، تشکر و قدردانی است. همان‌طور که آقای مهندس نیز تأکید کرده‌اند، باید از کسانی که برای ما زحمت می‌کشند، تشکر کنیم؛ هم به زبان و هم با عمل.
در جشن دیده‌بان، پاکت‌هایی برای دل‌نوشته و قدردانی در نظر گرفته می‌شود. هرکس به اندازه توان خود می‌تواند در این امر مشارکت کند. ممکن است یک نفر توان مالی بیشتری داشته باشد و دیگری کمتر؛ اصل موضوع، میزان مبلغ نیست، بلکه حس سپاسگزاری و قدردانی است.
در سی‌دی راز بزرگ آقای مهندس نیز به اهمیت سپاسگزاری اشاره شده است. انسان باید یاد بگیرد قدر داشته‌های خود و کسانی را که برای او زحمت کشیده‌اند، بداند.
من خودم در ابتدای ورود به کنگره شاید درک درستی از این موضوع نداشتم. حتی زمانی که برای اولین جشن همسفر قرار بود در جشن شرکت کنم، ابتدا با خودم می‌گفتم چرا باید در جشن حضور پیدا کنم و چرا باید پاکتی تهیه کنم. اما با آموزش‌هایی که گرفتم، متوجه شدم این پاکت فقط یک پاکت نیست؛ پشت آن یک مفهوم و یک حس قرار دارد.
ممکن است در جشن دیده‌بان، من یک دل‌نوشته بنویسم و در کنار آن، در حد توان خود چیزی داخل پاکت قرار دهم و به دیده‌بان تقدیم کنم. شاید آن چیزی که برای من ساده به نظر می‌رسد، برای شخص دیگری معنای بسیار بزرگی داشته باشد.
گاهی انسان برای مشکلات جسمی خود به پزشک مراجعه می‌کند، آزمایش می‌دهد و دارو دریافت می‌کند؛ اما بخشی از مشکلات ما نیز به درون خودمان مربوط است. اگر من یاد نگرفته باشم قدرشناس باشم، باید روی این موضوع کار کنم.
قدرشناسی فقط مخصوص کنگره نیست. اگر من در کنگره قدرشناس نباشم، احتمالاً در بیرون از کنگره نیز نسبت به خانواده، پدر و مادر، انسان‌ها، طبیعت و حتی خداوند قدرشناس نخواهم بود.
بنابراین یکی از آموزش‌های مهم این جشن برای من، یاد گرفتن هنر سپاسگزاری است؛ اینکه ببینم چه کسانی برای رسیدن من به این نقطه زحمت کشیده‌اند و سهم خودم را در قبال این زحمات بشناسم.
و در ادامه رهایی مسافر سعید از لژیون دوم:

سایت نمایندگی پردیس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .