پنجمین جلسه از دوره بیست و پنجم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی گنجعلیخان کرمان با استادی راهنما مرتضی ، نگهبانی مسافر حامد و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه" وادی ششم و تاثیر آن روی من و تولد یک سال رهایی مسافر غلامرضا " پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافر تشکر میکنم از راهنمای موادم آقا محسن و راهنمای سیگارم آقا مجید و ایجنت و مرزبانان و همه خدمتگزاران
.jpg)
در وادی ششم میآموزیم که «حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا کنیم». شاید در نگاه اول این موضوع ساده به نظر برسد، اما اگر ساده بود، هر روز در دعا از خداوند نمیخواستیم که ما را به فرمان نزدیکتر کند. ما همواره در دعا میگوییم: «ما را به فرمان عقل نزدیک کن»؛ زیرا رسیدن به این جایگاه نیازمند آموزش، تمرین و حرکت مستمر است.برای رسیدن به درمان و رهایی، تنها دانستن کافی نیست؛ بلکه باید فرمانها را بهطور کامل اجرا کرد. اگر راهنما میگوید سیدی بنویس، دارو را سرِ وقت مصرف کن یا بهموقع در جلسات حضور داشته باش، اجرای کامل این دستورها ضروری است. اگر بخشی از این فرمانها نادیده گرفته شود، رسیدن به حقیقت و درمان نیز با مشکل مواجه خواهد شد.در کنگره ۶۰، مقصد نهایی «رهایی» است؛ رهاییای که حاصل اجرای صحیح آموزشها و حرکت در مسیر درست است. بنابراین، رسیدن به این جایگاه در گروِ اجرای کامل فرمانها و حرکت آگاهانه در مسیر درمان است.در این مسیر باید ببینیم فرمانده واقعی چه کسی است. آیا هنوز مواد مخدر فرمانده زندگی ماست؟ آیا خواستههای نفس و تمایلات منفی بر ما حکومت میکنند؟ یا اینکه فرماندهی را به عقل سپردهایم؟ در سفر کنگره، راهنما جایگاه فرمانده را دارد؛ زیرا خود این مسیر را پیموده و از تاریکیها عبور کرده است. فرمان راهنما در حقیقت تجلی فرمان عقل است و رهجو برای رسیدن به جایگاه فرماندهی، ابتدا باید فرمانبرداری را بیاموزد.همانگونه که بارها شنیدهایم، انسان از فرمانبرداری به فرماندهی میرسد و از سربازی به سرداری. اما این جایگاه بدون تمرین و تکرار به دست نمیآید. عقل نیز برای رشد و شکوفایی به تمرین نیاز دارد.زمانی که جسم آلوده باشد، ورودیهای ما نیز دچار اشکال میشوند. در نتیجه برداشتها و تصمیمها نیز نادرست خواهند بود و احکامی که صادر میشوند، نمیتوانند ما را به مقصد درست برسانند. به همین دلیل، نقش حس در وادی ششم بسیار مهم و تأثیرگذار است.تمرین فرمانبرداری باید از کارهای کوچک آغاز شود تا به انجام کارهای بزرگ برسیم. رهجویی که نمیتواند بهموقع در جلسات حاضر شود، احتمالاً در مصرف داروی خود نیز نظم لازم را نخواهد داشت. همانطور که آقای مهندس دژاکام میفرمایند: «نظم واگیردار است و بینظمی هم واگیردار است.»هر اندازه که نسبت به اجرای فرمانها منظمتر باشیم، این نظم در سایر بخشهای زندگی ما نیز گسترش پیدا میکند. اما اگر در یک موضوع به فرمان راهنما توجه نکنیم، بهتدریج این نافرمانی بر سایر بخشهای سفر ما نیز تأثیر خواهد گذاشت. در واقع، مصداق همان جمله خواهیم شد که میگوید: «حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمیکنیم.»امیدوارم بتوانیم با آموزش، تمرین، تکرار و فرمانبرداری آگاهانه، مسیر رشد و تکامل خود را طی کنیم و به جایگاهی برسیم که عقل فرمانده زندگی مان شود.
دستور جلسه دوم آقای مهندس میفرمایند؛ یک مرد جنگی بهتر از صد مرد حرفی است. آقا غلامرضا از رهجوهایی است که جنگی است وقتی که حرفی را میزند عمل میکند. من به غلامرضا تبریک میگویم و دقیقا همان موقعه ای که باید تولدش گرفته میشد، دارد گرفته میشود وادی ششم قرعه اش به نام غلامرضا خورد، یعنی بعضی اتفاقات که در کنگره می افتد واقعا دقیق و حساب شده است .
ما وادی ششم رو توضیح میدهیم و ارائه میکنیم بعد نمونه و الگو آن می آید. آقا غلامرضا از آن رهجوهای است که فرمانبردار بوده است و اینقدر خوب سفر کرد من هیچ وقت یادم نمی آید با غلامرضا مشکلی داشته باشم و ایرادی باشد دارو را سر ساعت میخورد سی دی می نوشت همه چیز دقیق و حساب شده بود و هنوز امتحان راهنمایی هم نداده واست با مجوز آقا رضا و خدمتی که خودش کرده است توانسته اجازه راهنمای تازه واردین بگیرد و در این جایگاه خدمت کند و این را هم بگویم که مدیون همسفر محترمش است.
هر خدمتی دو طرفه است یه طرف آن سختی و عذابی که متحمل میشویم و یک قسمت آن، همه با هم استفاده میکنیم غلام رضا همیشه جست و جو گر بود و هر مطلب و سی دی که مینوشت و گوش میکرد دوست داشت سوال بپرسد و این ۳ موضوع قدردانی ، فرمانبرداری ، جستجوگری باعث شد به اینجا برسد ممنون که به صحبتهای گوش کردید.
صحبتهای مسافر غلام رضا:
سلام دوستان غلام رضا هستم یک مسافر،خیلی خوشحالم و حالم بسیار خوب است که در جمع شما حضور دارم و از آموزشهای کنگره ۶۰ بهرهمند میشوم. ابتدا از آقای مهندس دژاکام، بنیانگذار کنگره ۶۰، صمیمانه تشکر میکنم که این بستر ارزشمند را فراهم کردند. من نزدیک به سی سال در تاریکی و گمراهی زندگی کردم و خدا را شاکرم که از طریق کنگره ۶۰ این فرصت را پیدا کردم تا از آن مسیر خارج شوم و راه تازهای را در پیش بگیرم.از راهنمای عزیزم، آقا مرتضی، نیز قدردانی میکنم. ایشان در طول سفر با صبوری، آرامش و محبت فراوان مرا همراهی کردند و نقش بسیار مهمی در رسیدن من به رهایی داشتند. همچنین از آقا احسان، راهنمای سفر سیگارم، تشکر میکنم که با محبت و توجه خود همواره یاریگر من بودند.از ایجنت محترم، مرزبانان عزیز، خدمتگزاران و تمامی دوستانی که در این نمایندگی خدمت میکنند نیز سپاسگزارم. امیدوارم بتوانم در آینده خدمتگزاری شایسته باشم و ظرفیت لازم برای مسئولیتپذیری و خدمت را در خود به وجود آورم.تشکر ویژهای نیز از آقا محمدرضا، راهنمای تازهواردین، دارم.
.jpg)
روز اولی که وارد کنگره شدم، با برخوردی آرام، صمیمی و دلنشین مرا جذب این مجموعه کردند. در آن زمان ذهنیت درستی نسبت به درمان اعتیاد نداشتم و تصور میکردم اینجا نیز مانند بسیاری از مراکز دیگر تنها از ترک، درد و رنج صحبت میشود. اولین سؤالی که پرسیدم این بود که آیا قرار است درد و خماری بکشم؟ اگر چنین است، من توان تحمل آن را ندارم. اما خدا را شکر میکنم که با آشنایی با کنگره، نگاه من تغییر کرد و مسیر درمان واقعی را شناختم.از همسفر عزیزم نیز صمیمانه تشکر میکنم. ایشان در تمام این مسیر همراه، دوست، یار و همدم من بودند. بسیاری از سختیهایی که یک مسافر در طول سفر با آن مواجه میشود، با حضور یک همسفر آموزشدیده و آگاه بسیار آسانتر قابل عبور است. خدا را شاکرم که همسفری دارم که به کنگره آمده، آموزش دیده و در تمام مراحل سفر کنار من بوده است. امیدوارم در آینده بتوانیم در کنار یکدیگر زندگی سرشار از آرامش و عشق را تجربه کنیم.اما در مورد سفر و دستور جلسه؛ما مصرفکنندگان در دوران مصرف بسیاری از واقعیتها را نمیبینیم، زیرا حسهای ما تحت تأثیر مواد قرار گرفته و دچار اختلال شدهاند. گویی حصاری به دور خود میکشیم و درون آن زندگی میکنیم. در آن شرایط، تقریباً هر کار اشتباهی را برای خود توجیه میکنیم و حاضر نیستیم واقعیت را بپذیریم.امروز دستور جلسه درباره فرمان عقل است. زمانی که در تاریکی قرار داریم، به دلیل نداشتن اطلاعات درست و دریافت دادههای نادرست، تصمیمها و فرمانهای ما نیز اشتباه خواهد بود. عقل بر پایه اطلاعاتی که دریافت میکند فرمان صادر میکند و اگر این اطلاعات نادرست باشند، نتیجه نیز نادرست خواهد بود.من سالها درگیر مصرف مواد بودم. وقتی میگوییم سی سال، شاید ساده به نظر برسد؛ اما در واقع بخش بزرگی از عمر یک انسان است. با وجود تمام مشکلات، باز هم حاضر نبودم بپذیرم که دچار مسئله و بیماری شدهام. این موضوع را در کنگره ۶۰ آموختم که آموزش تا چه اندازه اهمیت دارد.برای خودم مثالی دارم؛ تصور کنید انسانی در یک بیابان یا برهوت گرفتار شده باشد. هر طرف را که نگاه میکند راهی برای نجات پیدا نمیکند. افراد مختلف نیز هرکدام مسیری را پیشنهاد میکنند، اما نهتنها به مقصد نمیرسد، بلکه تشنهتر، خستهتر و سردرگمتر میشود. کنگره ۶۰ برای من همان راه رشد و نجات بود. مسیری که مرا از آن برهوت خارج کرد و به سوی مقصد هدایت نمود.در این مسیر، غذای جسم و غذای روح در اختیار انسان قرار میگیرد. درمان جسم با OT انجام میشود و روح نیز از طریق آموزشها تغذیه میشود. البته این راه بدون سختی نیست و نیاز به صبر، تلاش و استمرار دارد؛ اما در نهایت انسان را به آبادی میرساند؛ آبادیای سرسبز، زیبا و آرامشبخش.در این راه، راهنما نقش راهبر و هدایتکننده را دارد. او دست انسان را میگیرد و از مسیرهای نادرست عبور میدهد تا به مقصد برسد. اگر رهجو بتواند فرمانبردار باشد و دستورها را بهدرستی اجرا کند، به همان آبادی و آرامشی خواهد رسید که سالها به دنبال آن بوده است.به اعتقاد من، رسیدن به این جایگاه سه شرط مهم دارد؛ نخست اینکه خداوند این فرصت را نصیب انسان کند، دوم اینکه خود فرد خواست و اراده قوی برای تغییر داشته باشد و سوم اینکه فرمانبرداری را بیاموزد؛ فرمانبرداری، فرمانبرداری و باز هم فرمانبرداری.در پایان بار دیگر از راهنمای عزیزم تشکر میکنم. شاید در طول سفر، به دلیل ناآگاهی یا ذهنیتهای اشتباه، رهجوی ایدهآلی نبودم و گاهی از مسیر اصلی فاصله گرفتم. اگر خطایی از من سر زده است، از ایشان عذرخواهی میکنم. اما امروز با تمام وجود قدردان زحمات و محبتهای ایشان هستم.
صحبتهای همسفر اکرم:
تشکر میکنم ابتدا از آقای مهندس دژاکام، سپس از راهنمای مسافرم آقای مرتضی، راهنمای خودم خانم نجمه و همچنین تمامی اعضای بخش مسافران و همسفران.

ما امروز در کنار یکدیگر حضور داریم و هر آنچه در اینجا به دست میآید، متعلق به همه اعضای کنگره ۶۰ است. آرزوی من این است که دل همه عزیزان با رهاییها، تولدها و پاکیها شاد باشد و این لحظات ارزشمند را در کنار هم جشن بگیریم.
از دوستانی که از شعبه کریمان برای تبریک و حضور در این جشن زحمت کشیدند، صمیمانه تشکر میکنم. حضور شما باعث دلگرمی و شادی ماست. پیش از ورود به کنگره ۶۰، همیشه به مسافرم میگفتم که اعتیاد بیش از هر چیز به خودش آسیب رسانده است. او فردی مسئولیتپذیر بود و به خانواده، فرزندان و زندگی خود رسیدگی میکرد. البته اعتیاد بر زندگی او تأثیر گذاشته بود، اما خوشبختانه من خاطرات تلخ زیادی از آن دوران ندارم.
امروز بسیار خوشحالم که در این جایگاه قرار دارم و بار دیگر تأکید میکنم که همه ما در این شادیها، رهاییها و تولدها سهیم هستیم؛ حتی شما عزیزانی که به تازگی وارد کنگره۶۰ شدهاید نیز در این رهاییها و تولدهای ارزشمند سهم دارید.
در پایان، از تمامی اعضای کنگره۶۰ صمیمانه سپاسگزارم و از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، تشکر میکنم.
اعلام سفر مسافر:
.jpg)
آخرین آنتی ایکس شیره و تریاک، مدت سفر یازده ماه و پانزده روز، به روش دی اس تی، داروی درمان شربت اوتی، در لژیون اول با راهنمای عزیزم آقا مرتضی، الان یک سال و یازده ماه آزاد و رها هستم ورزش والیبال
آرزوی مسافر:
امیدوارم در همه شهرهای کوچک و بزرگ ایران کنگره ۶۰ شعبه داشته باشد تا درماندگان و راه گم کرده ها به درمان برسند.
آرزوی همسفر:
انشالله همه مسافران و همسفران این حال خوش و شادی را تجربه کنند و با قرارگرفتن در مسیر صراط مستقیم به آرامش واقعی برسند


تایپ قسمت همسفران: همسفر مینا
تایپ قسمت مسافران: مسافر امین و مسافر محمد محسن لژیون اول
عکس، ویرایش و ارسال : مرزبان خبری مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
214