سومین جلسه از دور اول سری جلسات جشن هفته دیدهبان کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن، با استادی دیدهبان محترم مسافر مجید، نگهبانی مسافر وحید و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «هفته دیدهبان» روز پنجشنبه 29 مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مجید هستم، یک مسافر.
.jpg)
خیلی خوشحالم که امروز در نمایندگی شما هستم و امیدوارم حال همه شما خوب باشد. همه شما تا حدودی میدانید دیدهبان چه وظیفهای دارد، اما شاید از تاریخچه کنگره ۶۰ و شکلگیری جایگاه دیدهبان اطلاعات زیادی نداشته باشید. کنگره در ابتدا فقط با حضور آقای مهندس شروع شد. ایشان بهتنهایی و با تلاش بسیار، روش DST را دنبال کردند و چند سال طول کشید تا بتوانند مجوز تشکیل جلسات را با کمک چند مجموعه دیگر دریافت کنند. در سال ۷۸ کنگره راهاندازی شد و من سال ۷۹ وارد کنگره شدم. آن زمان یک نمایندگی در خیابان انقلاب داشتیم که بعدها به نمایندگی شادآباد تبدیل شد. اولین دوره جلسات چهارشنبههای جهانبینی هم همان سال راهاندازی شد. من خودم به صورت سقوط آزاد وارد کنگره شده بودم و در آن زمان کسی که با روش DST درمان شده باشد، جز خود آقای مهندس وجود نداشت. امکانات اصلاً مثل امروز نبود و شرایط بسیار سخت بود. کافی بود کسی را با یک بست تریاک بگیرند؛ ممکن بود با جریمه و زندان و مشکلات زیادی روبهرو شود. به همین دلیل آقای مهندس در آن سالها ترجیح میدادند افراد مصرفکننده وارد کنگره شوند و خیلی تبلیغی برای آمدن افراد انجام نمیشد. وضعیت مالی کنگره هم بسیار ضعیف بود. یادم هست برای افطاری، یک قالب پنیر میگرفتیم و با نخ قرقره آن را برش میدادیم تا بتوانیم برای یک یا دو نفر بیشتر غذا تهیه کنیم. گاهی چند نفر پول روی هم میگذاشتیم تا یک کیک، چند شیرینی یا حتی یک بادکنک برای تولد تهیه کنیم. خیلی وقتها از پول خزانه هم کم میآوردیم، اما با وجود تمام این مشکلات، حرکت ادامه داشت. از نظر علمی هم آقای مهندس از همان سالهای قبل، این مسیر را طراحی کرده بودند. اگر سیدیهای قدیمی را ببینید، متوجه میشوید که از سال ۷۵ درباره بسیاری از مسائلی که امروز در کنگره اجرا میشود صحبت شده بود؛ حتی در زمانی که خودشان هنوز مصرف داشتند. مشکل اصلی این بود که فرهنگ جامعه هنوز آمادگی پذیرش این تفکر را نداشت. در آن زمان اعتیاد بیشتر به عنوان جرم دیده میشد و مصرفکننده را مجرم میدانستند. تلاش بسیار زیادی انجام شد تا این نگاه تغییر کند و مصرفکننده به عنوان یک بیمار و انسانی که نیاز به درمان دارد، دیده شود. با تغییر این نگاه، زمینه برای تحقیقات و درمان علمی فراهم شد. در ابتدای کنگره، آقای مهندس تنها دیدهبان بودند و آقای مهندس غفوری نیز در کنار ایشان شروع به فعالیت کردند. بعد نفر سوم و نفر چهارم انتخاب شدند و به مرور جایگاه دیدهبانان شکل گرفت. کسانی که در آن دوران در جایگاه دیدهبانی بودند، خودشان با روش DST درمان شده بودند. ما هم جزو اولین کسانی بودیم که در سفر ایکس شرکت کردیم. در آن زمان خیلی از مسائل را نمیشد به صورت آشکار مطرح کرد، چون نگاه جامعه هنوز همان نگاه مجرم به مصرفکننده بود. آقای مهندس با تلاش فراوان، قوانین و آموزشها را برای ما توضیح دادند. من ابتدا با این هدف وارد کنگره شدم که فقط مواد مصرف نکنم. در جاهای دیگر معمولاً به ما میگفتند حداقل شش ماه تا یک سال مواد مصرف نکنیم، اما وقتی وارد کنگره شدم و آموزشها را دیدم، متوجه شدم مسئله خیلی فراتر از مصرف نکردن مواد است و در کنگره ماندگار شدم. آن روزها دور آقای مهندس خیلی شلوغ نبود و امکانات امروز را نداشتیم. از صبح با هم بودیم و من خیلی زود با ایشان ارتباط پیدا کردم. کاری که ایشان شروع کرده بودند، با توجه به فرهنگ آن زمان، بسیار سخت و دشوار بود. دیدهبانها در شکلگیری و گسترش کنگره بسیار تلاش کردند و تمام هم و غم خود را گذاشتند تا طبق آموزشهای آقای مهندس حرکت کنند. بعدها فهمیدیم که مواد مصرف نکردن در مقابل مشکلات و مسائل زندگی، بخش کوچکی از مسیر است. مشکلات سفر اول بسیار زیاد است و مواد مصرف نکردن در واقع آخرین قسمت کار است. مثلث درمان شامل جسم، روان و جهانبینی است و بخش بسیار زیادی از مشکلات ما به جهانبینی برمیگردد؛ موضوعی که آقای مهندس به ما آموزش دادند. بعد از شکلگیری کنگره، دیدهبانها موظف شدند به نمایندگیها سرکشی کنند و هرکدام در بخشهای مختلف مسئولیتهایی را بر عهده بگیرند. اوایل خود ما هم دقیقاً نمیدانستیم وظیفه دیدهبان چیست، اما به مرور زمان و بر اساس مسیری که برای آقای مهندس مشخص شده بود، ایشان وظایف را برای ما توضیح دادند. من ابتدا خیلی خوشحال بودم که جایگاه دیدهبانی را به دست آوردهام، چون فکر میکردم جایگاه بسیار خوبی است، اما بعد از دو، سه سال فهمیدم که چه مسئولیت سنگینی است. متوجه شدم امانتی به من سپرده شده که باید آن را سالم نگه دارم و در پایان سالم تحویل بدهم. دیدهبانها به نمایندگیها سرکشی میکنند و بعد از مدتی، مثلاً ۲۱ روز یا یک ماه، جلسه برگزار میکنیم و مسائل مختلف نمایندگیها را بررسی میکنیم؛ نقاط قوت و ضعف را مطرح میکنیم و برای بهتر شدن شرایط تصمیمگیری میشود. بعضی از دیدهبانها در هفته صدها و حتی حدود هزار کیلومتر در جادهها برای سرکشی به نمایندگیها حرکت میکنند. واقعاً زندگی انسانها و آینده آنها در این حرکت نقش دارد. راهنماها، مرزبانها، ایجنتها و اسیستانتها همگی نقش بسیار مهمی دارند و هرکدام بخشی از این حرکت عظیم را به دوش میکشند. آقای مهندس همیشه به ما یاد دادهاند که فقط امروز را نبینیم. اگر امروز قانونی میگذاریم، باید آینده را هم در نظر بگیریم. من یادم هست زمانی که امکانات نداشتیم، با آقای مهندس در پیادهرو مینشستیم و جلسه برگزار میکردیم و بعد به سمت پارک طالقانی میرفتیم. امروز همان تفکر و همان حرکت باعث شده که کنگره ۶۰ در بسیاری از شهرها زمین و جایگاه خودش را داشته باشد. نمایندگی بروجن هم به محض اینکه جایگاهش تثبیت شد، برای خرید زمین اقدام کرد و انشاءالله بتوانیم مکانی مناسب برای آیندگان آماده کنیم. ما در حال پیگیری مجوز ساخت نمایندگی بروجن هستیم و برای من ملکی که متعلق به کنگره باشد، حکم خانه پدری را دارد. انسان هرچقدر هم سنش بالا برود، وقتی به خانه پدری میرود، احساس امنیت و آرامش میکند و با فراغ بال وارد میشود. من خیلی خوشحالم که در این هفته در خدمت شما هستم و این هفته عزیز را به آقای مهندس، تمامی همکاران پرتلاش و خانواده محترم ایشان تبریک عرض میکنم. از شما هم تشکر میکنم که به صحبتهای من گوش دادید و امیدوارم بتوانیم همه در این مسیر، امانتی را که به ما سپرده شده، به بهترین شکل حفظ کنیم و به آیندگان تحویل بدهیم.


.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.gif)
نگارش: مسافر روح الله (لژیون یکم) مسافر مسلم (لژیون دوم)
عکاس: مسافر امین
ویرایش، تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت
مرزبان خبری: مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
3174