چهارمین جلسه از دوره ششم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی غزالی مشهد با استادی راهنما مسافر حسین ، نگهبانی مسافر جمال و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه: « وادی ششم وتأثیرآن روی من » پنج شنبه ۲۹ مردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
.jpg)
سخنان استاد:
سلام دوستان، حسین هستم، یک مسافر. از همگی شما که اجازه دادید در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و آموزش بگیرم تشکر می کنم. دستور جلسه: حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمایید.آقای مهندس، اینجا میگویند: بندهخدایی دراز کشیده بود و داشت از جوی آب میخورد. به او گفتند اینطور آب نخور، عقلت کم میشود. او همینطور نگاه کرد و گفت: عقل چی هست؟ گفتند: تو بخور، راحت باش و آب بخور. حالا واقعا عقل چه هست؟
اینکه میگویند واقعاً عجب آدم باهوشی یا عجب عقلش خوب کار میکند، منظور چیست؟ قاعدتاً کلمهٔ عقل و هوش با هم میآیند. شاید با هم نسبت داشته باشند، شاید هم نداشته باشند. اما اگر بخواهیم در یک مقیاس کوچکتر نگاه کنیم، آنچه امروز «هوش مصنوعی» نامیده میشود، میتواند نمونهای ساده، پیشپاافتاده و قابلدیدن از نمای کلیِ عقل باشد. به این معنی که با دادههای وسیع و اطلاعاتِ بینهایت با شرطِ درست بودن یا به همان اندازه اشتباه بودن و بر اساس آن دادهها و اطلاعات دربارهٔ هر علت و معلولی، به یک نقطهٔ واحد میرسیم.
حالا این یعنی چه؟ یعنی اگر از یک هوش مصنوعی مثل همانهایی که میشناسیم بخواهید چیزی را برایتان توضیح دهد، بر اساس دادههای کلیِ موجود در سطح یک جامعه یا در سطح هستی، و اطلاعاتی که در آن زمینه دارد،
میتواند یک نقطهٔ واحد و ثابت به شما بدهد که به آن اتکا کنید. اما عقل هم میتواند اشتباه کند. اگر دادههایی که هوش مصنوعی جمعآوری کرده اشتباه باشند، فرمان عقل نیز اشتباه میشود.
به عنوان مثال، فرض کنید ده روز پشت سر هم، ده نفر هر روز به هوش مصنوعی بگویند: هر کسی روزانه یک پاکت سیگار بکشد، بیست سال به عمرش اضافه میشود، هر کسی روزانه الکل مصرف کند، بچهاش با نبوغ به دنیا میآید. بعد از بیست روز، اگر از همان هوش مصنوعی بپرسید کسی که سیگار میکشد شرایطش چطور است؟، به شما خواهد گفت: اگر روزی یک پاکت سیگار بکشد، بیست سال به عمرش اضافه میشود. بنابراین، دادهای که میتواند فرمان عقل را سالم یا معیوب تحویل دهد، بسیار مهم است.
این موضوع مرا به یاد سریالهای تاریخی کرهای میاندازد. در آنجا جلوی پادشاه یا امپراتور، دو گروه میایستادند: گروهی که زیاد بودند و گروهی که اندک بودند، به رهبری وزیر دانا. هر وقت امپراتور میپرسید: «اوضاع مملکت چطور است؟»، گروه اول که مانند اجنه بودند یکصدا میگفتند: «مملکت در امن و امان است، رعیت در آسایش است، اشراف و ثروتمندان تمام تلاششان را میکنند.
اما اگر یک نفر از گروه راست وزیر دانا مسئلهای را عنوان میکرد و میگفت: «نه، اعلیحضرت، اینطور نیست»، این حرف فقط یک بار شنیده میشد و به شدیدترین وجه توسط گروه مخالف سرکوب میگشت. طبیعی است که در چنین کشوری، سربازان همه پشت دیوارهای قلعه، نیزهها به زمین افتاده و خودشان تکیه دادهاند به دیوار، در حالی که دشمن پشت دروازههای شهر ایستاده است. دیدن این صحنه در سریال جالب بود، اما وقتی به کنگره میآیی و چیزهایی میآموزی و یک پله بالاتر میروی، متوجه میشوی که آن سربازان، سربازان دانایی آن قلعه بودند که به دلیل تحتتأثیر قرار گرفتن از همان گروه اجنه، به روز فجیعی افتادند که قلعه در حال سقوط است و آنها فقط میگویند: «اعلیحضرت، همه چیز خوب است.»
گروه مقابل، که نیروهای مثبت داستان بودند و تلاش میکردند کشور را نجات دهند، متأسفانه یا تنها بودند یا تعدادشان بسیار کم بود. حالا وقتی در سطح جامعه حرکت میکنیم و به عنوان کسی که به کنگره آمده، شاید چیزهایی را بهتر از عوام میفهمیم، میبینیم که حرفهای قشنگی زده میشود. اگر منِ بعضی از این حرفها را سرلوحه قرار دهم، میبینم که همین است که کنگره کمک میکند: فرمانده بده، فرمان حکم من چطور است؟ وقتی دوباره به وادی ششم رسیدیم، دیدم که همین است: «حکم عقل را در قالب فرمانده به طور کامل اجرا کنیم.» آیا من خودم این کار را کرده ام؟

آقای مهندس می فرمایند: عقل بسیار هوشمند است، هر چیزی را فقط یک بار میگوید. اما با تکرار... امشب وقتی رفتی بخوابی و یادت رفت مسواک بزنی، یک بار به تو میگوید: پاشو مسواکت را بزن، بعد بخواب. باقی حرفها همه از آن گروه اجنه است که قرار است دورت بزنند. حالا این همه مسواک زدی، چه شده؟، الان که خوابیدی، ولش کن، به جایش فردا سه دقیقه یا پنج دقیقه مسواک میزنی.
اگر آن یک دفعه فرمان عقل را انجام ندهی، فردا شب هم اگر یادت برود و بخوابی، باز عقل فقط یک بار میگوید: امشب هم مسواک نزدی. هر بار این را تکرار میکند، اما فقط یک بار. پس همیشه آن چیزی که اول میگوید و درستتر میگوید، عقل است و باقی، همان گروه اجنهاند که ما را به تباهی میبرند.
امیدوارم خودم به جایی برسم که بتوانم به فرمان عقل برسم و حکمش را به عنوان فرمانده کاملاً اجرا کنم. از اینکه به سخنان من توجه نمودید تشکر می کنم .
پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگریست
در ادامه جلسه اعلام رهایی و ورود به سفر دوم جهان بینی جمعی از مسافران و همسفران نمایندگی غزالی برگزار گردید
رهایی مسافر حسین به راهنمایی مسافر رسول لژیون یکم، رهایی چهل سی دی همسفر ملیحه به راهنمایی همسفر بتول لژیون دوم

رهایی مسافر موسی به راهنمایی مسافر ابوالفظل لژیون هفتم، رهایی چهل سی دی همسفر ثریا به راهنمایی همسفر بتول لژیون دوم

رهایی مسافر رسول به راهنمایی مسافر ابوالفظل لژیون هفتم، رهایی چهل سی دی همسفر سمانه به راهنمایی همسفر اعظم لژیون چهارم

.jpg)
مرزبان خبری: مسافر مهدی
عکاس: مسافر علی لژیون ششم، تایپ و ارسال خبر: مسافر مهدی لژیون یکم، نگهبان سایت
نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
322