English Version
This Site Is Available In English

در سفر اول تصور می‌کردم فرمان عقل یعنی کارهای خیلی بزرگ

در سفر اول تصور می‌کردم فرمان عقل یعنی کارهای خیلی بزرگ

هفتمین جلسه از دور دوازدهم جلسات ویلیام وایت، بوستان ولایت؛ با استادی مسافر نیکوتین ابراهیم، نگهبانی مسافر نیکوتین معراج و دبیری مسافر نیکوتین حسن، با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» در روز جمعه مورخ 30 مردادماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۰۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا از نگهبان جلسه بسیار سپاسگزارم که فرصت استادی را در اختیار من قرار دادند. من همیشه نسبت به لژیون ویلیام (درمان سیگار) در پارک، حس بسیار خوبی دارم؛ حتی زمانی که سفرم تمام شد، برخلاف خیلی‌ها که بعد از رهایی دیگر در لژیون شرکت نمی‌کنند، دوست داشتم همچنان در لژیون حضور داشته باشم.
دستور جلسه امروز، «وادی ششم: حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمایید» است. برای درک این وادی، نگاهی کوتاه به پنج وادی گذشته داریم:
وادی اول، پایه و اساس همه چیز یعنی «تفکر» را مطرح می‌کند. در وادی دوم می‌آموزیم که هنگام تفکر، دچار ناامیدی نشویم و به مسیر ادامه دهیم. وادی سوم به ما می‌گوید که توقعی از دیگران نداشته باشیم و مسئولیت تمام کارها بر عهده خودمان است. در وادی چهارم نیز یاد می‌گیریم که حتی نباید مسئولیت‌های خود را به گردن خداوند بیندازیم.
پس از این چهار وادی که پایه آن تفکر و اندیشه است (حرکتی درونی)، در وادی پنجم می‌آموزیم که باید تفکرات خود را به مرحله عملیاتی برسانیم. و نهایتاً به وادی ششم می‌رسیم: «اجرای حکم عقل». برای اینکه بتوانیم در مسیرِ عملیاتی کردن تفکراتمان قدم برداریم، باید یاد بگیریم که فرمان عقل را اجرا کنیم.
شاید در درون انسان صداها و خواسته‌های نامعقول بسیاری باشد که تشخیص را دشوار کند؛ اما حقیقتاً، حتی در دوران مصرف هم درون خود می‌دانستم کدام کار درست و کدام نادرست است؛ هرچند صدای عقل بسیار ضعیف بود، اما همیشه وجود داشت. اگر بتوانیم فرامین عقل را به درستی اجرا کنیم و کارهایمان را سر وقت و دقیق انجام دهیم، به‌تدریج صدای عقل رساتر و بلندتر خواهد شد.
در سفر اول تصور می‌کردم فرمان عقل یعنی کارهای خیلی بزرگ؛ مثل خرید ماشین یا تغییرات اساسی در زندگی. اما در حقیقت، فرمان عقل از همین کارهای کوچک شروع می‌شود؛ مثل مرتب کردن رختخواب. با خودم می‌گفتم: «اگر نتوانم این کار کوچک را انجام دهم، قطعاً از پس کارهای بزرگ‌تر برنمی‌آیم.» همین‌جا بود که متوجه شدم درمان سیگار و مواد مخدر نیز دقیقاً از همین مسیر می‌گذرد. سیگار کشیدن، به دلیل ضررهای فراوانی که به جسم و اندیشه وارد می‌کند، اصلاً کار عقلانی نیست؛ به نظر من، کسی که سیگار مصرف می‌کند، در مسیر فرمان عقل حرکت نمی‌کند.
در پایان، می‌خواهم به این جمله مهم از وادی ششم اشاره کنم: «از فرماندهی نفسِ امّاره تا فرماندهی عقل، از نظر مکانی یک قدم و از نظر زمانی، ممکن است هزاران سال به طول بینجامد.» این یعنی من شاید سه سال رهایی داشته باشم و زحمت کشیده باشم، اما اگر همین الان بخواهم دوباره سیگار بکشم، چه کسی تضمین می‌کند که دوباره فرصت درمان برایم مهیا شود؟ شاید در این دوره از حیات، دیگر اجازه بازگشت و درمان به من داده نشود.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.

تایپ و بارگذاری: مسافر ویلیام نیما
سایت نمایندگی بوستان ولایت 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .