ششمین جلسه از دوره چهارم لژیون سردار همسفران آقا، نمایندگی شادآباد؛ به استادی همسفر سعید، نگهبانی همسفر اردلان و به دبیری راهنما همسفر علی، با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» پنجشنبه مورخ ۲۹ مردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه در مورد «وادی ششم» است. همانطور که دوستان در کارگاه مشارکت کردند، این وادی تقابل «عقل» و «نفس» است؛ چرا که نمیتوانیم درباره عقل صحبت کنیم اما کاری با نفس نداشته باشیم. همانطور که استاد جلسه اشاره کردند، گویی همیشه دو ندای درون در گوش ما زمزمه میکنند.
اینکه من کدامیک از فرمانهای این دو را اجرا و عملی کنم، بستگی دارد در چه مسیری باشم. اگر در مسیر درست و صراط مستقیم باشم، قطعاً صدای عقل، که به گفته آقای مهندس، همان «راهنمای درون» است، رساتر میشود و من تمایل بیشتری پیدا میکنم تا فرمانهای عقلم را اجرا کنم. اما اگر از مسیر ارزشها و صراط مستقیم فاصله بگیرم، صدای نفسم بلندتر میشود و خودم هم تمایل پیدا میکنم به آن سمت کشیده شوم و برنامههای نفسانیام را به اصطلاح پیاده کنم.
در کنگره آموختیم که هر چیزی را از روی ضدش بشناسیم. برای شناخت عقل، باید بدانم جهل و نادانی چیست. جهل با ندانستن متفاوت است؛ خیلی وقتها ما چیزی را نمیدانیم و دربارهاش صحبت یا اقدامی نمیکنیم که این سادهتر است. اما «جهل» یعنی داشتن اطلاعات غلط در ذهن؛ یعنی بر مبنای اطلاعات نادرست عمل کردن که ویرانی برای خود، خانواده و دیگران به بار میآورد. بسیاری از مصرفکنندگانی که در کنگره هستند، تصور میکردند «شیشه» به آنها قدرت و نیرو میدهد، یا برای فرار از افکار منفی به قرص و مواد پناه میبردند. آنها با تکیه بر اطلاعات غلط ذهنی، عمل کردند و دردسرهای زیادی برای خود ساختند.
صرفِ دانستن هم به معنای عاقل بودن نیست. بسیاری از ما میدانیم ورزش کردن، تغذیه سالم یا نوشتن سیدی برایمان مفید است؛ اما آیا منِ سعید، توانایی عمل کردن به آنها را دارم؟ در واقع، وادی ششم فاصله بین «دانستن» و «به مرحله عمل درآوردن» را کمتر میکند تا با افزایش آگاهی و دانایی در مسیر آموزشهای کنگره ۶۰، بتوانم آنچه را که برایم مفید است، اجرایی کنم.
در خصوص «لژیون سردار»؛ همه ما شنیدهایم که بالاترین خدمت در کنگره، عضویت در لژیون سردار است. منِ سعید قرار بوده عضو این لژیون شوم و با این تصمیم، راههای زیادی برایم باز شده است. اما وادی ششم و حکم عقل میگوید که حتی در بخشش و عضویت در لژیون سردار (چه دنوری یا پهلوانی)، باید مراقب باشم که شتابزده نشوم. به قول معروف: «اندازه گلیمت پا دراز کن». اینطور نیست که هر چه داری ببخشی. بارها شنیدهایم که آقای مهندس اگر ببیند فرد مستأجر است یا شرایط اقتصادیاش خوب نیست اجازه نمیدهد، مانع میشود؛ چرا که عقل حکم میکند اول جایگاه خود را حفظ کنی. عقل مثل میزان و ترازویی است که میسنجد آیا این بخشش باعث تخریب من میشود یا خیر. به همین دلیل راهنما یا ایجنت در سفر اول، برای عضویت در لژیون سردار سختگیری میکنند تا فرد به ثبات برسد.
خیلی وقتها هم نفس با ترفندهای پیچیده سعی میکند مرا فریب دهد. مثلاً وقتی دو دوتا چهارتا میکنم و میبینم توان مالی برای دنور شدن را دارم، نفسِ من وارد عمل میشود و میگوید: «نه! حالا که میخواهی بخشش کنی، اعلام کن پهلوان میشوی؛ خدا بزرگ است، جور میشود!» در واقع نفس گاهی عقل را از کار میاندازد. به قول آقای مهندس، نفس با هزار و یک ترفند، حتی از طریق معنویت یا کارهای بهظاهر خیر، سعی میکند مرا گمراه کند.
در پایان، آقای مهندس میفرمایند عقل جایگاه آنقدر بالایی دارد که «روح» با آن لطافت و شکوه منحصربهفردش، تحت اراده عقل است که هدایت میشود و به مسیر خود ادامه میدهد. امیدوارم که من هم بتوانم در این مسیرِ عقلانی قدم بردارم.

.jpg)
تایپ: همسفر سجاد
بارگذاری: همسفر نیما
سایت همسفران آقا نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
71