جلسه سیزدهم از دوره دوم سری لژیونهای خدمتگزاران نمایندگی جهانبین شهرکرد، به نگهبانی ایجنت مسافر اسکندر و استادی اسیستانت دیدهبان مسافر محمد و دبیری موقت راهنما مسافر سرمست با دستور جلسه «هماهنگی خدمتگزاران» در روز سهشنبه ۲۷ مرداد ماه ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر.
جلسه آمادگی و هماهنگی برای تمام خدمتگزاران عزیز است تا انشاءالله برای تمام مناسبتها هماهنگ باشند. با اجازه ایجنت محترم، امروز هم برای بازدید دفاتر سیدیها آمدم و هم برای اینکه با عزیزان هماهنگی داشته باشیم تا انشاءالله در جلسات بعدی ببینیم چقدر پیشرفت کردهاند.
یکی از مهمترین مسائلی که در چند نمایندگی شاهد آن هستم، این است که گاهی لازم است خیلی از مسائل گفته و یادآوری شود. من فکر میکنم تمام اعضا باید آمادگی لازم را داشته باشند. ما در تمام مناسبتهای مهم خود، یک پوشش رزم داریم و موظف هستیم این پوشش را حفظ کنیم. پوشش یکدست سفید؛ در جشن دیدبان، جشن راهنما، جشن ایجنت و مرزبان، جشن همسفر و جابجایی مرزبان، این پوشش باید رعایت شود. اینطور نیست که فقط افراد خاصی موظف به رعایت آن باشند. تمام اعضای خدمتگزار باید این پوشش را حفظ کنند و این موضوع باید برای ما یک امر عادی و پذیرفتهشده باشد. مخصوصاً راهنماها که در لژیون آموزش میدهند؛ چون خدمتگزاران و رهجوها از دل همین لژیونها بیرون میآیند و رفتار راهنما را میبینند و از آن الگو میگیرند.
در سیدی چله، آقای مهندس میفرمایند: شریعت زمانی جواب میدهد و به حقیقت میرسد که طریقت در آن حفظ شود. صرف اینکه من یک سیدی مینویسم، آموزش میگیرم یا کاری انجام میدهم، اتفاق خاصی نیفتاده است. ممکن است من در شریعت حرکت کرده باشم، اما تا زمانی که آن آموزش در عمل اجرا نشود، به حقیقت و نتیجهای که باید به آن برسم، نخواهم رسید. باید سیدیها را بهروز بنویسیم، تمرین مشارکت داشته باشیم، بهترین تفکر و بهترین عملکرد را داشته باشیم. نمیتوانیم فقط بگوییم که خوب یاد گرفتهایم؛ وقتی به آنچه در سیدی آموزش داده شده عمل نکنیم، به حقیقت و اتفاقی که باید در ادامه مسیر برایمان بیفتد، نمیرسیم. این موضوع بسیار مهم است، چون منِ راهنما باید ببینم چگونه عمل میکنم و خدمتگزار نیز به رفتار من نگاه میکند.
یک وظیفه مهمتر از راهنما بر دوش خدمتگزاران است؛ منظورم از خدمتگزاران، سفر دومیهاست. ما باید توجه داشته باشیم که سفر اولیها و اعضایی که در نمایندگی حضور دارند، خودشان را به خدمتگزاران نزدیکتر میبینند تا راهنماها. آنها در ذهن خود میگویند راهنما کسی است که سالها حرکت کرده، آموزش دیده و انتخاب شده است؛ شاید من نتوانم مثل او باشم، اما خدمتگزار را از جنس خودشان میدانند و میگویند این فرد مثل خود من است. بنابراین وقتی یک خدمتگزار بهعنوان الگو قرار میگیرد، بار مسئولیتش بیشتر میشود؛ چون با رفتار خود دارد آینده یک سفر اولی و مسیر حرکت او را رقم میزند. شما هیچوقت نمیبینید یک سفر اولی خودش را با راهنما، راهنمای تازهواردین، ایجنت یا حتی مرزبان مقایسه کند، اما میآید خودش را با خدمتگزاران و مسئولان خدمت مقایسه میکند.
بنابراین این موضوع برای منِ خدمتگزار مسئولیت ایجاد میکند؛ از نحوه پوشیدن لباس گرفته تا نحوه خدمت کردن، رعایت حریم و حرمتها و نوع رفتار در محیط خدمت. باید از خودمان بپرسیم آیا حرمتها را رعایت میکنم یا نه؟ آیا در محیط خدمت همچنان همان شوخیها و حرفهای نامناسب گذشته را دارم یا واقعاً جدی و تحت فرمان هستم؟ اینها بسیار مهم است. امروز جابجایی مرزبان داریم و به نظر من یکی از بهترین اتفاقهایی که در یک نمایندگی رخ میدهد، همین جابجایی مرزبان است. گاهی من از بیرون به قضیه نگاه میکنم و میبینم شاید برای بعضی افراد مهم نباشد که چگونه حرکت میکنند، اما وقتی وارد دل کار میشوم و خودم را جزئی از این عزیزان میدانم، آینده را میبینم و میدانم که فردا روز، یک خدمتگزار ممکن است راهنمای خودش را الگو قرار دهد.
اگر منِ راهنما لباس سفید نپوشم، اگر بهموقع نیایم و بگویم «کسر شأن است که لباس سفید بپوشم» یا «راهنمای ما بهموقع نیامد»، این فقط یک انتخاب شخصی نیست؛ تو در عین اینکه میخواهی خدمت کنی، داری خطا میکنی و به رهجو آسیب میزنی. در واقع، داری الگویی را که پشت سر تو حرکت میکند خراب میکنی. این موضوع بسیار مهم است و باید بتوانیم آن را به بچهها و اعضا انتقال بدهیم. تمام حرکتی که یک ایجنت در نمایندگی انجام میدهد، در کنار عملکرد راهنماها و مرزبانها، در نهایت خودش را در عملکرد خدمتگزاران نشان میدهد. راهنماها جای خودشان را دارند و کار خودشان را بلدند و مرزبانها تحت آموزش مستقیم ایجنت هستند، اما عیار واقعی نمایندگی را میتوان در رفتار خدمتگزاران دید.
باید ببینیم موقع کارگاهها خدمتشان تعطیل میشود یا نه؛ در مناسبتها پیشقدم هستند یا نه؛ در پوشش و خدمت کردن هماهنگ هستند یا نه؛ در کارگاهها بین بچهها حضور دارند یا نه. اگر یک سفر اولی یا تازهوارد میخواهد پچپچ کند، آیا خدمتگزار اجازه میدهد یا محترمانه جلوی آن را میگیرد؟ آیا خودش گوش بهفرمان است و مشارکت میکند یا نه؟ نباید محیط خدمت تبدیل به جایی شود که چند نفر بنشینند، چای بخورند و به قول خودشان چهار تا حرف و بددو بیراه بگویند، فقط به این دلیل که خدمتگزار هستند. ما باید ببینیم با چه نگاهی وارد خدمت شدهایم. اگر من خدمتگزاری هستم که آمدهام تزکیه و پالایش کنم، برای خودم آینده و هدف دارم و باید یک نوع حرکت داشته باشم؛ اما اگر فقط آمدهام بساط و جنس خودم را عوض کنم، چه اتفاقی افتاده است؟
پس داشتن آموزش بهتنهایی کافی نیست؛ مسیر و طریقتی که آن آموزش در آن به کار گرفته میشود نیز اهمیت دارد. کنگره هم سیدی دارد، آموزش دارد، قانون دارد و حرمت دارد، اما تو بهعنوان یک خدمتگزار، راهنما یا مرزبان باید ببینی این آموزشها را در کدام مسیر به کار میبری. در طریق درست هستی یا در طریق غلط؟ خودت باید این را مشخص کنی. اگر کسی آنقدر معرفت دارد که وقتی رها شد میرود دنبال زندگی خودش، این هم میتواند یک انتخاب باشد؛ اگر نمیتواند ادامه بدهد، حداقل نباید به سیستم و مهمتر از آن به خودش آسیب بزند و چند نفر دیگر را هم با خودش به مسیر اشتباه بکشاند. این مسئولیت ما را بهعنوان خدمتگزاران بیشتر میکند. من خیلی جاها میبینم که گفته میشود فلان راهنما اینطور است یا فلان ایجنت آنطور است، در حالی که تمام اعضا با هم دارند این سیستم را جلو میبرند.
وقتی داخل پارک یا نمایندگی نگاه میکنیم، اگر حرکت یک قسمت صفر باشد، نمیتوانیم همه چیز را از چشم ایجنت ببینیم. وقتی میگویم جهانبین، خودم را هم جزئی از جهانبین میدانم؛ چون دیگر از بیرون نگاه نمیکنم. اگر راهنما ساعت ۱۰ بیاید، در حالی که باید ساعت ۸ دفتر جمع شود، این دیگر یک مسئله ساده نیست. گاهی با بعضی عزیزان صحبت میکنیم، انگار طلبکار کنگره هستند که آمدهاند خدمت کنند. اگر اینگونه نگاه میکنید، اشتباه میکنید. اگر نمیخواهید خدمت کنید، خیلی محترمانه بگویید نمیآیم؛ افراد دیگری هستند که جای شما را پر کنند و شاید حتی نیروهای بهتری باشند. هیچوقت فکر نکنیم کنگره به ما نیاز دارد. مگر وقتی ما نبودیم، کنگره نبود؟ مگر حرکت نکرد؟ بنابراین باید ببینیم وقتی هستیم، آیا درست هستیم یا نه.
ساکنین هم باید وظایف خودشان را انجام دهند. من بهعنوان یک ساکن باید از خودم بپرسم آیا وظایفم را درست انجام میدهم؟ آیا حرکت خودم را درست انجام میدهم؟ ما یک ساختمان خیلی قشنگ و خوب داریم و خدا را شکر تعداد ورودی و خروجی هم عالی است، اما باید عیار آن را حفظ کنیم. فکر نکنیم همیشه همینطور باقی میماند. برای رسیدن به این جایگاه، خیلی زحمت کشیده شده است. حالا من باید ببینم چه کاری انجام میدهم و چگونه میخواهم این مسیر را ادامه بدهم. نمایندگیها هم ممکن است زمین بخورند و وقتی زمین میخورند، تمام مسئولیت و بار آن بر دوش ساکنین است، نه یک شخص خاص.
اینطور به مسئله نگاه نکنیم که فلانی مسئول است و همه چیز به او مربوط میشود. من یک راهنما هستم؛ آیا وظیفهام را درست انجام میدهم؟ من یک راهنمای تازهواردین هستم؛ آیا کارم را درست انجام میدهم؟ من یک مرزبان هستم؛ آیا وظیفهام را درست انجام میدهم؟ یک مسئول هم همینطور. نباید بگوییم فلانی آمده و باید همه کارها را انجام بدهد. ما باید رو به جلو حرکت کنیم. وقتی نمیخواهیم وظایف خودمان را درست انجام بدهیم، مجبور میشویم بار مسئولیت و مشکلات را روی دوش دیگران بیندازیم، در حالی که این وظیفه برای همه ما تعریف شده است.
اگر ما درست کار نکنیم، ادامه این مسیر آسیب ایجاد میکند و این آسیب در نهایت به خود من هم میرسد. امیدوارم جلسه بعدی اصلاً نیازی نباشد که بگوییم «حتماً با پوشش سفید بیایید»، مگر اینکه ممنوع شده باشد و گفته باشند سفید نپوشید. در غیر این صورت، تمام مناسبتها و تمام جشنها، خدمتگزار موظف است پوشش یکدست سفید داشته باشد. چون حضور بدون رعایت پوشش، شکل انسجام و هماهنگی را خراب میکند. اگر میخواهد بیاید، درست بیاید؛ اگر نمیتواند، نیاید. اگر هم مشکلی پیش آمده، میتواند از ایجنت اجازه بگیرد و بگوید چنین مشکلی دارم و دیرتر میآیم یا اصلاً نمیآیم؛ هیچ ایرادی ندارد. اما وقتی بدون هماهنگی دیر میآیی، داری به جایگاه بیاحترامی میکنی. وقتی در یک جمع در حال صحبت هستند و تو پچپچ میکنی، این هم بیاحترامی است. اینها مسائلی است که امیدواریم عزیزان رعایت کنند و به آن توجه داشته باشند.
حتماً خدمتگزاران و مسئولان آنها باید با ایجنت هماهنگ باشند. پیشنهاد من این است که ماهی یکبار، هر مسئول خدمتگزار در هر قسمتی، یک جلسه هماهنگی با خدمتگزارانی که با او همکاری میکنند برگزار کند و این جلسه با حضور ایجنت باشد تا همه با هم هماهنگ باشند و این هماهنگی در کل نمایندگی اتفاق بیفتد. یعنی هم مسئولان با خدمتگزارها هماهنگ باشند و هم خدمتگزارها با سایر خدمتگزاران هماهنگی داشته باشند. درباره جشن هفته آینده، خود ایجنت صحبت خواهد کرد و نحوه قدردانی را خیلی از عزیزان میدانند. فقط خواهش میکنم روزی که دیدبان میآید هماهنگی، انسجام و پوشش سفید رعایت شود و قدردانی به بهترین شکل ممکن انجام شود و بدانید که این حرکت و این هماهنگی، فقط برای یک جشن یا یک جلسه نیست؛ بلکه برای حفظ انسجام، نظم، حرمت و آینده نمایندگی است. انشاءالله همه عزیزان این موارد را مدنظر قرار دهند و با عمل خودشان نشان بدهند که آموزشهایی که دریافت کردهاند، واقعاً در مسیر خدمت و زندگیشان به اجرا درآمده است.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
بازدید از دفاتر سیدی خدمتگزاران توسط اسیستانت دیدهبان مسافر محمد


نگارنده: راهنما مسافر مصطفی
عکاس: مسافر وحید لژیون ۱۸
تنظیم: مسافر علی لژیون ۷
ارسال: مرزبان خبری مسافر صابر
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
211