هشتمین جلسه از دوره هفتم جلسات لژیون سردار نمایندگی خمین با استادی مسافر حسین نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر حسن و خزانه دار مسافر میلاد با دستور جلسه "حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نماییم" در روز سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ راس ساعت۱۵:۳۰ برگزار شد.
.jpg)
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر؛
در ابتدا میخواهم از آقای رضا، نگهبان لژیون سردار، صمیمانه تشکر کنم که بالاخره پس از گذشت شش سال و چند روز، این فرصت فراهم شد تا من بتوانم در این جایگاه قرار بگیرم. شاید همیشه شرایط دقیقاً آنگونه که انسان میخواهد در مسیرش پیش نرود، اما باید پلهکانی بالا رفت.وقتی به وادیهای کنگره توجه میکنیم، درمییابیم که هر کدام از این وادیها میتوانند انقلاب بزرگی در وجود ما ایجاد کنند؛ به شرط آنکه آنها را صرفاً یاد نگیریم و به آنها گوش ندهیم، بلکه آنها را فرا بگیریم و در زندگی خود «کاربردی» کنیم. هدف ما این است که با کاربردی کردن این وادیها، دستی از دردمندی بگیریم و خود را به سوی روشنایی سوق دهیم.
امروز از صحبتهای آقای حجت، راهنمای محترم، نهایت استفاده را بردیم. در این دستور جلسه، وقتی تأکید میشود که «حتماً باید کاربردی کنیم»، این کلمه «حتماً» مانند یک فرمان عقل عمل میکند؛ مانند این است که بعد از یک خواب عمیق، بیدار شویم و به زندگی خود حرکت و جانی دوباره ببخشیم. باید چرخهایی را که باید به حرکت درآیند، به حرکت درآوریم تا مسیری که کنگره از ما انتظار دارد، برای همگان باز شود.
عقل و سیستمِ پاکسازی: درسِ کندوی زنبورها
عقل ما، مانند دنیای ماده، سطوح مختلفی دارد. من همیشه فکر میکنم چیزی فراتر از مغز وجود دارد که بر ما مسلط است؛ سیستمی که روح و جسم من از آن تأثیر میپذیرد.
اجازه دهید با یک مثال از دنیای زنبورها، نکتهای را مطرح کنم: در یک کندوی سالم، اگر زنبوری آلوده بخواهد وارد شود، اجازه ورود نمیدهد. اگر هم به هر شکلی وارد شود، سنسورهای کندو سریعاً فعال شده، آن زنبور را شناسایی کرده، از سیستم حذف (مومیایی) کرده و از کندو بیرون میاندازند تا سلامت کل جمعیت حفظ شود.
عقل ما نیز دقیقاً همین است. اگر من حسین امروز، افکار آلوده، سیستمهای فکری اشتباه و غذاهای ذهنی ناسالم را در اختیار عقلم قرار دهم، مطمئن باشید این «کندوی درون» محکوم به نابودی است. اما اگر از مسیر آموزشهای کنگره استفاده کنم و افکار و اندیشههای خود را با آموزشهای ناب جایگزین کنم، به سوی روشنایی کشیده خواهیم شد. این تغییر یکشبه نیست؛ مسیری است که با تسلیم، تلاش و پشتکار به سرانجام میرسد.
وقتی ما یک مسافر سفر اولی را میبینیم، دو ماه اول او تقریباً دوران «بالانس شدن» است. اما وقتی به رفتار، گفتار و چهره او نگاه میکنیم، تغییرات شگفتانگیز را مشاهده میکنیم. وادیها به ما میگویند: «حسین، اگر در این سیستم باشی، با کنار گذاشتن افکار گذشته که سرشار از تاریکی و نادانی بود، میتوانی به انسانی وارسته تبدیل شوی که بتواند دستگیر دیگران باشد.»
وادی عشق و تجربه بخشش در لژیون سردار
پس از گذراندن وادیهای ابتدایی، به وادی چهاردهم میرسیم؛ وادی «عشق و محبت». این وادی با لژیون سردار ما عجین شده است.
یاد یک خاطره از زمان لژیون سردار میافتم؛ اولین بار که عضو لژیون شدم، آمادگی کافی نداشتم، اما وقتی لژیون هفتم فراخوانده شد، برای کمک به راهنمایمان، با وجود اینکه موجودی حسابم بسیار کم بود، تصمیم گرفتم از آن مبلغ بگذرم. در آن زمان فکر میکردم کار بزرگی انجام دادهام.
تجربه دیگری هم دارم؛ زمانی که میخواستم کارت بکشم، کسی به گوشم گفت: «۸ تومان در کارت داری، اما میتوانی ۵ تومانش را هم ببخشی.» این برای من یک پیام بود: «حسین، حتی با کمترین چیز هم میتوان بخشید.» آن روز، من با نیت خالصانه، ۵ تومان از کارت خود را به نیت آن شخص کشیدم. میخواهم بگویم که اگرچه ما همه داراییمان را نمیدهیم، اما در همان حدی که توانمان هست، بخشیدن میتواند به آرامش برسد.
آرامش؛ نتیجهی افکار پاک
بسیاری از مردم عقل ما نیز دقیقاً همین است. اگر من و حسین امروز، افکار آلوده، سیستمهای فکری اشتباه و غذاهای ذهنی ناسالم را در اختیار عقلم قرار دهیم، مطمئن باشید این «کندوی درون» محکوم به نابودی است. اما اگر از مسیر آموزشهای کنگره استفاده کنیم و افکار و اندیشههای خود را با آموزشهای ناب جایگزین کنیم، به سوی روشنایی کشیده خواهیم شد. این تغییر یکشبه نیست؛ مسیری است که با تسلیم، تلاش و پشتکار به سرانجام میرسد.
تغییر در ظاهر و باطن: از تاریکی به انسانی وارسته
وقتی ما یک مسافر سفر اولی را میبینیم، دو ماه اول او تقریباً دوران «بالانس شدن» است. اما وقتی به رفتار، گفتار و چهره او نگاه میکنیم، تغییرات شگفتانگیز را مشاهده میکنیم. وادیها به ما میگویند: «حسین، اگر در این سیستم باشی، با کنار گذاشتن افکار گذشته که سرشار از تاریکی و نادانی بود، میتوانی به انسانی وارسته تبدیل شوی که بتواند دستگیر دیگران باشد.»
وادی عشق و تجربه بخشش در لژیون سردار
پس از گذراندن وادیهای ابتدایی، به وادی چهارم میرسیم؛ وادی «عشق و محبت». این وادی با لژیون سردار ما عجین شده است.
یاد یک خاطره از زمان لژیون سردار میافکنم؛ اولین بار که عضو لژیون شدم، آمادگی کافی نداشتم، اما وقتی لژیون هفتم فراخوانده شد، برای کمک به راهنمایمان، با وجود اینکه موجودی حسابم بسیار کم بود، تصمیم گرفتم از آن مبلغ بگذرم. در آن زمان فکر میکردم کار بزرگی انجام دادهام.
تجربه دیگری هم دارم؛ زمانی که میخواستم کارت بکشم، کسی به گوشم گفت: «۸ تومان در کارت داری، اما میتوانی ۵ تومانش را هم ببخشی.» این برای من یک پیام بود: «حسین، حتی با کمترین چیز هم میتوان بخشید.» آن روز، من با نیت خالصانه، ۵ تومان از کارت خود را به نیت آن شخص کشیدم. میخواهم بگویم که اگرچه ما همه داراییمان را نمیدهیم، اما در همان حدی که توانمان هست، بخشیدن میتواند به آرامش برسد.
بسیاری از مردم هزینههای زیادی میکنند تا به آرامش برسند، اما در نهایت به چیزی نمیرسند. چرا؟ چون اگر بخشش و حرکت از سر رضایت قلبی و بر پایه آموزشهای نابی باشد که در کنگره میآموزیم، آرامش خودبهخود در وجود انسان جاری میشود. اما افکاری که درگیر نفرت، کینه و دروغ هستند، اجازه نمیدهند انسان به آرامش دست یابد.
به افتخار خودتان، آقای مهندس و لژیون سردار.
تهیه وتنظیم: مسافر میلاد از لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
84