English Version
This Site Is Available In English

اگر بر تو سخت می‌گذرد، بدان که روشنی؛ باد با شمع‌های خاموش کاری ندارد

اگر بر تو سخت می‌گذرد، بدان که روشنی؛ باد با شمع‌های خاموش کاری ندارد

امروز افتخار داریم از طرف گروه سایت پارک شهدای شهرداری، در خدمت ایجنت محترم، مسافر محمد باشیم و با ایشان به گفتگو بپردازیم. در ابتدا از طرف گروه سایت، از ایشان بابت فرصتی که در اختیار ما قرار دادند، بسیار سپاسگزاریم.

《معرفی به رسم کنگره》 
سلام دوستان، محمد هستم مسافر. 
آنتی ایکس مصرفی: الکل، تریاک، حشیش 
روش درمان: D.S.T 
داروی درمان: اپیوم 
راهنما: آقای محسن نجفی 
رهایی: ۱۰ سال و ۱۰ روز 
راهنمای نیکوتین: آقای محسن نجفی 
رهایی نیکوتین: ۷ سال و ۵ ماه 
ورزش: والیبال

《نظر در مورد دستور جلسه هفتگی》

(حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم)

خیلی ممنون و سپاسگزارم از اینکه این وقت را در اختیار بنده قرار دادید که خدمت کنم. در مورد دستور جلسه حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم، اگر بخواهم صحبت کنم، ابتدا به دستور جلسه هفته قبل رجوع می‌کنم: عدالت. آیا همه افراد در کنگره با هم برابر هستند؟ می‌توان گفت در برخی موارد برابرند. یک تازه‌وارد که به کنگره ۶۰ وارد می‌شود و در لژیون تازه‌واردین مشاوره می‌شود، همه خدمات به او داده می‌شود. اما زمانی که راهنما انتخاب می‌کند، مسیر کمی متفاوت می‌شود. بعد از طی کردن پله‌های ۲۱ روزه، نوشتن سی‌دی و گرفتن خدمت، می‌تواند مسیر خود را در کنگره ۶۰ مشخص کند تا به مرحله بعدی برود. اگر سفر خوبی داشته باشد، به مرحله بعدی می‌رود و رها می‌شود.

در مورد دستور جلسه این هفته، باید گفت دستور جلسه‌ها همه به هم مرتبط‌اند. اگر مسافری هر هفته ساعت ۶ صبح به پارک می‌آید، در کنار همه صبحانه می‌خورد، استخر می‌رود و این‌ها همه بال پرواز اوست؛ اما کسی که به کنگره ۶۰ نمی‌آید، آیا با او برابر است؟ پس ما باید چه کاری انجام دهیم؟ این دستور جلسه می‌گوید حکم عقل را در قالب فرمانروا کاملاً اجرا کنیم. اگر در سفر اول فرمانبردار خوبی باشیم و به حرف راهنمای خود گوش دهیم، در ادامه در سفر دوم فرمانده بسیار خوبی برای جسم خودمان می‌شویم.
پس می‌توانیم با حرکت در صراط مستقیم، گوش دادن به حرف راهنما، نوشتن سی‌دی‌های هفتگی، گرفتن خدمت و حضور در پارک، فرمانده جسم خود شویم و به رهایی کامل برسیم. با تلاش و کوشش و کمک جهان‌بینی کنگره ۶۰ می‌توانیم در آزمون پیش‌رو موفق باشیم و به درجه راهنمایی برسیم و به انسان‌هایی که نمی‌خواهند یا نیاز دارند و راه خود را گم کرده‌اند، کمک کنیم.

اگر بر تو سخت می‌گذرد، بدان که روشنی؛ 
باد با شمع‌های خاموش کاری ندارد.

اگر زمانی به شما سخت می‌گذرد و می‌گویید درمان اعتیاد ۱۱ ماه طول می‌کشد، باید فرمانبردار باشید، سر وقت سی‌دی را بنویسید تا فرمانده جسم خود باشید.

《نظر در مورد پارک و ورزش بر روند درمان》 
نظر من این است که همان‌طور که در مصاحبه قبل گفتم، من شخصاً در پارک به رهایی رسیدم. همین‌جا راه می‌رفتم و مصرف سیگار داشتم. یکی از راهنماها که با من دوست بود، گفت: «محمد، هنوز سیگار می‌کشی؟» 
گفتم: «بله، ولی آرزوی من است که سیگار نکشم.» 
گفت: «آرزویت نیست؛ اگر آرزویت بود، در دعای کنگره ۶۰ می‌خواستی که سیگار نکشی.» 
و من در دعا خواستم و به حال خوش رسیدم و به معنای واقعی رها شدم.
حضور در پارک و داشتن یک رشته ورزشی، به دستور آقای مهندس دژاکام، برای تمام مسافران سفر اول و سفر دوم الزامی است و همه باید حتماً یک رشته ورزشی داشته باشند. کسانی که پارک نمی‌آیند یا ورزش نمی‌کنند، درمانشان تکمیل نمی‌شود.

《خاطره‌ای از دوران حضور در کنگره ۶۰》 
من اکنون ۱۰ سال و ۱ ماه است که در کنگره ۶۰ هستم و ۱۰ ماه و ۱۶ روز سفر کردم. همه این‌ها سراسر خاطره بوده و هست. اما یک خاطره در ذهنم مانده که تعریف می‌کنم: 
روزی که به پارک آمده بودم و فوتبال بازی می‌کردم، فکر می‌کنم جشن ایجنت و مرزبان بود. آقای منصوری، دیده‌بان محترم، فرمودند: «دعا کنید که کار کنگره ۶۰ روی زمین بماند.» 
من پیش خودم گفتم این بنده خدا چه می‌گوید؟ 
بعد، وقتی خودم خدمتگزار شدم، فهمیدم که کار کنگره ۶۰ روی زمین نمی‌ماند و به نحو احسن انجام می‌شود و اینکه چه کسی کار کنگره ۶۰ را انجام می‌دهد، بسیار مهم است. این خاطره در ذهنم مانده و همیشه اصغرآقا می‌فرمایند: «صدای گردوها را کسی دیگر باید بشنود.»

         《پیامی به سفر اولی‌ها》 
پیامی که برای سفر اولی‌ها دارم این است که اول از این فضا و بستر استفاده کنند. ما اکنون در برهه‌ای از زمان هستیم که آقای مهندس حسین دژاکام زندگی می‌کنند و ما از آموزش‌های ناب ایشان استفاده می‌کنیم. اگر اکنون هستند، ما خدا را شکر می‌کنیم که در بهترین جای دنیا هستیم. سفر اولی‌ها حتماً در پارک حضور داشته باشند و یک رشته ورزشی انتخاب کنند تا بتوانند به رهایی برسند.
《کلام آخر》 
در ابتدا تشکر می‌کنم از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان که این بستر را برای ما فراهم کردند تا بتوانیم جمعه‌ها صبح، که قبلاً تا ظهر خواب بودیم، اکنون ساعت ۵ صبح در پارک حضور داشته باشیم و ظهر که می‌خواهیم به خانه برویم، با حال خوب برویم.
تشکر می‌کنم از گروه سایت که امروز برای من وقت گذاشتند و از گروه مرزبانی که واقعاً سراسر عشق و محبت هستند و خدمت می‌کنند و بستر را برای حضور مسافران سفر اول و سفر دوم فراهم می‌کنند تا در کمال امنیت و آرامش بتوانند ورزش خود را انجام دهند

 

تایپیست : مسافر مرتضی

مصاحبه کننده : مسافر محمد

ارسال مطلب : مسافر امیرحسین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .