یازدهمین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور در روز سهشنبه با استادی مسافر امیر، نگهبانی مسافرحسین ودبیری مسافر محمد،با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» در تاریخ 1405/05/27 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان امیر هستم یک مسافر،خداوند را شاکرم که هستم و میتوانم خدمت کنم. از هادی آقای عزیز، راهنمای محترمم، سپاسگزارم که این جایگاه را به من دادند تا بتوانم خدمت کنم.
دستور جلسه وادی ششم است: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمایید.»
به نظر من، این وادی برای منِ امیر، از تصحیح و پالایش صحبت میکند. هرچه به سمت ارزشها و روشناییها حرکت کنیم، نور خداوند و دریچههای رحمت الهی به روی ما گشوده میشود و میتوانیم زندگی بهتر و ذهن آرامتر و راحتتری داشته باشیم. برعکس، هرچه به سمت ضد ارزشها حرکت کنیم و از روشنایی دور شویم، قطعاً مشکلات بیشتری برایمان به وجود میآید. خیلیها این موضوع را تجربه کردهاند و من هم یکی از همان افراد هستم که واقعاً آن را تجربه کردهام و مدتی در دنیای تاریکی قرار داشتم.
به نظر من، یک نکته در کنگره وجود دارد که البته نظر شخصی خودم است. فکر میکنم ما باید بعضی از واژهها و مفاهیم را در کنگره یاد بگیریم، چون وقتی درباره جسم خودمان بیشتر بدانیم، بهتر میتوانیم از آن مراقبت کنیم. واژههایی مثل صور آشکار، صور پنهان، روح، جن، نفس، نفس اماره، نفس لوامه، نفس مطمئنه و عقل، مفاهیمی هستند که باید درباره آنها بیشتر بدانیم.
در مورد عقل، همانطور که آقای مهندس توضیح دادهاند، عقل در انسان جایگاه بسیار مهمی دارد. در گذشته، عقل را به حلقهای تشبیه میکردند که به بینی شتر متصل میکردند و ساربان با گرفتن آن، شتر را به هر سمتی که میخواست هدایت میکرد. اما عقل انسان اینگونه نیست؛ عقل، فرّ ایزدی دارد و جزئی از صور پنهان انسان است.
در کنگره میگوییم «ماشین تابع راننده است». چرا آقای مهندس از ماشین صحبت میکنند؟ چون جسم ما مانند یک ماشین است و انسان، راننده آن ماشین است.
فرض کنید یک ماشین در اختیار شماست. فرمان آن دست خودتان است و میتوانید آن را به هر سمتی که میخواهید هدایت کنید. میتوانید با آن ویراژ بدهید، با سرعت صد کیلومتر در ساعت در خیابان رانندگی کنید و هم به خودتان و هم به ماشین آسیب بزنید. یا میتوانید درست رانندگی کنید، با سرعت مطمئنه حرکت کنید و مراقب ماشین خودتان باشید.
در مورد جسم هم همینطور است. باید مراقب جسم خودمان باشیم و در کنار آن، مراقب عقل خودمان نیز باشیم. به همین دلیل است که میگوییم ماشین تابع خود انسان است.
عقل، جزئی از صور پنهان انسان است. آقای مهندس میفرمایند جایگاه عقل در مغز است، اما عقل نه گوشت است، نه پوست و نه استخوان. مغز در واقع مترجم عقل است. همانطور که زبان، مترجم حس چشایی ماست و چشم، مترجم حس بینایی ماست، مغز نیز نقش مترجم عقل را بر عهده دارد.
عقل هم مانند جسم انسان در حال تکامل است. همه ما دوران کودکی را پشت سر گذاشتهایم. یک کودک وارد کلاس اول میشود، بعد کلاس دوم، سوم و همینطور مراحل بالاتر را طی میکند تا به دیپلم، دانشگاه و مراحل بالاتر برسد. عقل نیز به همین شکل در حال تکامل است. همانطور که جسم من رشد میکند، عقل من هم در حال تکامل است و به مرور کاملتر میشود.
ما در دوران مصرف، مشکلات زیادی برای خودمان و عقل خودمان به وجود آوردیم. چگونه؟ از طریق مصرف مواد مخدر، فرماندهی عقل را از جسم خود گرفتیم و آن را به مواد مخدر سپردیم. در حالی که فرمانده کل بدن انسان باید عقل باشد، این فرماندهی به دست مواد مخدر افتاده بود.
حالا که وارد کنگره شدهایم، میخواهیم دوباره این فرماندهی را به دست بیاوریم. چگونه؟ با درست سفر کردن، گوش دادن به صحبتهای راهنما و اجرای فرامین و آموزشهایی که آقای مهندس برای ما توضیح میدهند.
با انجام این کارها میتوانیم دوباره فرماندهی کل بدنمان را که عقل است، به دست بیاوریم و از بسیاری از مشکلاتی که در گذشته گرفتارشان بودهایم رها شویم؛ مشکلاتی مانند بیماریها، ناامیدی، یأس، مشکلات زندگی و حتی مسائل زناشویی.
استاد امین در سیدی «خواستههای درون» مثال بسیار زیبایی میزنند. من خودم این سیدی را خیلی دوست دارم و اگر فرصتی داشتید، پیشنهاد میکنم آن را گوش کنید.
ایشان برای توضیح این موضوع، مثال ذرهبین را مطرح میکنند. میگویند در خط استوا بیشترین نور و گرما وجود دارد و هرچه به سمت قطبها میرویم، نور و گرما کمتر میشود. حالا اگر یک ذرهبین مناسب داشته باشید و به قطب شمال بروید، جایی که نور و گرمای بسیار کمی وجود دارد، اگر بتوانید این ذرهبین را درست در جهت نور قرار دهید، میتوانید همان نور ضعیف را متمرکز کنید و گرمای بسیار زیادی به وجود بیاورید.
منِ امیر فکر میکنم این مثال میتواند برای کنگره هم صدق کند. من با یک نور ضعیف، با دنیایی از یأس و ناامیدی، وارد کنگره شدم؛ مثل همان نور ضعیفی که در قطب وجود دارد.
اما وقتی وارد کنگره شدم، کافی است جهت خودم را درست کنم؛ درست مانند همان ذرهبین که اگر در مسیر صحیح قرار بگیرد، نور ضعیف را به یک گرمای بسیار زیاد تبدیل میکند.
به نظر من، کنگره ۶۰ همان ذرهبینی است که میتواند به من کمک کند جهت خودم را درست کنم و از یک نور ضعیف، به سمت روشنایی و گرمای بیشتری حرکت کنم.
نمیخواهم زیاد صحبت کنم. فقط در کلام آخر میخواهم بگویم که قدیمیها میگفتند: «عقل سالم در بدن سالم است.»
تا زمانی که نتوانیم فرماندهی کل بدنمان را دوباره از مواد مخدر پس بگیریم، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم عقل ما عملکرد درستی داشته باشد. اگر سیستم شبهافیونی بدن بهدرستی کار نکند، اگر ناقلهای عصبی و انتقالدهندههای عصبی عملکرد مناسبی نداشته باشند و اگر غدد درونریز و برونریز بهدرستی فعالیت نکنند، طبیعتاً عملکرد عقل نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
در نهایت، همانطور که استاد امین میفرمایند، ممکن است تکامل و رسیدن به تعادل زمان زیادی ببرد؛ حتی اگر هزاران سال طول بکشد، مهم این است که ما در مسیر درست حرکت کنیم.
ممنونم که به مشارکت من گوش دادید.

ضبط صدا مسافر علی
عکس مسافر روح الله
تایپ و ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
77