توکل؛ یعنی رهاکردن و سپردن به امانتی که نزدِ خداست. باایمان قلبی دعا کن؛ چرا که گشایشِ کارِ تو، در گروِ باورِ توست. زندگی را، با تمامِ تلخیها و رنجهایش بپذیر که گاه همین رنجها، بسترِ پرواز و رهاییِ روحاند.
این بار مفتخریم که میزبان ایجنت، همسفر اعظم باشیم. گفتوگویی کوتاه و سرشار از آموزش با ایشان ترتیب دادهایم که امیدواریم مطالعه آن برای شما همراهان گرامی، راهگشا باشد.
.jpg)
همسفر اعظم و مسافرشان محمد با بیش از چندین سال سوءمصرف مواد وارد کنگره شدن آخرین آنتی ایکس مصرفی: شیره تریاک متد درمان Dst داروی درمان: Ot با راهنمایی: آقا داوود و خانم زهرا مدت سفر اول: ۱۰ ماه ۱۸ روز رهایی از اعتیاد: ۸ سال و هفت ماه و ۱۰ رشته ورزشی تنیسرویمیز خدمتهایی که انجام دادهاند: راهنمای تازهواردین، راهنمای Dst، مسئول آزمون، سردار، نگهبانی و دبیری و هم اکنون هم بهعنوان ایجنت همسفران درحالخدمت هستند.
۱. از لحظهای که مسئولیت این بخش به شما سپرده شد تا لحظه پایان خدمت، بزرگترین تغییر در دیدگاه شما نسبت به این فرایند چه بود؟
بزرگترین تغییر در دیدگاه من، عبور از نگاه «ارزیابیکننده» به نگاه «همسفرِ مسیر» بود. در ابتدا فکر میکردم وظیفهام سنجش دقیق دانش و آمادگی افراد است؛ اما بهمرور دریافتم که امتحان در کنگره ۶۰، یک «آیینِ سلوک» است. امتحان وسیلهای برای خودشناسیِ فرد است، نه ابزاری برای قضاوت. دیدگاه من از «چقدر بلدی؟» به «چقدر در مسیرِ خودت راستی؟» تغییر کرد. فهمیدم که من مسئولِ ایجادِ فضایی امن برای «رویاروییِ اعضا با خودشان» هستم، نه یک مسئولِ خشکِ امتحانات.
۲. چه چیزی در این دوره باعث شد که احساس کنید یک کار بزرگ را بهدرستی انجام دادید؟
احساس انجام یک کارِ بزرگ، لحظهای به من دست داد که دیدم عضوی که بارها برای امتحاندادن مردد بود، پس از قبولی در آزمونها ابراز میکرد: «برای اولینبار احساس میکنم میتوانم روی پای خودم بایستم.» آن لحظه فهمیدم که این جایگاه، فقط برگزاری جلسه امتحان نیست؛ ساختنِ پلی است از ترس به اعتماد. وقتی میدیدم که افراد پس از امتحان، قدمهای محکمتری در درمان برمیدارند، باور کردم که این کار، نه یک وظیفه که یک «خدمتِ مقدس» است. هر قبولی، یک پیروزیِ مشترک بود و شوقِ من را برای ادامه خدمت دوچندان میکرد.
۳. تفاوت اصلی بین مسئولیت خدمت در جایگاه امتحانی با سایر جایگاههای خدمتی در کنگره از نظر شما چیست؟
تفاوتِ بنیادین در «ماهیتِ مواجهه» است. در سایر جایگاهها (مثل راهنمایی یا نقش همسفر)، تعامل، پیوسته و حمایتیِ روزمره است؛ اما در جایگاه امتحان، ما با «نقطهٔ عطفِ خودآگاهیِ» عضو روبهرو هستیم. اینجا، فرد در تنهاییِ خود با دانستهها و باورهایش مواجه میشود. این جایگاه، نیازمندِ دقتِ بیشتر در حفظِ کرامتِ فرد، صبوریِ مضاعف و تواناییِ ایجادِ آرامش در فضایی است که ذاتاً میتواند تنشزا باشد. در واقع، ما «امتحان» را به «فرصتی برای تولدِ دوباره» تبدیل میکنیم، نه یک مانع.
۴. وقتی آخرین امتحان این دوره تمام شد، اولین فکر یا احساسی که در تنهایی به سراغتان آمد چه بود؟
پس از پایانِ آخرین امتحان، در سکوتِ سالن، اولین احساس من «سپاسِ بیحد» بود. نه خستگی که «شکرِ عمیق» برای اینهمه اعتماد و امانتی که به من سپرده شده بود. با خودم گفتم: «خدایا، من وسیلهای بودم برای گذرِ این عزیزان از یک مرحلهٔ مهم. هیچکس نمیداند در این لحظاتِ امتحان، چه رازهایی بینِ من و هر عضو ردوبدل شد.» آن تنهایی، مملو از حسِ سبکی و رهایی بود؛ چون میدانستم تا جایی که در توانم بود، امانتدارِ خوبی بودم.
۵. چه پیامی برای آن دسته از اعضای کنگره دارید که همیشه از امتحاندادن هراس دارند؟
ای همسفرِ عزیز، بدان که ترس از امتحان، ترس از «مواجهه با ناشناختههای خودت» است، نه ترس از من یا سؤالات آزمون. امتحان، دیواری برای شکستنِ تو نیست؛ آینهای است برای دیدنِ تواناییهایی که خودت هم از آنها بیخبری. من اینجا نیستم که تو را بیازمایم؛ من اینجا هستم تا تو را در لحظهٔ کشفِ قدرتت، همراهی کنم. بهجایِ فرار، به امتحان بهعنوان یک «هدیه» نگاه کن؛ هدیهای که به تو فرصت میدهد تا از سایهٔ تردیدها بیرون بیایی. این قدم را بردار؛ نتیجهاش، شیرینتر از ترسهایت خواهد بود.
۶. اگر من این مصاحبه را چند سال بعد با شما انجام میدادم، کدام بخش از این تجربه در ذهن شما پررنگتر باقی میماند؟
سالها بعد، اگر به این تجربه نگاه کنم، «چشمانِ پر از امیدِ افراد در لحظهٔ اعلامِ قبولی» پررنگترین تصویر خواهد بود. نه فرمها، نه نمرات، نه حتی سؤالات. آن نگاهها که میگفتند: «من از پسِ خودم برآمدم.» این لحظات، در ذهن من حک میشوند؛ لحظاتی که انسانیت، بر ترس چیره میشود و من، شاهدِ این پیروزیِ ناب هستم. به گمانم، این همان جواهرِ باارزشِ کنگره ۶۰، یعنی «انسانسازی» است، نه صرفاً درمان.
از همه شما ممنونم بابت فرصتی که در اختیار من قرار دادید تا حس و حال خودم را با خدمت در این جایگاهِ باارزش بیان نمایم. امیدوارم خدمتم موردقبول قدرت مطلق واقع شود و امسال شاهد قبولی تعداد زیادی از همسفران در آزمون راهنمایی باشیم؛ انشاءالله.
طراحِ سؤال و مصاحبهکننده: همسفرِ معصومه، رهجویِ راهنما همسفرِ محبوبه (لژیونِ سوم)
عکاس: همسفرِ اعظم، رهجویِ راهنما همسفرِ اعظم (لژیونِ یکم)
تنظیم و ارسال: همسفرِ مینا، رهجویِ راهنما همسفرِ اعظم (لژیونِ یکم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
89