English Version
This Site Is Available In English

عقل یعنی دانایی بایدها و نبایدها

عقل یعنی دانایی بایدها و نبایدها

جلسه چهارم از دوره چهل و یکم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی فردوسی مشهد به استادی راهنما همسفر تکتم، نگهبانی همسفر فریبا و دبیری همسفر زینب با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نمائیم.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که امروز در جمع پرمهر اعضاء شعبه‌ فردوسی هستم. واقعاً دلتنگ تک‌تک شما بودم؛ وقتی به اینجا می‌آمدم در راه بغض کرده بودم، به این فکر می‌کردم که سال‌ها است این مسیر را می‌آیم و امروز چه‌قدر دلتنگ بودم. این راه برای من پر از عشق و حس خوب بود و حتی یک بار هم با خستگی به کنگره نیامده‌ام. همیشه ذوق داشتم که به یک جای خیلی خوب می‌روم و آموزش می‌گیرم. ممنونم از لژیون مرزبانی، ایجنت و راهنما همسفر الهام که این فرصت را به من دادند تا امروز در خدمت شما باشم.

دستور جلسه‌ امروز را همه‌ شما می‌دانید «وادی ششم حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا نماییم و تأثیر آن روی من» این دستور جلسه دو بخش را در نظر دارد و باید به هر دو بخش آن خوب فکر کنیم. اول این‌ که این فرمانده کیست و چیست؟ یعنی چه کسی باید فرمانده باشد؟ مگر من فرمانده‌ای ندارم؟ چرا دارم. دستور جلسه خیلی محکم می‌گوید: حکم عقل یعنی چه؟ در آموزش‌های ما عقل یعنی دانایی، یعنی بایدها و نبایدها، ممکن است فکر کنم بعضی چیزها را نمی‌دانم؛ اما مشکل از جایی است که چیزهایی را می‌دانم و به آن‌ها عمل نمی‌کنم.

در آموزش‌های کنگره‌۶۰، در جزوه‌ جهانبینی استاد امین، از دانایی مؤثر صحبت می‌شود. شاید این بخش برای خیلی‌ها سخت و ثقیل به نظر برسد. دانایی یعنی چه؟ دانایی یعنی این‌ که من چیزهایی را می‌دانم؛ اما دانایی مؤثر، یعنی چیزهایی را می‌دانم و به آن‌ها عمل می‌کنم. حکم عقل هم دقیقاً همین است، به آنچه که می‌دانم عمل کنم. همه می‌دانند دزدی، دروغ، غیبت و قضاوت بد است؛ آیا من به این‌ها عمل می‌کنم یا نه؟ وقتی عمل نمی‌کنم، به فرمان عقل رسیده‌ام و همیشه در جدال هستم.

امروز چرا همه به اینجا آمده‌ایم؟ فکر می‌کنید دلیلش چیست؟ خوب می‌دانم کنگره جای خوبی است. در این شرایط حتماً همه می‌دانید که ساعت قطعی برق است؛ یعنی نباید به کنگره بیاییم؛ وقتی می‌دانی و می‌خواهی به آن عمل کنی، یعنی به دنبال فراگیری، آموزش و حال خوب هستی؛ یعنی چه کار کرده‌ای؟ عقلت را فرمانده کرده‌ای. اینجا است که به حال خوب می‌رسی و زندگی از این به بعد برایت آسان‌تر می‌شود. مرز بین دانستن و توانستن فرمان می‌شود، به همین سادگی، آنچه را می‌دانم، می‌توانم و انجام می‌دهم آن وقت آدم دانا و عاقلی می‌شوم. همان‌ که درباره‌اش می‌گویند: فلانی عقل دارد، فلانی عقل ندارد. مگر می‌شود کسی عقل نداشته باشد؟ منظور چیست؟ یعنی می‌داند؛ ولی نمی‌تواند آن را اجرا کند. من در این گرما و این شرایط اینجا آمده‌ام، شما هم خدمت می‌کنید و این همه مسیر طولانی را طی کرده‌اید. همه برای این است که به حال خوش برسیم، حالمان خوب شود، آموزش بدهیم و آموزش بگیریم. هر وقت به فرمان عقل نزدیک‌تر شویم، زندگی برایمان خیلی آسان‌تر می‌شود.

بخش دوم تأثیر آن روی من است. حالا فهمیدیم عقل چیست. برویم سراغ این‌‌که در زندگی من چه کاربردی دارد. می‌دانم اگر کسی چیزی به من بگوید، ممکن است یک لحظه ناراحت شوم؛ اما آیا ارزش دارد که عکس‌العمل نشان بدهم؟ باید مثل سانتریفیوژ عمل کنیم. چیزی که درونش می‌گذاری برایت حلاجی می‌کند. بعد از آن می‌توانیم نسبت به موضوع عکس‌العمل نشان دهیم. همان مکثی که انجام می‌دهی، همان فرمان عقل است؛ یعنی توانسته‌ای روی نفست غلبه کنی؛ وقتی از نفسی صحبت می‌کنیم که در جدال با عقل است مشخصاً نفس اماره است، نفسی سرکش که دنبال خواسته‌های غیرمعقول است. خواسته‌هایی که می‌دانم بد هستند؛ اما انجام می‌دهم. این جدال بین عقل و نفس است؛ اگر بیشتر به سمت عقل بروم احساساتم هم تمیزتر و پاک‌تر می‌شود؛ آن‌ وقت حسم فرمان درست می‌دهد و من خیلی راحت می‌توانم فرمان عقل را اجرا کنم. مختصرش این است، عقل یعنی همان اجرا کردن و نکردن‌هایی که همه می‌دانیم و باید بتوانیم انجامشان دهیم.

تابستان است همه می‌دانیم وقتی می‌خواهیم بیرون برویم، باید حمام کنیم. همین که این کار را انجام می‌دهید، به فرمان عقل رسیده‌اید. از خانه بیرون می‌زنید و می‌دانید دارید به کنگره می‌آیید برق هم قطع است؛ پس خودتان را مرتب‌تر می‌کنید و می‌آیی  و حالتان هم بهتر است؛ یعنی شما در همین زمینه به فرمان عقل رسیده‌اید. می‌دانید الان گرانی است، یک مقداری صرفه‌جویی انجام می‌دهید؛ چون می‌دانید و می‌توانید آن‌ وقت شما به فرمان عقل رسیده‌اید. هر روز زندگی آسان‌تر و در کنار خانواده آسایش و آرامش بیشتری دارید. در پایان صحبت‌هایم می‌خواهم بگویم: یک موقعی هست که در لحظه نمی‌توانیم تصمیم بگیریم. بعضی وقت‌ها وقتی به عقلمان مراجعه می‌کنیم، می‌دانیم انجام ندادن یک کار بهتر است. همان‌ که در وادی پنجم می‌گوید: خودداری، یعنی رسیدن به فرمان عقل.

تقدیر از خدمتگزاران قبلی صدور کارت و معرفی خدمتگزاران جدید

مرزبانان کشیک: همسفر سمیه و مسافر علی
تایپیست: همسفر کوثر رهجوی راهنما همسفر مژگان (لژیون هجدهم)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر ساره (لژیون نهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیه 
همسفران نمایندگی فردوسی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .