English Version
This Site Is Available In English

حکم عقل؛ روزنه ای از روشنایی در مسیر رهایی

حکم عقل؛ روزنه ای از روشنایی در مسیر رهایی

جلسه دوم از دوره یازدهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ به استادی مسافرکامران، نگهبانی مسافر پرویزو دبیری مسافر میثم با دستور جلسه * وادی ششم و تأثیر آن روی من* دوشنبه 26 مرداد ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر می‌کنم که این فرصت نصیب من شد تا امروز در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم و بتوانم از تجربیات ارزشمند شما استفاده کنم. از نگهبان جلسه نیز تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه حضور داشته باشم.
قبل از حضور در جلسه، بسیار فکر کردم که چه مطلبی را مطرح کنم. حتی چند متن آماده کرده بودم، اما احساس کردم بسیاری از آن‌ها بیش از حد کتابی هستند و خودم نمی‌توانم ارتباط لازم را با آن‌ها برقرار کنم. بنابراین تصمیم گرفتم به جای آن، تجربه شخصی خودم را بیان کنم. امیدوارم این تجربه برای دوستان مفید باشد و برای خود من نیز یادآوری و تکرار آموزش‌ها باشد؛ چراکه تکرار آموزش‌ها می‌تواند بسیار ارزشمند باشد..
در رابطه با دستور جلسه، تصمیم گرفتم از تجربه خودم صحبت کنم.قبل از اینکه با کنگره ۶۰ آشنا شوم، تصور می‌کردم شناختی نسبی از عقل و خوب و بد دارم. در آن زمان، زندگی من به‌گونه‌ای نبود که به یکباره وارد دنیایی از تاریکی و ضد ارزش‌ها شده باشم. ورود من به سمت ضد ارزش‌ها بسیار آرام و تدریجی اتفاق افتاد.
مدت زیادی به این موضوع فکر کردم که چه چیزی باعث شد من به آن مرحله برسم. امروز به این نتیجه رسیده‌ام که یکی از دلایل اصلی، علاقه من به راه‌های کوتاه بود. انسان کم‌ حوصله و تنبلی بودم و دوست داشتم با کمترین انرژی، در کوتاه‌ ترین زمان به نتیجه برسم. در همین شرایط بود که مواد مخدر با ظاهری فریبنده وارد زندگی من شد.
در ابتدای مصرف، تصور می‌کردم همه چیز خوب است. با مقدار کمی مصرف، احساس انرژی، محبت و حال خوش می‌کردم. اگر ساعت شش باید سر کار می‌رفتم، از ساعت سه آماده بودم و انرژی زیادی داشتم. شغل من رانندگی کامیون بود و حتی کارهایی را انجام می‌دادم که شاید مدت‌ها کسی به آن‌ها توجه نکرده بود. کامیون را تمیز می‌کردم و احساس می‌کردم انرژی زیادی دارم.
اما این شرایط به همان شکل ادامه پیدا نکرد. به‌تدریج میزان و زمان مصرف افزایش پیدا کرد. آن سه ساعتی که زودتر برای رفتن به سر کار آماده می‌شدم، کم‌کم تبدیل به زمان بیشتری برای خواب و مصرف شد. اگر ساعت شش باید سر کار می‌رفتم، مجبور بودم زمان بیشتری را صرف مصرف کنم تا بتوانم سرپا بایستم و کارم را انجام دهم.
به‌تدریج مشکلات دیگری نیز وارد زندگی‌ام شد. با صاحب‌ کارم دچار مشکل شدم، درآمدم کاهش پیدا کرد و برای توجیه شرایط ، مجبور شدم به خانواده و دیگران دروغ بگویم. حتی برای اینکه خانواده متوجه شرایط واقعی نشود، بهانه‌هایی مانند خراب شدن ماشین می‌آوردم.در کنار مصرف مواد، به‌تدریج ضد ارزش‌های دیگری نیز وارد زندگی من شد؛ دروغ، قضاوت، ترس و بسیاری مسائل دیگر. در واقع، بدون اینکه خودم متوجه باشم، مواد مخدر تنها یک مشکل نبود، بلکه مجموعه‌ای از مشکلات و ضد ارزش‌ها را به زندگی من وارد کرد.
این روند ادامه پیدا کرد تا جایی که واقعاً احساس می‌کردم در دنیایی از تاریکی و تباهی غرق شده‌ام. دیگر شناخت درستی از خودم و مسیر زندگی‌ام نداشتم و بسیاری از ارزش‌ها در وجودم کمرنگ شده بود.
زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم، به‌تدریج با آموزش‌هایی آشنا شدم که دیدگاه من را نسبت به عقل و زندگی تغییر داد. امروز عقل را مانند خورشیدی می‌بینم که به همه انسان‌ها می‌تابد. در وجود هر انسان روزنه‌ای وجود دارد که هرچه بیشتر به سمت ارزش‌ها حرکت کنیم، این روزنه بازتر می‌شود و نور بیشتری وارد وجودمان می‌شود. در مقابل، هرچه از ارزش‌ها دور شویم و به سمت ضد ارزش‌ها حرکت کنیم، این روزنه تنگ‌ تر شده و تاریکی بیشتری وجودمان را فرا می‌گیرد.

وقتی وارد کنگره شدم، یکی از مهم‌ترین آموزش‌هایی که دریافت کردم، حرکت بر اساس حکم عقل بود. در ابتدا، در بسیاری از مسائل، عقل و تصمیم درست برای من بسیار کمرنگ بود. اما با کمک راهنما، آموزش‌های کنگره و اجرای آنچه به من آموزش داده می‌شد، به‌تدریج توانستم مسیر زندگی‌ام را تغییر دهممن در مسیر کنگره یاد گرفتم که حکم عقل چیزی نیست که فقط درباره آن صحبت کنیم؛ بلکه باید آن را در زندگی اجرا کنیم. ابتدا در مسائل کوچک، سپس در مسائل بزرگ‌تر. هرچه آموزش‌ها را بیشتر می‌آموختم و در زندگی به اجرا درمی‌آوردم، همان روزنه‌ای که از آن صحبت کردم، به‌تدریج بازتر می‌شد و نور بیشتری واردزندگیمن می‌شد.
خدا را شکر می‌کنم که با کمک راهنما، آموزش‌های کنگره و حرکت در مسیر درست، توانستم به رهایی برسم. امروز می‌دانم که حکم عقل یک اتفاق ناگهانی نیست و نمی‌توان یک‌شبه به انسانی تبدیل شد که در تمام مسائل زندگی بر اساس عقل عمل می‌کند. این مسیر باید از کارهای کوچک، روزمره و روتین زندگی آغاز شود و به‌تدریج ادامه پیدا کند.
امیدوارم بتوانیم با آموزش گرفتن، تفکر کردن و به اجرا درآوردن آنچه می‌آموزیم، قدم‌ به‌ قدم در مسیر ارزش‌ها حرکت کنیم و در پله‌های مختلف زندگی، به اهدافی که کنگره ۶۰ برای ما ترسیم کرده است، نزدیک‌تر شویم.

سایت نمایندگی پردیس.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .