همسفران لژیون ششم مشارکت خود را درباره «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.) و تأثیر آن روی من» اینگونه بیان کردند:
همسفر مائده:
خدا خواست و قسمت بود که در مورد «فرمانروایی عقل» یعنی وادی ششم، تفکر و مشارکت کنم. با توجه به اینکه در حال حاضر از تمرینات باشگاه تیراندازی دور هستیم، شاید همین یادداشتهای کوتاه، یادآور افراد، حضورشان و تأثیراتی باشد که بر یکدیگر داشتهایم. به همین دلیل، مشارکتم را با شما به اشتراک میگذارم.
وادی ششم داستانی از فضای درونی هر کدام از ما را بیان میکند؛ درگیریای که شاید هر روز در مورد مسائل و موضوعات مختلف با آن دست و پنجه نرم میکنیم. این درگیری در تمام تصمیمها و انتخابهای ما در درونمان اتفاق میافتد؛ اینکه آیا انتخابها و تصمیمهای ما به دستور نفس امرکننده صادر میشود یا بر اساس فرمانروایی عقل پیش میرویم؟ به زبان سادهتر، آیا فرمان عقل را به اجرا درمیآوریم یا خیر؟ موضوع اصلی این وادی این است که خروجی انتخابهای درست یا غلط ما، جایگاه نفسانی ما را تعریف میکند.
چه آن را بپذیریم و چه نپذیریم، چه نقاب بر چهره بزنیم و چه نزنیم، جایگاه نفسانی ما با چیزی جز اجرای فرمان عقل رشد پیدا نمیکند و به تزکیه نمیرسد. فارغ از اصل مهمی که این وادی بیان میکند، مطلبی وجود دارد که همواره موضوع اصلی تفکرات من بوده است. انسان باهوش و خردمند کیست؟ طبیعتاً کسی که بتواند بیشترین میزان دستورات عقل را به اجرا درآورد و در انتخابها و تصمیمهای خود از فرمان عقل پیروی کند، میتواند در مسیر رشد و تکامل قرار بگیرد. در پایان، با تشکر و سپاس فراوان از قدرت مطلق که به عقل، فرّ ایزدی بخشید.
همسفر فاطمه:
حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم. در این وادی با یکی از اساسیترین مؤلفههای صورپنهان؛ یعنی «عقل» آشنا میشویم. عقل یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین مسائل در مسیر تکامل انسان است که آغاز و پایان مشخصی ندارد و ما باید در تمام مسیر تکاملی خود به فرمان عقل برسیم و از فرامین آن پیروی کنیم. عقل از موادی تشکیل شده که ما هنوز ذرهای از آن را نمیدانیم.
عقل هرچه باشد، از گوشت و پوست و استخوان نیست و به همین دلیل فناپذیر نیست و با مرگ از بین نمیرود. مغز با عقل تفاوت دارد. مغز جایگاه و وسیلهای برای دریافت و انتقال پیامهای عقل و به نوعی مترجم عقل است. عقل در کیهان، کشور وجودی و جسم ما، مانند یک فرمانروای عادل و بزرگ است که نشان از قدرتی مافوق دارد و به نوعی میتوان گفت فرّ ایزدی دارد.
اجرای فرامین این فرمانروای بزرگ، ما را در مسیر مستقیم قرار میدهد و به سوی هدف والای انسانی، صلح، آرامش و جایگاه تعیینشده هدایت میکند؛ تا جایی که بتوانیم بگوییم «شو، شود.» رسیدن به این مرحله نیازمند تمرین، تکرار، صبر و گذر زمان است. گاهی در شرایطی قرار میگیریم که اوضاع و احوال روزگار به نفع ما نیست یا شرایط برای انجام کارهای ضدارزشی فراهم است. در چنین مواقعی ممکن است صدایی در درون ما بگوید «ناامید نشو، اوضاع بهتر میشود، کم نیاور.» این صدا میتواند ندای عقل باشد.
اما صدای دیگری نیز ممکن است بگوید: «دنیا پوچ است، آخرش مرگ است، پس چرا تلاش کنم؟» این صدا همان نفس اماره و خواستههای نادرست آن است. یکی از بخشهای مهم نبرد درونی ما همینجاست؛ زیرا در مقابل این فرمانروای عادل، نیرویی بسیار قوی و زیرک وجود دارد که تلاش میکند ما به فرامین عقل توجه نکنیم. این نیرو همان «نفس امرکننده» است. بنابراین، باید حرکت خود را از کارهای کوچک و قابل اجرا آغاز کنیم و بهتدریج با تمرین و تکرار، گوشبهفرمان عقل باشیم و در هر جا و هر شرایطی به فرامین آن توجه کنیم.
در کنار آن، کسب آموزش و افزایش دانایی مؤثر نیز بسیار مهم است؛ زیرا برای اینکه عقل بتواند فرمان درست صادر کند، به اطلاعات صحیح نیاز دارد. عقل در هستی و نیستی وجود دارد و همه موجودات دارای عقل هستند. عقل فرمان اشتباه صادر نمیکند، مگر اینکه اطلاعات نادرست به آن داده شود یا انسان تحت تأثیر نفس اماره قرار بگیرد. هرچه دانایی و آگاهی ما بیشتر شود، بهتر میتوانیم صدای عقل را از صدای نفس تشخیص دهیم. در نهایت، میتوان گفت عقل یکی از نشانههای شکوه و عظمت خداوند در وجود انسان است و رسیدن به فرمان عقل، نتیجه مسیر آموزش، دانایی، تجربه، صبر و انجام عمل سالم است.
ویرایش و ارسال: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) نگهبان سایت
باشگاه تیراندازی با کمان همسفران خانم
- تعداد بازدید از این مطلب :
167