چهارمین جلسه از دوره چهل و ششم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی ستارخان؛ با استادی راهنمای محترم مسافر شهاب، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر حمیدرضا با دستور جلسه " وادی ششم و تأثیر آن روی من " روز شنبه 24 مردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان شهاب هستم یک مسافر. دستور جلسه در دو قسمت وادی ششم و تأثیر آن روی من و تولد مسافر کمیل میباشد. در این دستور جلسه وادی ششم، حکم عقل را در قالب فرمانده کاملاً اجرا نماییم میباشد. در جهانی که زندگی میکنیم در جهان پیرامون ما یک فرمانروایی به نام عقل وجود دارد و حکومت میکند. در جهان اصغر فرمانروایی نیاز است که این فرمانروا عقل میباشد. در جزوه جهانبینی ما در مورد قلعه عقل مطالعاتی انجام دادیم و تقریباً با این موضوع آشنا هستیم، در دعای کنگره 60 هم میگوییم که خداوندا مارا یاری بفرما تا بهفرمان عقل نزدیک شویم، فرمان عقل را بهواسطه مشکلاتی که پیش میآید نمیشناسیم یا میشناسیم ولی انجامش نمیدهیم. یکی از مسائلی که باعث شده فرمان عقل را نشناسیم عدم دانایی و آگاهی میباشد اگر بتوانیم دانایی را رشد بدهیم قطعاً بهفرمان عقل نزدیک خواهیم شد و بهواسطه دانایی که کسب میکنیم مراحل نفس را میشناسیم که شامل نفس اماره، نفس لوامه و نفس مطمئنه میباشد و بهفرمان عقل نزدیک میشویم و دست مییابیم، ولی باید بدانیم که همزمان نمیشود یکبار بهفرمان عقل توجه کنیم و یکبار دیگر به نفس اماره گوش کنیم بیفایده است و نتیجهای ندارد. در زندگی باید به نفس مطمئنه برسیم تا بهفرمان عقل نزدیک شویم. در خیلی از موارد بهفرمان عقل رسیدهایم و نزدیک شدهایم ولی کوتاهی میکنیم و انجام نمیدهیم. ما باید بدانیم که فرمان عقل فرایزدی میباشد. در دعا میگوییم که تاریکی هارا پشت سر گذاشتیم مارا با روشناییها آشنا گردان تا بهفرمان عقل نزدیک شویم، یعنی همان نور خداوند زندگی را روشن کند، به آن دست پیدا کنیم و امیدوارم بتوانیم در تمام مراحل زندگی به نفس مطمئنه دست پیدا کنیم که بسیار دشوار میباشد زیرا زمانی که با نفس اماره پیش برویم بهفرمان عقل نمیرسیم؛

قسمت دوم دستور جلسه تولد مسافر کمیل میباشد؛ مسافر کمیل بهواسطه خدمت هایی که در کنگره انجام داده است شخصی شناخته شده میباشد و به دلایلی یک سفر ناموفق داشتند. در سفر مجدد زمانی که وارد لژیون شدند فقط روی مسئله روان تأکید داشتند و نگران بودند و سفر خود را شروع کردند، بهدرستی و بسیار عالی سفر کردند. در خدمتهای مبصر کلینیک، اوتی مرکز و قسمتی از پرتال خدمتگزار بودند و زمانی که دارو کمیاب بود بهواسطه خدمت در کلینیک برای مسافران دارو تهیه میکرد. میگویند تولدها به دستور جلسه ربط پیدا میکند و مسافر کمیل با سن کمی که دارد بسیار پخته و باتجربه است و در 22 سالگی به بهترین شکل سفر کرد و در دانشگاه در رشته روانشناسی در حال تحصیل و بسیار موفق هستند که همین موضوع باعث میگردد راهنمایی بسیار قوی شود، برایش آرزوهای خوبی میکنم و امیدوارم در مراحل زندگی موفق باشد. ممنون که به صحبتهای بنده گوش دادید.

خلاصه سخنان مسافر کمیل:
.jpg)
سلام دوستان کمیل هستم یک مسافر. پنج سال است که در انتظار این لحظه هستم و در ادامه خواهم گفت که چرا پنج سال منتظر تولدم بودهام. این صحنه برایم بسیار رویایی است و همانند گل رهایی که از جناب آقای مهندس دریافت کردم بسیار لذتبخش است. در هرلحظه از سختیها فقط به این موضوع فکر میکردم و به خودم میگفتم به داستانهایی که قرار است تعریف بکنی فکر کن زیرا اگر قرار باشد راحت و در دسترس باشد تعریفهایم جذاب نمیشود. تولدها پیامی دارند از من متولد به شخصی که روی صندلی نشسته است، تمام رنجهایش را درک میکنم و امیدوارم بتوانم پیام را انتقال بدهم. زمانی که وارد کنگره شدم 17 سال سن داشتم و پدر و مادرم برایم آرزوهایی داشتند و میخواستند جوانترین آرایشگر و یا کشتیگیر بشوم ولی الآن بهعنوان جوانترین فرد نمایندگی در خدمتتان هستم و انشاالله تصویرهای بعدی زیباتر و رنگارنگتر نقش ببندد.

در هنگام ورود به دلیل اینکه به سن قانونی نرسیده بودم در قسمت صدور کارت و تحویل دارو مشکلاتی داشتم. بنده در بار اول که سفر کردم، رها نشدم زیرا آن عملی که باید انجام میدادم را ندادم و سعی میکردم از مسئولیت خود فرار کنم که باعث شد، درمان نشوم، پیام من برای سفر اولی ها این میباشد که چه امروز، چه ده سال دیگر این مسئولیتی است که گردن ما است و میتوانیم رنج و سختی را بپذیریم زندگی را زیبا کنیم یا بالعکس در ایستگاههای بعدی برایمان سختتر شود و با رنج و عذاب بیشتری روبرو بشویم. از تمامی خدمتگزاران کنگره60 تشکر میکنم که در این شادی شریک بودند و از تمام عزیزانی که در این زمینه تلاش میکنند سپاسگزارم. ممنون از اینکه به مشارکت بنده گوش دادید.
خواست مسافر:

امیدوارم درآزمون راهنمایی قبول بشوم و در جایگاه راهنمایی تازه واردین خدمت کنم.
مشارکت مسافر فرهاد:

سلام دوستان فرهاد هستم یک مسافر. بنده دوازده سال پیش تجربه این مسیر را داشتهام. مسافر کمیل بعضیاوقات کارهایی انجام میداد که طاقت آوردن این حجم از کارها در توان اعصاب پدر و مادر نبود. بنده این مسیر را تجربه داشتهام و آگاهیهای موردنیاز را به مسافر در اشتراک میگذاشتم. مسافرم در بار اول موفق به درمان نشدند و بعد با تخریب بیشتر روبرو شد، بسیار باعث عذاب من و مادرش شده بود بهخصوص مادرشان ولی به لطف خداوند و دعای خیر مادرشان در مسیر قرار گرفتند و به درمان رسیدند. بسیار از جناب آقای مهندس و راهنمای مسافرم تشکر و قدردانی میکنم که توانستند یک صفحه جدیدی برای زندگی مسافرم رقم بزنند.
مشارکت همسفر فرشته:

به نام قادر مطلق الله، سلام و درود خدمت همه عزیزان و بزرگواران فرشته هستم همسفر کمیل؛ خیلی از این لحظه خوشحالم و خداوند را بسیار شاکر هستم که این حس، انرژی و فرکانس را امروز توانستم دریافت کنم و مسافرم کمیل را در این جایگاه ببینم. از صمیم قلب این را میگویم: امروز که مسافر کمیل برای جشن تولد آماده میشدند انگار جشن عروسی کمیل است و بهاندازهای که امروز برایش خوشحال بودم اگر بالباس دامادی میدیدم آنقدر خوشحال نمیشدم و حس کردم روز دامادی است. همیشه نگران اخلاق و رفتار در مدرسه، جامعه و... بودم که همیشه میگفتم انسانی با فکر باش و این موضوع بسیار برایم مهم بود. در این لحظه خیلی به مسافرم افتخار میکنم و روزها و لحظات بسیار تلخی را باهم گذراندیم. روزی که وارد کنگره شدم از استرس عصبی و غمی که داشتم ناخودآگاه تاریکی را میدیدیم. در کنگره60 افتخار این را داشتم که دو مسافر داشتم هم بهعنوان همسر و مادر که هرکدام تجربههای متفاوتی داشت و اتفاقات تلخی را پشت سر گذاشتیم و خداوند کمک کرد؛ خداوند را شاکرم و امیدوارم بتوانم خدمتگزار خوبی برای کنگره باشم. نجات یک فرد مصرفکننده، نجات انسانهای زیادی از جامعه میباشد. امروزه از آموزشهای کنگره بهجایی رسیدم که حتی اگر مسافرانم برگشت بخورند بههیچعنوان غمگین یا افسرده و ناراحت نخواهم شد چون میدانم آزمایش من میباشد. صبر و عبور از منیت و گرفتن آموزش در کنگره 60 از من همسفر ساخت و این حال خوش را برای همه همسفران خواستارم.
مشارکت راهنمای محترم همسفران، همسفر اعظم:

سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر. خداوند را سپاسگزارم و از عزیزان ممنون که دستبهدست هم دادند تا یک رهایی رقم بخورد و شاهد همچین روزی باشیم. هیچچیزی برای پدر و مادر دردناکتر از اعتیاد فرزند نمیباشد که در این اتفاق مادر به هر دری میزند تا مسیری را برای نجات فرزندش پیدا کند حتی اگر جان خود را به خطر بیاندازد. خوشبختانه در دورهای زندگی میکنیم که برای این بیماری هم راه درمان کشفشده به شرطی که در مسیر فرمانبردار و ثابتقدم باشیم. مادر مسافر کمیل به این باور رسیده بودند برای اینکه آموزههایشان را از سفر اول بتوانند کاربردی کنند و فرمان عقل را به کار بگیرند باید این مسیر در سفر دوم ادامه میدادند و هیچچیزی رهایی یک مسافر را تثبیت نمیکند مگر اینکه بماند و خدمتگزار باشد. این مادر و فرزند بیان بسیار شیوایی دارند و در جایگاه راهنمایی تازه واردین خدمتگزاران خوبی میتوانند باشند.
.jpg)
مسئول سایت: مسافر حامد
مرزبان کشیک: مسافر ماهان
با عرض احترام و شادباش، سایت مسافران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
221