English Version
This Site Is Available In English

معرفت؛ اولین گام برای اجرای عدالت

معرفت؛ اولین گام برای اجرای عدالت

هشتمین جلسه از دوره اول کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰؛ نمایندگی آذر تبریز با استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر نیما با دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره ۶۰ برابرند؟» روز سه‌شنبه ۲۰ مردادماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.


سخنان استاد:

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این فرصت را در اختیار من قرار داده است تا در جمع شما دوستان عزیز و بامحبت حضور داشته باشم، از آموزش‌های شما بهره‌مند شوم و بتوانم خدمتی انجام دهم. دستور جلسه این هفته کنگره ۶۰، «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟» است. این دستور جلسه را می‌توان در دو بخش مورد بررسی قرار داد؛ بخش نخست، مفهوم عدالت و چگونگی برقراری آن در زندگی است و بخش دوم، پرسشی است که هر یک از ما باید شخصاً به آن پاسخ دهیم: آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با یکدیگر برابرند؟ عدالت از ریشه «تعادل» گرفته شده است؛ به این معنا که هر چیزی در جایگاه واقعی و مناسب خود قرار داشته باشد. بنابراین، عدالت زمانی برقرار می‌شود که میان اجزای مختلف زندگی، روابط و عملکرد انسان، تعادل وجود داشته باشد. یکی از موضوعاتی که در گذشته ذهن مرا بسیار به خود مشغول می‌کرد، این بود که آیا اتفاقات و رفتارهایی که در زندگی نسبت به من صورت گرفته، عادلانه بوده است یا خیر؟ آیا جامعه، خانواده، خداوند، مسئولین و سایر افرادی که در زندگی من حضور داشته‌اند، در قبال من عدالت را رعایت کرده‌اند یا خیر؟ پس از بررسی این موضوع، به این نتیجه رسیدم که در یک نگاه کلی، هر اتفاق و هر رفتاری که نسبت به من صورت گرفته، متناسب با جایگاه و عملکرد خود من بوده و در واقع، عین عدالت بوده است. البته ممکن است در موارد خاص، اشتباه یا حتی ظلمی از سوی فردی نسبت به فرد دیگر صورت بگیرد که بحث آن جداست؛ اما در اینجا موضوع را به‌صورت کلی مورد بررسی قرار می‌دهیم. اکنون سؤال این است که چگونه می‌توانیم به تعادل برسیم و عدالت را در زندگی خود برقرار کنیم؟ چگونه می‌توانیم در روابط دوستانه، روابط خانوادگی، میزان محبت، ارتباط با اعضای فامیل، دوستان و همکاران، تعادل را رعایت کنیم؟ حد و مرز این تعادل کجاست؟ بسیاری از آسیب‌هایی که در روابط خود تجربه می‌کنیم، به دلیل رعایت نکردن همین تعادل است. گاهی به فردی بیش از اندازه محبت می‌کنیم و بیش از حد به او نزدیک می‌شویم. گاهی بیش از اندازه به شخصی بها می‌دهیم و کارهایی را برای او انجام می‌دهیم که نباید انجام دهیم و گاهی نیز در مقابل، نسبت به فردی بیش از اندازه بی‌توجه می‌شویم. همه این موارد به مفهوم تعادل و عدالت مربوط می‌شود. حتی در مورد کارها و اولویت‌های زندگی نیز باید بتوانیم جایگاه هر موضوع را به‌درستی تشخیص دهیم و میان آن‌ها تعادل برقرار کنیم. مسیری که آقای مهندس و کنگره ۶۰ برای رسیدن به عدالت و تعادل برای ما مشخص کرده‌اند، در آرم کنگره ۶۰ نیز به‌روشنی دیده می‌شود. نخستین مرحله برای رسیدن به عدالت، «معرفت» است. معرفت به معنای شناخت است؛ شناخت خود، شناخت انسان‌ها، شناخت روابط، شناخت حدود و مرزها و شناخت ارزش و جایگاه هر چیز. در کنگره ۶۰ بسیار اتفاق می‌افتد که فردی می‌گوید: «من به دلیل انجام فلان کار نتوانستم در جلسه حاضر شوم» این موضوع نشان می‌دهد که فرد هنوز اولویت‌های زندگی خود را به‌درستی نشناخته است. ما باید بدانیم که در مرحله درمان، هیچ شخص، هیچ کار و هیچ موضوعی نباید مهم‌تر از سلامت و درمان خود ما باشد. این موضوع به معنای خودخواهی نیست. من باید ابتدا خودم سالم باشم و به درمان برسم تا بتوانم یک پدر خوب، همسر خوب، فرزند خوب، برادر خوب یا دوست خوبی باشم. وقتی خود من هنوز درگیر مشکل هستم و قادر نیستم به خودم کمک کنم، طبیعی است که نمی‌توانم به دیگران نیز کمک مؤثری داشته باشم. بنابراین، در این مرحله، بزرگ‌ترین اولویت من، درمان است. پس نخستین مرحله، معرفت و شناخت است؛ شناخت انسان، شناخت مرزها، شناخت جایگاه انسان و شناخت مسیر زندگی. اینکه بدانیم انسان چیست، از کجا آمده است، زندگی او از چه زمانی آغاز می‌شود و تا کجا ادامه پیدا می‌کند. اگر این معرفت در مسیر صحیح و در جهت خیر باشد، می‌توانیم به مرحله بعد، یعنی «عمل سالم»، برسیم. اما عمل سالم چیست؟ به‌طور کلی می‌توان اعمال انسان را در سه دسته قرار داد: اعمال شر، اعمال به‌ظاهر نیک و اعمال سالم. اعمال شر که تکلیفشان مشخص است؛ اما دسته دوم، اعمالی هستند که در ظاهر نیک به نظر می‌رسند. یعنی ما تصور می‌کنیم نیت خوبی داریم و در حال انجام کار خیر هستیم، اما به دلیل اینکه شناخت و معرفت کافی نداریم و تعادل را نمی‌شناسیم، نتیجه عمل ما ممکن است در نهایت به شر منتهی شود. برای مثال، شخصی را در نظر بگیرید که برادرش از او درخواست مبلغی پول می‌کند و می‌گوید: «صد میلیون تومان به من قرض بده و تا یک ماه دیگر آن را به تو بازمی‌گردانم.» فرد نیز با خود می‌گوید: «او برادر من است؛ باید به او اعتماد کنم.» بنابراین، بدون در نظر گرفتن جوانب موضوع، پول را در اختیار او قرار می‌دهد. در ظاهر، این یک عمل نیک است؛ اما ممکن است پس از گذشت دو یا سه ماه، فرد برای بازگرداندن پول خود مجبور شود به دادگاه مراجعه کند.

این مسئله در روابط خانوادگی و حتی در موضوع تقسیم ارث نیز بسیار اتفاق افتاده است. گاهی اعضای یک خانواده به برادر بزرگ‌تر اعتماد می‌کنند، همه به او وکالت می‌دهند و در نهایت، تمام اموال و ارث و میراث به نام او منتقل می‌شود و ممکن است او نیز آن‌ها را بفروشد و از بین ببرد. این همان عمل به‌ظاهر نیک است. ظاهر قضیه این است که ما به برادر خود اعتماد کرده‌ایم؛ اما در واقع، ممکن است به دلیل سهل‌انگاری، رودربایستی یا تنبلی، اقدامات لازم را انجام نداده باشیم. سند و مدرک مناسب نگرفته‌ایم، قرارداد مکتوب تنظیم نکرده‌ایم و تنها بر اساس اعتماد پیش رفته‌ایم. اما عمل سالم، عملی است که نتیجه آن در نهایت به خیر ختم شود. بنابراین، زمانی که معرفت صحیح داشته باشیم و بر اساس آن، عمل سالم انجام دهیم، می‌توانیم در زندگی خود به عدالت و تعادل نزدیک شویم. اما بخش دوم دستور جلسه این سؤال را مطرح می‌کند که آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با یکدیگر برابرند؟ پاسخ این سؤال، خیر است. هنگامی که افراد وارد کنگره ۶۰ می‌شوند، از یک جنبه با یکدیگر برابر هستند. در کنگره ۶۰، جایگاه اجتماعی، شغل، میزان ثروت، تحصیلات و عنوان فرد در بیرون از کنگره، ملاک ارزش‌گذاری او نیست. ممکن است شخصی دارای چند مدرک دانشگاهی و حتی چند مدرک دکترا باشد؛ اما در کنگره ۶۰ کسی او را صرفاً به دلیل تحصیلاتش «آقای دکتر» خطاب نمی‌کند. اگر این عناوین و جایگاه‌ها می‌توانستند مشکل او را حل کنند، اساساً گرفتار اعتیاد نمی‌شد. همین موضوع درباره سایر القاب نیز صدق می‌کند. ممکن است شخصی حاجی، سید یا دارای عنوان اجتماعی خاصی باشد، اما در کنگره از این القاب استفاده نمی‌شود. برای مثال، صحیح نیست که شخصی خود را با چنین عنوانی معرفی کند و سپس درباره مصرف مواد مخدر خود صحبت کند؛ زیرا این موضوع می‌تواند موجب خدشه‌دار شدن شأن همان عنوان نیز شود. در کنگره ۶۰، همه ما «مسافر» هستیم؛ مسافر رضا، مسافر سعید، مسافر امیر، مسافر نیما و... . در اینجا با یک عنوان ساده و برابر وارد می‌شویم و شغل و جایگاه اجتماعی افراد، ملاک برتری آن‌ها نیست. ممکن است شخصی پسر یک وزیر باشد یا حتی خودش وزیر باشد؛ اما این موضوع در کنگره ۶۰ تفاوتی ایجاد نمی‌کند. در کنگره افرادی با تحصیلات بسیار بالا، وضعیت مالی مناسب، جایگاه‌های مدیریتی و اجتماعی مختلف حضور داشته‌اند؛ همچنین افراد نظامی، قاضی و وکیل نیز در کنگره حضور داشته‌اند؛ اما هیچ‌کس به دلیل شغل یا جایگاه اجتماعی خود، با عنوان «جناب سرهنگ»، «قاضی»، «وکیل» یا عناوین مشابه خطاب نمی‌شود. از این نظر، هنگامی که وارد کنگره می‌شویم، همه با یکدیگر برابر هستیم. همه روی یک نوع صندلی می‌نشینیم و از نظر ورود به مسیر درمان، تفاوتی میان ما وجود ندارد. اما در ادامه مسیر، عملکرد، تلاش، نظم، آموزش‌پذیری و خدمتی که هر شخص انجام می‌دهد، تفاوت‌ها را ایجاد می‌کند. گاهی گفته می‌شود: «این موضوع عادلانه نیست؛ چرا میان افراد تفاوت وجود دارد؟» برای پاسخ، می‌توان دو درخت را در نظر گرفت؛ هر دو را با یک شرایط می‌کاریم و از هر دو مراقبت می‌کنیم، اما یکی میوه می‌دهد و دیگری میوه نمی‌دهد. آیا می‌توان انتظار داشت که نتیجه و جایگاه هر دو درخت کاملاً یکسان باشد؟ در کنگره نیز دو سفر اولی لزوماً با یکدیگر برابر نیستند. فردی که سفر خود را با نظم و دقت انجام می‌دهد، به صحبت‌های راهنما توجه می‌کند، مسئولیت‌های خود را به‌درستی انجام می‌دهد و در مسیر آموزش حرکت می‌کند، طبیعتاً با فردی که به صحبت‌ها توجه نمی‌کند و همچنان در افکار و نگرش‌های گذشته خود باقی مانده است، تفاوت خواهد داشت. همین موضوع درباره سفر دومی‌ها نیز صدق می‌کند. دو سفر دومی نیز می‌توانند از نظر عملکرد و جایگاه با یکدیگر متفاوت باشند. فردی که در مسیر خدمت قرار می‌گیرد، با فردی که تمایلی به خدمت ندارد، شرایط یکسانی نخواهد داشت. شخصی که شال دریافت می‌کند، مرزبان یا راهنما می‌شود، بر اساس خدمتی که انجام داده و مسئولیتی که پذیرفته است، جایگاه متفاوتی پیدا می‌کند. همچنین شخصی که به جایگاه اسیستانت یا دیده‌بانی می‌رسد، بر اساس میزان تلاش، آموزش و خدمت خود، جایگاه بالاتری پیدا می‌کند. بنابراین، در کنگره ۶۰ جایگاه افراد بر اساس تلاش، آموزش، عملکرد و خدمتی که انجام می‌دهند، متفاوت می‌شود و به تبع آن، میزان مسئولیت و احترام نسبت به جایگاه افراد نیز تفاوت پیدا می‌کند. بر همه ما واجب است که به این جایگاه‌ها و افرادی که در آن جایگاه‌ها خدمت می‌کنند، احترام بگذاریم. چرا این احترام واجب است؟ زیرا اگر جایگاه‌ها و حرمت آن‌ها را نادیده بگیریم، در مسیر درمان خود نیز دچار مشکل خواهیم شد و حالمان خوب نخواهد شد. من افراد زیادی را دیده‌ام که چندین بار سفر خود را آغاز کرده‌اند، اما همچنان در همان افکار و نگرش‌های نادرست گذشته باقی مانده‌اند. دوباره وارد سفر می‌شوند و دوباره تلاش می‌کنند، اما به نتیجه مطلوب نمی‌رسند؛ زیرا هنوز اهمیت جایگاه و حرمت جایگاه‌های خدمتی را درک نکرده‌اند. در کنگره ۶۰، یکی از مسائل بسیار مهم، شناخت و احترام به جایگاه‌های خدمتی است. سفر اولی موظف است به سفر دومی احترام بگذارد. سفر دومی نیز موظف است به مرزبان، راهنما و ایجنت احترام بگذارد. تا زمانی که این مسائل را یاد نگیریم، درک نکنیم و در عمل به آن‌ها پایبند نباشیم، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که در مسیر درمان به نتیجه مطلوب برسیم.

 

 

تهیه گزارش: مسافر رضا

ارسال مطلب: مسافر سعید

 

 

 

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .