هفتمین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60، نمایندگی امیرکبیر با استادی راهنمای محترم پهلوان علی، نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر وحید با دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره 60 باهم برابرند؟» دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت 17 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علی هستم یک مسافر
ابتدا از آقای مهندس، استاد امین و همینطور خانواده محترمشان سپاسگزارم و در ادامه از ایجنت محترم شعبه، گروه مرزبانی، نگهبان و دبیر جلسه تشکر میکنم که به من اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم. باعث افتخار من است که در این شعبه حضور پیدا کردم تا بتوانم آموزش بگیرم.
این دستور جلسه به این علت زیبا است که به من این فرصت را میدهد تا خودم را بسنجم و ببینم کجای کار قرار گرفتهام. همینطور در لوگوی کنگره 60 نیز به آن اشاره شده است. معرفت، عمل سالم و عدالت؛ یعنی من نسبت به جایی که هستم، محل زندگی، محل کارم و نسبت به کنگره، راهنمای خودم و خدمتگزاران کنگره 60، معرفت داشته باشم. اگر شناخت داشته باشم، میتوانم عمل سالم هم داشته باشم. زیرا بدون آگاهی نمیتوانم عمل سالم داشته باشم، عمل ناسالم من برای ناآگاهی است و وقتی عمل سالم انجام بدهم، عدالت در حق من به نحو احسن انجام میشود.
هر کاری که من انجام میدهم اختیار است، جبرش میشود تقدیر من. گندم از گندم بروید، جو ز جو.
من به عنوان یک تازهوارد به شعبه وارد شدم و صندلی در اختیار من قرار گرفت، راهنمای تازهواردین به من خدمت کرد و مرزبانها با احترام با من رفتار کردند و من را مشاوره دادند، حداقل سه نفر یا چهار نفر تازهوارد همراه من بودند، چطور شد که از این چند نفر بعد از 6 ماه یا 8 ماه فقط 1 نفر میماند و بقیه میروند؟ عدالت در مورد من اجرا شد. همه اعضاء در ابتدای ورود به کنگره 60 با هم برابرند و انرژِیای که در کنگره 60 وجود دارد، برای همه برابر است. اما چطور یک نفر میشود دیدهبان، یک نفر میشود ایجنت، یک نفر نشان بی نشان میشود و یک نفر سردار و خودش را به لژیون بخشش گره میزند و قدر جایی که آمده است را میداند. شخصی که به کنگره 60 آمده، بعد از 3 یا 4 ماه اگر بیدار شود، قدر جایی که آمده است را میداند.
.jpg)
من به این فکر میکنم که چطور میشود یک نفر ایجنت یا مرزبان از ساعت 2 یا 3 بعد از ظهر میآید درب شعبه را باز میکند، شرایط را مهیا میکند تا ساعت 9 یا 10 شب؛ آن هم به صورت رایگان. چراغی که در این شعبه روشن شده، هزینههایی که برای شعبه صورت میگیرد، اینها همه پیشینه دارند. خدمتی که در لژیون سردار صورت میگیرد، عزیزانی که قبلا آمدهاند، این بذر را کاشتهاند، اینها باعث شده است که یک نفر مثل من با حال و افکار خراب و مصرفکننده انواع و اقسام قرصها با زندگی آشفته و به هم ریخته بیاید و به درمان برسد. من پای خود را در کنگره 60 که گذاشتم، همه چیز عوض شد. اینها همه لطف لژیون سردار بوده و لطفش شامل حال من شده است.
در نهایت، من باید بدانم و بلد باشم که قدردان لطفی که در حقم شده است، باشم. امدیوارم با سفر خوب انجام دادن و اجرای عدالت، خدمتگزار باشم و باقی بمانم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
- تعداد بازدید از این مطلب :
50