English Version
This Site Is Available In English

شهر وجودی در سایه قضاوت و محبت

شهر وجودی در سایه قضاوت و محبت

خلاصه

هدف این پژوهش، بررسی نقش پرهیز از قضاوت در دستیابی به آرامش، امنیت و رشد شهر وجودی انسان و تبیین تأثیر آن بر فرآیند تزکیه و پالایش درونی است. در این پژوهش، مفهوم قضاوت به‌عنوان عاملی بازدارنده در مسیر رشد فردی معرفی شده و ارتباط آن با هدررفت انرژی، شکل‌گیری جنگ‌‎های درونی و بیرونی، کاهش آرامش و دور شدن از اهداف الهی مورد بررسی قرار می‌گیرد. روش پژوهش بر پایه مطالعه، تحلیل و تلفیق آموزه‌های مطرح‌شده در سی‌دی‌های «قضاوت»، «احترام»، «وادی نهم(2)» و «قلب» و همچنین بهره‌گیری از تجربه شخصی است. در این راستا، مفاهیمی همچون نقطه تحمل و آشوب، نقش نیروهای مکمل، جایگاه قلب و شخصیت در حفاظت از شهر وجودی و تأثیر متقابل صبر، محبت و خودشناسی در کاهش قضاوت مورد بررسی قرارگرفته‌است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که توقف قضاوت، توجه انسان را از نقص‌های دیگران به اصلاح خویشتن معطوف کرده، زمینه شناسایی تاریکی‌های درونی، افزایش نقطه تحمل و تقویت امنیت روانی را فراهم می‌سازد. در نهایت، انتظار می‌رود به‌کارگیری این رویکرد، موجب کاهش درگیری‌های فردی و اجتماعی، تقویت محبت، بهبود روابط انسانی و حرکت انسان به سوی ساختن شهر وجودی آرام، امن، پویا و متعادل شود.

1 مقدمه و بیان مساله

این مقاله به بررسی مسئله قضاوت نکردن به عنوان یکی از موضوعات اثرگذار در رسیدن به شهر وجودی آرام و امن و سرزنده می‌پردازد. اهمیت این مسئله آنجایی مشخص می‌شود که من پس از مدتی طولانی زندگی زمانی که در خلوت خودم بی‌تعارف نگاه به شهر وجودی خودم می‌کنم چه مشاهده می‌کنم؟! شهری آباد، امن، با آرامش و حال خوش یا شهری درگیر جنگ که از تمام خواسته‌های درونی خود باز مانده است! این مقاله طی بررسی و ممزوج کردن سی دی های قضاوت، احترام، وادی نهم(2) و قلب به شناسایی اثرات قضاوت و ارائه راهکار برای خارج شدن از این تاریکی پرداخته است؛ در واقع قضاوت به عنوان یک ابزار تاریکی عمل کرده و علاوه بر آنکه توجه من را از شهر وجودی خودم برمی دارد عاملی است که نیروها و انرژی‌هایی که باید صرف سازندگی خودم و رشد و توسعه در جهت الهی می‌کردم به سمت تلف شدن تغییر جهت می‌دهد در نهایت این مقاله سعی دارد تا میوه قضاوت نکردن که شروعی برای ایجاد شهر وجودی پیشرفته و آرام و امن است را به تصویر بکشد.

2 قضاوت با شهر وجودی من چه می‌کند؟

اگر در من به دلیل مشاهده یک ویژگی در دیگران باعث به وجود آمدن حس نفرت می‌شود؛ در نتیجه آن ویژگی که در او مشاهده می‌کنم از جنس و نوع آن در درون خود من هم هست! باید باشد! وگرنه نمی‌توانستم آن را حس کنم زیرا توجیه آن قوانین حاکم بر هستی است همانگونه که هیچ موقع یک تکیه چوب به سمت آهنربا جذب نمی‌شود مگر اینکه یک تکیه آهن روی آن چوب بچسبانیم!

اما نکته آن است که آن ویژگی می تواند در یکی زیاد و در دیگری کم باشد که این ویژگی دو حالت دارد یا به صورت ظاهری وجود دارد و خودم هم می دانم یا در آستانه آشکار شدن ظهور یا تولد است در این حالت برای تولد باید بذر آن در زمین مناسب و در شرایط مناسب باشد تا سبز شود وگرنه سبز نمی شود و زمانی هم که سبز شد؛ بعد از طی شدن زمان حالا دیر یا زود شروع به میوه و محصول دادن می‌کند حالا که حس به وجود آمده پس از کسب یکسری داده از فرد مقابل آن را تجزیه و تحلیل می‌کنم و در نهایت هم نتیجه‌گیری و به محکوم کردن آن فرد یا موجودیت اقدام می‌کنم و این می‌شود فرآیند کامل قضاوت اما حتی اگر حکم در ذهن، قلب و یا اندیشه‌ی من باشد و حتی هیچ کس از آن خبر نداشته باشد دو اتفاق می‌افتد:
1-  به محض صادر شدن حکم موشکی از طرف من به سمت شهر وجودی فردی که قضاوتش کردم اصابت می‌کند و منفجر می‌شود در همین لحظه بلافاصله یک احساس ناراحتی در فرد قضاوت شده به وجود می‌آید که می‌تواند مانند خوابی آشفته یا حال بدی که به شخص دست می‌دهد نمود پیدا کند این موشک حتماً اصابت می‌کند! اما مسئله تمام نمی‌شود؛ زیرا جنگی شروع شده است! و باید منتظر شلیک موشک از طرف مقابل باشم؛ اما نکته این است که جنگیدن تخریب زیادی دارد برای جلو رفتن این جنگ انرژی و نیروی بسیار زیادی لازم است انرژی و نیرویی که می‌توانست برای ساختن و پیشرفت شهر وجودی استفاده شود!
2- به وجود آمدن قاتل تاریکی حرفه‌ای در شهر؛ در این حالت حس‌های منفی به حدی قدرتمند می‌شودکه دیگر ردی از خود نمی‌گذارند و حتی موجب افتادن تقصیرها گردن کس دیگر می‌شوند.
این دو مورد نتیجه قضاوتند اما باید بدونم که اگر قضاوت را متوقف کنم شرایط به گونه‌ای محیا می‌شود که آن بخش صفت ناخالص پنهان را پس از گذشت مدتی در وجود خودم مشاهده می‌کنم همان قاتل تاریک شهر!

شکل 1 تصویری از تمثیل فرایند قضاوت

2-1 مشکل اصلی تزکیه و پالایش، ندیدن تاریکی؛

در همین حالت تمام تلاش نفس امّاره این هست که تاریکی رویت نشود اما زمانی که قضاوت نکردم و روی خودم رو به طرف شهر وجودی خودم کردم و شهر را روشن کردم، دیگر قاتل تاریکی نمی‌تواند در شهر جولان بدهد و فرار می‌کند و پنهان می‌شود. با گذشت زمان در شهر وجودی بیماری پیدان می‌شود و بعد از آن راه یافتن درمان می‌تواند شروع شود در واقع زمانی که من اون بیماری را در خودم پیدا کردم و فهمیدم، بازی در آگاهی می‌شود نه بازی در ناآگاهی و تقدیر کار خودش را می‌کند و می‌فهمم که اتفاقات از کجا آب می‌خورد، برای چه این اتفاق افتاد، هوشیاریم می‌رود بالا، دیگه فحش نمی‌دهم، یقه‌ی کسی را‌نمیگیرم؛ مثل یک مکانیک می‌شوم که هر اتفاقی بیوفتد حلش می‌کنه! در واقع مکانیک هیچ وقت به دلیل خرابی خودروها با کسی وارد جنگ نمی‌شود و فقط مشکلش رو حل می‌کنه!

2-2 رابطه قضاوت و نقطه آشوب
بخشی از مراحل قضاوت جمع‌آوری اطلاعات و داده از فرد مقابل بود در وادی نهم مفهومی ارائه شده است به نام نقطه تحمل و آشوب، در واقع حدی از تنش و فشار وارد شده به فرد است که دیگر نمی‌تواند خودش را کنترل کند و از تعادل خارج می‌شود و جنگ و درگیری آغاز می‌گردد. تفاوت آن با جنگ در قضاوت این است که این در صور آشکار نمود پیدا می‌کند اما قضاوت در صور پنهان باقی می‌ماند.
به نظر می‌رسد قضاوت و نقطه آشوب دو مفهومی می‌باشند که هر دو می‌تواند دیگری را تشدید کند یا آنکه فردی به حدی از قضاوت در صوره پنهان می‌رسد که دیگر تحمل نمی‌کند و وارد نقطه آشوب می‌شود یا حالت دوم که آشوب می‌شود منبع بزرگنمایی ایرادهای طرف مقابل در چشم خودم و حتی دیگر افراد که در این درگیری تماشاچی بودند! در واقع ممکن است رازهایی آشکار شودکه نباید می‌شد! یا حس‌هایی به وجود آید که نباید به وجود می‌آمد! تمام سد‌های احترام استادی شاگردی، سد احترام پدر و مادر فرزندی و سد احترام عاشق و معشوق شکسته خواهد شد و این توهین‌ها و اطلاعات جدید تنها خوراک قضاوت دیگر افراد و خود افراد در آینده خواهد شد سخنانی که می‌تواند باعث نابودی و ویرانی شهر وجودی دیگران گردد.
نیروهای تخریبی از دیدگاه بسیار بالا با وجود بدی‌هایش وظیفه مکمل بودن ما را دارد و باعث چرخش حیات می‌شوند؛ این نیروهای مکمل عامل سختی‌ها می‌باشند! در واقع همان اضداد می‌باشند؛ حل کردن سختی‌ها و مشکلاتی که آنها ایجاد می‌کنند باعث بالا رفتن نقطه تحمل در من می‌شود و بدون بالا بردن نقطه تحمل در خودم محکوم به فنا هستم.
اما با علم و دانش تفکر و استقامت می‌توان نیروهای تخریبی را از سر راه خود کنار بزنم! در واقع نقطه تحمل با تمرین و تکرار در طول زمان قابل ارتقا است.

2-3 به دنبال خبر در بیرون یا توجه به درون؟
نیروهای تاریکی به دنبال اطلاعات هستند. آنها علم را به اطلاعات تبدیل می‌کنند که همان خوراک قضاوت کردن دیگران می‌شود اما اگر من توجه ذهنم را به روند جریان زندگی خودم نگه دارم می‌توانم به یک حکیمی تبدیل بشوم و می‌توانم تغییرات زیادی در شهر وجودی خودم به وجود آورم و آن انرژی و نیرویی که در جنگ قضاوت با دیگران هدر می‌رفت حالا به توسعه وشهر وجودی خودم اختصاص می‌دهم در نتیجه می‌توانم به خواسته‌های درون خودم برسم که در غیر این صورت باعث دور شدن از خواسته‌ی درون، رنجش، دلتنگی و باعث اندوه می‌شود.

3 با صلابت همچون شمشیری از جنس محبت
کلام الله در آیه 25 سوره‌ی حدید، آهن را به عنوان نماد صلابت معرفی می‌کند! اما به چه دلیل؟ در واقع اگر آهن را با چیز دیگری مانند بتن یا سنگ مقایسه کنیم از نظر نقطه تحمل در برابر شکست دو رفتار متفاوت از هم دارند، سنگ با آنکه سخت است اما زمانی که به حد آشوب خود برسد می‌شکند! و زمانی که آهن به نقطه آشوب برسد خم می‌شود اما نمی‌شکند! حال این آهن هربار که تا نزدیک ذوب شدن برود و به یک باره سرد شود و چکش بخورد می‌تواند تمثیلی از کاری باشد که نیروهای مکمل با من انجام می‌دهند؛ هربار که این ذوب و سرد شدن و چکش خوردن که تمثیلی از مشکلات است هربار رخ دهد به شرط مواجه شدن با آن‌ها سخت‌تر و مقاوم‌ترمی شوم و نمادی می‌شوم از صلابت! حال اضداد که مانند تکان (ضربه) هستند نمی توانند این شمشیر را بشکنند! زیرا خداوند در سوره بقره بیان می‌کند که به هرکسی بر اساس ظرفیتش سختی به او داده می‌شود؛ در واقع هر تکان موجب مقاوم تر و سخت تر شدن شمشیر می‌شود.

3-1  چگونه می توانم تبدیل به شمشیر با صلابت بشوم؟
آیۀ 54-55 سورۀ قصص: اینانند که بخاطر صبری که ورزیده اند پاداششان دوباره داده شود، و بدی را با نیکی دفع کنند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم انفاق کنند(54) و چون لغوی بشنوند از آن روی برمی‌گردانند و گویند اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شما، سلام بر شما، ما با نادانان کاری نداریم(55)
آیه 22-24 سوره رعد: و کسانی که برای نیل به خوشنودی پروردگارشان شکیبایی پیشه کرده‌اند و نماز را بر پا داشته‌اند و از هر آنچه روزیشان کرده‌ایم، پنهان و آشکارا می‌بخشند و بدی را با نیکی دفع می‌کنند، اینانند که نیک سرانجامی دارند(22) بهشت‌های عدن که خودشان و هم‌کسانی از پدران و همسران و زاد و رودشان که نیکوکارند، وارد آن می‌شوند، و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد شوند(23) سلام بر شما به خاطر صبری که ورزیدید، چه نیکوست این نیک سرانجامی(25)
در سی دی قلب دکتر امین بیان می‌شود که چه چیزی از شهر وجودی محافظت می‌کند؟ و بیان می‌شود که قلب که جایگاه مثلث شخصیت من رو دارد از شهر وجودی محافظت می‌کند! اما شخصیت، باور هر شخص نسبت به موجودیت خودش است. قلب یا مثلث شخصیت حس را ایجاد می‌کند اون چیزی است که حس را پالایش و فیلتر می‌کند!
اگر مثلث شخصیت من آسیب دیده باشد، هر چیزی می تواند وارد شهر وجودی من بشود و هر کاری بکند و در واقع این اتفاق با زدن زخم بر قلب شروع می شود! این زخم یا با آزار و اذیت دیگران ایجاد می شود یا این که من خودم با نیروهای تاریکی توافقی می کنم تا آنها به من کمک کنند و زخم بر قلبم ایجاد می شود. حال قلب پر از تیغ شده و برای درمان آن باید تیغ ها خارج شود، اما این فرایند درد دارد! و کسانی که این درد را تحمل میکنند و تزکیه را انجام میدهند قلب شروع میکند به خوب شدن و در نتیجه نقطه تحمل بالا میرود در واقع اگر توانستم در برابر اتفاقات عملی متفاوت انجام بدهم اگر توانستم حرکت نکنم و حرف را بشنوم و هیچ کاری نکنم قلب ترمیم می‌شود!

4 تجربه‌ی من از قضاوت نکردن
پیش از اینکه وارد کنگره بشوم به دلیل ناآگاهی تصور نمی کردم که اصلا قضاوت کردن بد باشد. فکر می‌کردم تا زمانی که غیبت نکردم مشکلی ندارد اما بعد از اینکه وارد کنگره شدم تازه متوجه شدم که به چه دلیل وقتی وارد جامعه می شدم زمانی که وارد مترو می شدم اینقدر حالم بد می شد! حالا مهم نیست که من شروع می کردم یا دیگران اما مهم این بود که انقدر بقیه را قضاوت می کردم که دیگر دوست نداشتم سوار مترو بشوم یا بروم دانشگاه چون دائم در حال جنگ با آدم هایی بودم که حتی نمی شناختمشون این در حالی بود که تصور می کردم بسیار تیزبین هستم و سریع متوجه ایراد دیگران می شوم اما نمی دانستم که این حقه ای بود که نفس اماره به من می زد و واقعا بازی‌ای بود در ناآگاهی مطلق! زیرا هیچ کس نمی توانست به من بگوید که قضاوت نکن و عواقب آن را بگوید زیرا قضاوت بیان نمی شد که بخواهد کسی راهنماییم کند. من زمانی متوجه شدم که بعد از مدتی که سی دی قضاوت رو گوش کردم و سعی کردم که به آن عمل کنم به حدی در جامعه راحت شدم که خودم هم باورم نمی شد علاوه بر اون حس امنیت به دیگران القا می کردم یک روز به خاطر دارم از کنگره برمی‌گشتم و در مترو بودم ناگهان کسی که بغل دستم نشسته بود شروع کرد با من صحبت کردن که من خیلی حالم بده آیا میتونی به من کمک کنی من مواد مخدر مصرف می کنم و حالم خیلی بده من باورم نمی شد چون چقدر احتمال داره یکی بیاد به یه نفر که نمیشناسه بگه که من مصرف کننده هستم کمک کن حالم خوب بشه اما من تنها کاری که توانستم برایش انجام بدم شماره یکی از شعب کنگره رو بهش دادم و گفتم زنگ بزن تا کمکت کنند. حالا موضوع اصلی که برایم جالب بود این بود که کنگره و این مبحث قضاوت چه تاثیری بر من گذاشته که یک نفر غریبه که من رو نمیشناسه بین صدها نفر آدم اومده از من کمک میخواد که حالش خوب بشه!

5 نتیجه‌گیری و جمع‌بندی
من با عمل سالم که انجام آن به من فشار می‌آورد، آن فشار همچون آتشی درون قلب خودش رو نگه می‌دارد تا سنگ آب شود و قلب آماده بیرون کشیدن تیغ‌ها و درمان شدنش بشود. در واقع اگر موشکی به شهرم اصابت کرد و من با موشک تلافی نکردم، وعده‌ای به من داده شده است که در ادامه آن قدر نیروهای محافظ شهر من قوی می‌شوند که قبل از شلیک شدن موشک به طرف شهر وجودی من آن نیرو که محبت من است آن موشک را متوقف می‌کند! در نهایت تصویری از شهر وجودی من که اگر مجهز به شمشیر با صلابت محبت شود.

شکل ‏2 تصویر شهر وجودی فردی که بجای قضاوت توجه به درون خود داشته و شهر خود را با تزکیه قلب رشد و توسعه داده است.

مراجع
[1] دژاکام، امین؛ «سی دی قضاوت»، انتشارات دژاکام.
[2] دژاکام، امین؛ «سی دی احترام»، انتشارات دژاکام.
[3] دژاکام، حسین؛ «سی دی وادی نهم(2)»، انتشارات دژاکام.
[4] دژاکام، امین؛ «سی دی قلب»، انتشارات دژاکام.

نویسنده و تایپ: همسفر مهدی (لژیون 4) نمایندگی آکادمی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .