English Version
This Site Is Available In English

تغییر حقیقی حاصلِ تصمیمِ فرد و حمایتِ همسفر است

تغییر حقیقی حاصلِ تصمیمِ فرد و حمایتِ همسفر است

ششمین جلسه از دور شصت و چهارم سری کارگاهای عمومی کنگره 60

با استادی راهنمای محترم مسافر محسن، نگهبانی مسافر سعید و دبیری همسفر حسین 

با دستور جلسه «آیا همه افراد در کنگره 60 با هم برابرند؟»

شنبه 17 مرداد 1405 در نمایندگی پرستار راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد: 

سلام دوستان محسن هستم یک مسافر

 

 

بسیار خوشحالم که دوباره فرصت پیدا کردم در این جایگاه خدمتگزاری کنم. امیدوارم تعطیلات به همگی خوش گذشته باشد و امیدوارم که همگی  سفر اولی ها در صحت و سلامت باشن.

در کنگره ۶۰، بحث امروز ما درباره مفهوم "عدالت" است. در لوگوی کنگره، عدالت در کنار مفهوم "تعادل" قرار گرفته و این نشان می‌دهد که در کنگره، عدالت در بالاترین مرتبه اهمیت قرار دارد؛ زیرا هدف ما رسیدن به تعادل از طریق درمان است.

باید میان دو مفهوم "عدالت" و "مساوات" تفاوت قائل شویم. در کنگره، ما از نظر حقوقی با هم مساوی هستیم؛ همه ما بر صندلی‌های برابر نشسته‌ایم، آموزش‌ها رایگان است و همه از حق اولیه بهره‌مندیم. اما عدالت حکم دیگری دارد. عدالت یعنی هر کس بر اساس میزان استفاده از فرامین، دقت در آموزش‌ها و اجرای کاربردی آن‌ها، به نتیجه برسد. اگر کسی فقط در جلسات حضور داشته باشد اما فرامین را اجرا نکند، با دیگران برابر است اما به نتیجه نمی‌رسد.

در این ۱۵ روز تعطیلات، من تلاش کردم وقت بگذارم و مطالعه کنم، اما کسانی که از این فرصت استفاده نکردند، با من برابر نیستند. این دقیقاً همان تفاوت عدالت و مساوات است. در کنگره، هر چقدر حرکت کنید و دانایی خود را به عمل تبدیل کنید، به جایگاه‌های بالاتر و حالِ بهتر می‌رسید. اما اگر فقط به دنبال دورهمی باشیم و مطالعه و فکر کردن را کنار بگذاریم، دچار بی‌عدالتی در پیشرفت خود می‌شویم.

 

 

 

در بخش دوم صحبت‌هایم، به موفقیت‌های "علی‌آقا" خواهم پرداخت. او نشان داد که چگونه با تصمیم برای تغییر و ورود به لژیون مالی و خدمتی، توانست از سختی‌های سفر عبور کند. حضور همسفر او نیز نقش بسیار مهمی در این مسیر داشت. اگر همسفر او نبود، شاید امروز در این جایگاه خدمتگزاری نبود. امیدوارم در آزمون پیش رو، هم او و هم همسفرش بتوانند جایگاه‌های خدمتی والایی کسب کنند. به آن‌ها تبریک می‌گویم.

 

سلام دوستان علی هستم یک مسافر

 

 

 خدای را شاکرم که در این جمع هستم و از برکات این مسیر بهره‌مند می‌شوم. از جناب آقای مهندس و خانوادهٔ گرامیشان و نیز از سرکار خانم آنی بزرگ، که چنین بستری را فراهم آوردند تا به آرامش و خودشناسی نائل آییم، صمیمانه سپاسگزارم. همچنین از راهنمای ارجمندم، آقای محسن شهرابی، و از همسفر فداکارم که با همهٔ وجود همراهی‌ام کرد، بی‌نهایت تشکر می‌کنم.

دربارهٔ مسیر کنگره باید بگویم که تجربه‌های گوناگونی داشته‌ام. برای ترک اعتیاد، راه‌های بسیار آزمودم و هزینه‌های زیادی متحمل شدم؛ از مواد گوناگون استفاده کردم و هر آنچه در توان داشتم به کار بستم تا به هر طریق ممکن به ترک دست یابم. حتی هنگامی که شیشه را به من معرفی کردند و گفتند با مصرف آن، ترک کردن آسان‌تر خواهد بود، از شدت خستگی از روش‌های پیشین، دیگر به هیچ ایده‌ای جز رهایی نمی‌اندیشیدم.

گمان می‌کردم با قرص و دارو به‌راحتی ترک خواهم کرد و تصور داشتم نهایتاً پس از یک ماه یا بیست روز سلامت‌ام را بازمی‌یابم، اما هرگز در نمی‌یافتم که واقعاً «درمان» به زمان نیاز دارد. تا آنکه دوستانم در بازار گفتند: «جایی هست به نام کنگره که آدم را به‌درستی درمان می‌کند.» نخست باور نکردم و پنداشتم این سخن نیز مانند ادعاهای دیگران است. ده‌ماه سفر برایم دشوار بود و فکر میکردم به شیوه‌های دیگر یا دارو، راحت‌تر ترک خواهم کرد، اما هرگز به نتیجه نرسیدم؛ تا اینکه همسفرم کنگره را به من شناساند. در آغاز نپذیرفتم، اما با پافشاری او، سرانجام به کنگره آمدم.

در شش ماه نخست، همچنان فکر میکردم اینجا نیز مانند جاهای دیگر است، اما پس از گذشت این مدت، تفاوت ژرف آن را دریافتم. در اینجا ذهن آدمی گشوده می‌شود، حال و هوا دگرگون می‌گردد و آگاهی فزونی می‌یابد. شکر خدا که اکنون پنج سال است از بند اعتیاد رهایی یافته‌ام و امروز بسیار آسان‌تر تصمیم می‌گیرم و کارهایم را پیش می‌برم.

به‌راستی، تنها جایی که درمان حقیقی تحقق می‌یابد، همین‌جاست. چنانکه جناب آقای مهندس می‌فرمایند، درمان وقتی رخ می دهد یک نفری که به مواد اعتیاد دارد بعد از درمانش بتواند در مزرعه خشخاش کار کند یا در لابراتور هروئین؛ و این دقیقاً برای من رخ داد. من نزدیک مناطق کشت تریاک بودم و نزدیک به یک ماه در آنجا کار کردم. با وجود حضور در محیطی که تریاک در آن کشت می‌شد، حتی ذره‌ای احساس وسوسه یا خماری نکردم؛ گویی از روز نخست در آن فضا بودم و هیچ وابستگی یا اعتیادی به آن ماده نداشتم.

بار دیگر خدای را شاکرم که راه کنگره به رویم گشوده شد تا بتوانم وابستگی‌ام به ماده را درمان کنم و اکنون بر جهان‌بینی خویش کار نمایم. از همهٔ دوستان عزیزی که به سخنانم گوش سپردند، بی‌نهایت سپاسگزارم.

 

 سلام دوستان فریبا هستم یک همسفر
از اقای مهندس و خانواده محترم شان صمیمانه تشکر می‌کنم چنین بستر آموزشی فراهم شده تا ما به خودشناسی و آرامش برسیم، بسیار سپاسگزارم. واقعاً من خودم به شخصه در کلاس‌ها و همایش‌های زیادی شرکت کرده‌ام و همیشه دنبال جایی بودم که در آن به آرامش برسم، اما هیچ‌وقت به آن آرامش دست پیدا نمی‌کردم. هزینه‌های زیادی هم کردم، اما همیشه با خود می‌گفتم: "خدایا، این خلأ در وجود من کجاست که می‌خواهد پر شود؟"

خدا را شکر می‌کنم که با آشنایی با کنگره، این مسیر برایم باز شد. ما خودمان به اینجا نیامده‌ایم، بلکه دعوت شده‌ایم؛ در حالی که خیلی‌ها آرزو دارند به جایی برسند که به رهایی برسند، ما در کنگره همان انتخاب شدیم.

کلاس‌هایی که من قبلاً در آن‌ها شرکت می‌کردم، فقط برای این بود که مثلاً یک هفته یا چند روز حالم خوب شود؛ اما چون دوره‌ها و کلاس‌های کنگره در هفته دو تا سه جلسه برگزار می‌شود، باعث می‌شود آموزش‌های جدید را سریع‌تر بگیریم. تداوم داشتنِ این آموزش‌ها باعث می‌شود که در ذهن ما "هک" شود و تغییرات در وجود ما، در عین زمان، آرامش واقعی ایجاد کند.

من این حس خوب و این آرامش را مدیون آقای مهندس و خانواده محترم ایشان هستم. همچنین از آقای محسن شهرابی که زحمت زیادی برای مسافر من کشيدند تشکر می‌کنم و خیلی  سپاسگزارم.

من اعتیاد را فقط در مواد نمی‌بینم؛ بلکه می‌بینم که ما در خودمان هم لایه‌هایی از اعتیاد داریم که باید بر آن‌ها غلبه کنیم. آقای مهندس به ما آموزش می‌دهد که چگونه با خودشناسی، آن لایه‌های پنهان را در زندگی‌مان پیدا کنیم. زمانی که ما خودمان را مرتب و با دقت بررسی می‌کنیم، به خودشناسی می‌رسیم و آگاه می‌شویم؛ در این صورت روح ما در طبیعت خود پیدا می‌شود و دیگر در سختی‌های زندگی کم نمی‌آوریم، با هیولاها نمی‌جنگیم و با آرامش کامل با آن‌ها مقابله می‌کنیم.

از خانم فاطمه اسد الهی سپاسگزارم که مثل مادر در کنارم بود؛ با دل‌سوزی، آگاهی و دانایی کامل، من را راهنمایی کردند و برای من خیلی زحمت کشیدند. من به ایشان گفته‌ام که تا دنیا دنیاست، در جهان‌های بعدی هم راهنمای من باشید؛ من ایشان را بسیار عزیز می‌دارم.

از خانم معصومه عزیزم سپاسگزارم که همیشه با محبت در کنارم هست و در کنار او آموزش می‌بینم. از آقای محسن شهرابی تشکر می‌کنم که زندگی ما را نجات دادند و ما را به آرامش رساندند. از مرزبان‌های قبلی و فعلی که برای کنگره زحمت می‌کشند، و از ایجنت‌های قبلی و جدید تشکر می‌کنم.

و در نهایت، از همه شما دوستان عزیزی که تشریف آوردید سپاسگزارم؛ من از همه شما آموزش می‌گیرم و بهره می‌برم. ممنونم که کنارم هستید.

 

 سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر

خداوند شاکر و سپاسگزارم برای این جشن بزرگ به آقای مهندس و خانواده محترمشون این رهایی رو تبریک عرض می‌کنم همچنین به مسافر علی و همسفر محترمشون و راهنمای محترمعلی آقا تبریک عرض می‌کنم و به تمام اعضای کنگره شصت ایجنت‌ها و مرزبانان محترم و همچنین اعضای محترم کنگره شصتT

از خانم فریبای عزیزم ممنون هستم که عاشقانه و دل سوزانه در کنار مسافرشون در جایگاه مختلف کنگره چه در مالی و چه در جایگاه دیگه خدمت کردند و عاشقانه در خدمت خانواده بودند و این مسیر رو کنار مسافرشون به خوبی ادامه دادند انشاالله که امسال هر دو بزرگوار با تلاش خودشون خدمت های مختلف کنگره رو تجربه بکنند

اما هدف این پیام این تولد چی هستش پیام این تولد این هست که این عزیزان که به پنج سال رهایی دست پیدا کردند میوه‌های خوب کنگره هستند ما می‌خوایم تو این تولدها این میوه‌های خوب کنگره رو به تازه‌واردین و کسانی که بدسفر هستند معرفی کنیم و بگیم این راهیه که ما اومدیم و اطمینان داریم که شما هم می‌تونید این راه رو  با اطمینان ادامه بدیم و این راه مستقیم هست که انسان رو به کجا می‌رسونه به اون درمان و در ادامه درمان این هست که ما با آموزش جهان‌بینی ما از تاریکی به روشنایی و با آرامش می‌رسیم

و ما می‌تونیم خودمون رو که فراموش کردیم و توی این مسیر تاریکی که بودیم گم کردیم با فراگیری جهان‌بینی بتونیم از این تاریکی به خوبی بیرون بیایم و به آرامش برسیم 

ممنون از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید.

 

عکس، تایپ، ویرایش و بارگذاری: مسافر محمد لژیون ششم

 

وبلاگ نمایندگی پرستار

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .