رهایی از نیکوتین برای من تنها پایان مصرف سیگار نبود؛ بلکه آغاز سفری بهسوی شناخت خویشتن، رسیدن به تعادل و تجربه آرامشی بود که سالها به اشتباه آن را در نیکوتین جستوجو میکردم. این رهایی پایان یک وابستگی نبود، آغاز شناخت خویشتن و ساختن انسانی تازه بود. پیش از ورود به کنگره۶۰، بارها تصمیم گرفته بودم مصرف را کنار بگذارم؛ اما هر بار با شکست مواجه میشدم؛ زیرا تصور میکردم ترک مصرف همان درمان است.
وقتی وارد کنگره۶۰ شدم، گمان میکردم برای ترک نیکوتین آمدهام؛ اما امروز میدانم که برای درمان آماده بودم. درمانی که با روش علمی DST جسم مرا به تعادل رساند و آموزشهای جهانبینی، اندیشه و نگرش مرا دگرگون ساخت. در کنگره۶۰ آموختم که درمان فرآیندی اصولی برای بازسازی جسم، روان و جهانبینی است و این تنها با حرکت در مسیر صحیح و استفاده از روش علمی DST امکانپذیر است.
وادی پنجم نقطه عطفی در مسیر درمان من بود. این وادی برای من تنها یک دستور جلسه نبود؛ بلکه به نقشه راه زندگیام تبدیل شد. مفهوم آن به من آموخت که اندیشیدن، هرچند ارزشمند است؛ اما تا زمانی که به عمل تبدیل نشود تغییری ایجاد نخواهد کرد. سالها فکر میکردم، تصمیم میگرفتم و دوباره شکست میخوردم؛ زیرا تنها اندیشه وجود داشت و حرکتی در کار نبود.
اما جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ به من آموخت که اندیشه زمانی ارزشمند است که به عمل تبدیل شود. در کنگره۶۰ آموختم که برای تغییر، تنها دعا کردن یا آرزو داشتن کافی نیست و باید حرکت کرد، حتی اگر این حرکت کوچک باشد؛ زیرا هیچ تغییری بدون عمل ممکن نیست. اگر کسی سالها در نقطهای ایستاده باشد، درد بکشد و گله کند؛ اما هیچ حرکتی برای تغییر انجام ندهد؛ یعنی هنوز مفهوم واقعی وادی پنجم را درک نکرده است.
من آموختم که باید حرکت کنم، صبور باشم، فرمانبردار باشم و به آموزشها اعتماد کنم. زمانی که آموزشها را در زندگی خود به کار گرفتم و با نظم، صبر، فرمانبرداری و اجرای دقیق برنامه درمان حرکت کردم، آرامآرام آثار آن را در جسم، روان و نگرشم به زندگی مشاهده کردم. روش DST به من فرصت داد تا بدون فشار، عجله و رنج جسم خود را به تدریج بازسازی کنم. همزمان، آموزشهای جهانبینی نیز نگرش مرا تغییر داد و به من آموخت که رهایی تنها خاموش کردن یک سیگار نیست؛ بلکه ساختن انسانی است که بتواند در مسیر تعادل، مسئولیتپذیری و آرامش زندگی کند.
قدمبهقدم با اجرای دقیق روش DST جسم من فرصت بازسازی پیدا کرد و همزمان جهانبینی نیز تغییر کرد. امروز آرامشی را لمس میکنم که سالها گمشده بود. امروزه نیکوتین دیگر فرمانده زندگی من نیست. من انتخاب میکنم که آگاهانه زندگی کنم و مسئولیت زندگی خود را بپذیرم. بزرگترین دستاورد این سفر تغییر نگاه من بود؛ نگاهی که مرا از ناامیدی به امید، از بینظمی به نظم و از ترس به آرامش رساند.
این تغییر تنها در وجود من متوقف نشد، خانوادهام نیز ثمره این درمان را احساس کردند؛ زیرا آرامش یک مسافر به خانه و خانواده او نیز منتقل میشود. امروز با تمام وجود باور دارم که درمان اعتیاد تنها درمان جسم نیست؛ بلکه درمان جهانبینی، نگرش و شیوه زندگی است. همچنین باور دارم که رهایی، نتیجه آموزش، تفکر صحیح و عمل سالم است. اگر وادی پنجم به من درس حرکت داد، روش DST مسیر صحیح این حرکت را نشانم داد.
مسیری که قدمبهقدم مرا از تاریکی وابستگی به روشنایی آزادی رساند. در پایان از بنیانگذار کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام که با دانش، عشق و تلاش بیوقفه روش ارزشمند DST را در اختیار انسانها قرار دادند صمیمانه سپاسگزارم. همچنین از راهنمای ویلیاموایت همسفر ستایش که با محبت، صبر، عشق و انتقال صحیح آموزشها در تمام این سفر همراه و چراغ راه من بودند صمیمانه قدردانی میکنم.
امروز رهایی از نیکوتین را نه پایان راه؛ بلکه آغازی برای زندگی در مسیر دانایی، تعادل و خدمت میدانم. آغازی برای پذیرفتن مسئولیتی بزرگ که حفظ تعادل، ادامه آموزش و خدمت است. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که فرصت تجربه این نعمت بزرگ را به من عطا کرد. امیدوارم همواره رهروی شایستهای برای آموزشهای کنگره۶۰ باشم و در این مسیر نورانی ثابتقدم بمانم و با عمل به وادی پنجم، شکرگزار این رهایی ارزشمند باشم.
نویسنده: مسافر نیکوتین سمیه رهجوی راهنمای ویلیاموایت همسفر ستایش (نمایندگی سلمان فارسی)
رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر ستایش (نمایندگی سلمان فارسی)
ویرایش و ارسال مطلب: دبیر سایت مسافر نیکوتین هستی (نمایندگی سلمان فارسی)
همسفران ویلیام وایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
204