هشتمین جلسه از دوره هفـــتادو دوم سری کارگاههای آموزشی و خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ابنسینا با استادی پهلوان مسافر حمیدرضا، به نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر محمد با دستورجلسه"وادی پنجم: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید" روز دوشنبه 29 تیر ۱۴۰۵ در ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان؛ حمیدرضا هستم، یک مسافر. خداوندا را شاکر و سپاسگزارم که امروز توفیقم داد تا در این جایگاه قرار گیرم و خدمت کنم. از ایجنت محترم گروه مرزبانی تشکر میکنم و همچنین از همراهان لژیون سردار نگهبان، خزانه دار و اعضای لژیون سردار سپاسگزارم . از استاد عزیزمان قدردانی میکنم که امروز اجازه فرمودند تا در اینجا باشم و خدمت کنم. گاهی اوقات واقعاً آن گونه که انسان میپندارد، همه چیز پیش نمی رود. در طول این سه سال و اندی که میگذرد، نخستین بار است که این جایگاه را تجربه میکنم. پیش از این، بسیار با خود میاندیشیدم که روزی بتوانم در اینجا حاضر شوم و خدا را شکر که امروز چنین شده است. تا دیروز در شیراز بودم و آقای اسماعیل با من تماس گرفتند و خواست خداوند بر این بود که امروز در خدمت شما عزیزان باشم؛ از این بابت، خداوند را واقعاً شاکر و سپاسگزارم. دستور جلسۀ امروز، وادی پنجم است که به ما میآموزد: «در جهان ما، تفکر قدرتِ مطلقِ حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را حل میکنیم.»
.jpeg)
ما چهار وادی پیشین را پشت سر گذاشتهایم؛ از تفکر در وادی اول ، وادی دوم که به ما یادآوری میکرد ناامید نشویم، تا وادی بعدی که میگفت کارهای خود را به دیگران واگذار نکنیم. این وادی به ما میگوید که صرفِ تفکر، دیگر کافی نیست و باید آنچه را در ذهن میپرورانیم، به حرکت درآوریم و عملی کنیم تا به نتیجهی دلخواه برسیم. روز نخست که وارد کنگره شدم، با وجود ناامیدی فراوان و تجربه ی راههای بسیار برای درمان، استاد، آقای صادق، صورتِ مسئلۀ اعتیاد را برای من شکافتند. در همان جلسۀ اول دریافتم که این، شاه کلیدی بود که در بیرون به دنبالش میگشتم. آنچه را بر اثر مصرف مواد مخدر درون خود ایجاد کرده بودم، بیرون از کنگره جست وجو میکردم، اما در درونِ کنگره یافتم و به من آموختند که برای رهایی باید ده تا یازده ماه سفر کنم. چنین نیست که صرفاً بیایم و بگویم برای درمان آمدهام و بدون هیچ تلاشی بتوانم این مسیر را به پایان برسانم؛ بنابراین آموختم که در وهلۀ اول، گوش به فرمان راهنما باشم، داروها را سرِ ساعت مصرف کنم و از لوحهای فشردهای که جناب مهندس تهیه میکنند، بهره ببرم.
اگر بتوانم حتی یک صفحه از آن شصت دقیقۀ سی دی را یادداشت کنم، میتواند الگویی برای تمام زندگی من باشد و مرا به سرمنزل مقصود برساند. کنگره به من یاد داد که در مسیر درمان اعتیاد باید صبور باشم. همان گونه که در زندگی با فراز و فرودهای فراوانی روبه رو میشویم، در مسیر درمان نیز مشکلاتی وجود دارد، اما کلید حل این مشکلات، صبر است. دربارۀ وادی پنجم، امیدوارم از بیانات شما عزیزان و استاد گرامی بیشتر بهره ببریم. پیش از پایان، میخواهم از لژیون سردار تشکر کنم که حضورم در این جلسه را مدیون آنها هستم؛ آنچه باعث بقای من در کنگره شد، همین حضور در لژیون سردار بود و خود را به آنان مدیون میدانم. از اینکه به سخنان من گوش فرا دادید، از همگی شما سپاسگزارم.
تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
37