روزی که وارد کنگره شدم در تاریکی عمیقی فرو رفته بودم؛ وجودم پر از حسرت، تنفر و حسادت بود.
خوب به یاد دارم من همچون همسفران دیگر بخاطر مسافرم وارد کنگره شدم. جایی که در هیج جای دنیا مانندی ندارد. پر از عشق، محبت و در یک کلام بهشت روی زمین
که فرشتگانی زیبا و مهربان در آنجا در حال خدمت هستند و این فرشتگان راهنما و ناجی هر کدام از ما و بهتر بگویم هزاران هزار نفر از ما هستند.
آنها به ما میآموزند راه درست زیستن، شاکر بودن، صبور بودن و در یک جمله از خودشناسی به خداشناسی رسیدن را.
من رفتهرفته فهمیدم که این بهشت روی زمین نصیب هر کسی نمیشود؛ آمدن و ماندن در این مکتب عشق اذن قدرت مطلق را میخواهد.
من متوجه شدم؛ برای اینکه خودم و دنیای درون و بیرون خودم را بشناسم، راه درازی در پیش دارم و این راه من را به بالاترین درجه انسانیت میرساند.
هر لحظه را از خداوند هزاران هزار بار شکر میگویم که به من لیاقت داد که عضو بزرگترین دانشگاه که کنگره۶۰ میباشد؛ باشم
تا بتوانم از آموزشهای ناب کنگره استفاده کنم و در زندگی کاربردی کنم.
من این آرامش و حال خوب خودم وخانوادهام را مدیون پدر و استاد عزیزم آقای مهندس، خانواده محترمشان، راهنمای خودم، تمامی فرشتگان و خدمتگزارن کنگره۶۰ میدانم و از خداوند برایشان سلامتی، حال خوب و عاقبتبخیری خواستارم.
نویسنده: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
109