برداشت من از وادی پنجم این است که فکر کردن بهتنهایی کافی نیست. ممکن است سالها بدانم چه چیزی درست است، اما تا زمانی که آن را به عمل تبدیل نکنم، هیچ تغییری در زندگی من ایجاد نمیشود. حتی گاهی بین فکر و گفتار ما نیز فاصله وجود دارد؛ یعنی چیزی را در ذهن خود درست میدانیم، اما هنگامی که میخواهیم آن را بیان کنیم، تحت تأثیر ترس، عادت یا احساسات، سخن دیگری میگوییم. این فاصله نشان میدهد که فقط داشتن فکر درست کافی نیست؛ بلکه باید بتوانیم آن را به گفتار و سپس به عمل تبدیل کنیم. در کنگره۶۰ بارها آموزشهای ارزشمندی را میشنویم، اما اگر تنها شنونده باشیم و آنها را در زندگی به کار نگیریم، دانستههای ما سودی نخواهد داشت. وادی پنجم به من میآموزد که پس از تفکر، باید حرکت کنم؛ حتی اگر قدمهایم کوچک باشد.
یکی از نکات مهم این وادی، ۷ پلهای است که به ما کمک میکند از دانستن به عمل برسیم. برای مثال، زمانی که خودداری را تمرین میکنم، پیش از هر حرف یا واکنشی چند لحظه تأمل میکنم و اجازه نمیدهم احساساتم بهجای عقل تصمیم بگیرند. همچنین وقتی قناعت را در زندگی رعایت میکنم، یاد میگیرم به اندازه نیازم مصرف کنم، خودم را با دیگران مقایسه نکنم و آرامش را در سادگی بیابم. از نظر من، قناعت فقط کمخرج کردن نیست؛ بلکه مدیریت درست داشتهها و ارزش قائل شدن برای نعمتهایی است که خداوند در اختیارم قرار داده است.
در کنار قناعت، توکل، رضا و تسلیم نیز جایگاه ویژهای دارند. توکل، یعنی پس از انجام وظیفه و تلاش، نتیجه را به خداوند بسپارم و از نگرانیهای بیهوده فاصله بگیرم. رضا، یعنی نسبت به اتفاقات زندگی، همواره گلهمند و معترض نباشم و باور داشته باشم که هر رویدادی میتواند درسی برای من داشته باشد. تسلیم نیز یعنی در برابر حقیقت مقاومت نکنم و بپذیرم که برخی امور خارج از اختیار من هستند؛ اما میتوانم با پذیرش و آرامش، بهترین برخورد را با آنها داشته باشم. به نظر من، این ۳ اصل کمک میکنند تا در کنار تلاش، آرامش درونی بیشتری را تجربه کنم.
همچنین، پسانداز برای یک همسفر فقط کنار گذاشتن پول نیست؛ بلکه نوعی آیندهنگری و مسئولیتپذیری است. زمانی که بخشی از درآمد یا هزینههای روزانه خود را پسانداز میکنم، در حقیقت برای روزهای سخت زندگی برنامهریزی میکنم. این کار به من میآموزد که حتی مبلغهای اندک نیز، اگر با استمرار همراه باشند، میتوانند پشتوانهای ارزشمند برای آینده باشند.
از سوی دیگر، ارتباط این موضوع با لژیون سردار برای من بسیار پررنگ است. لژیون سردار به من میآموزد که بخشش از دل قناعت شکل میگیرد. وقتی از هزینههای غیرضروری میگذرم و بخشی از درآمدم را برای مشارکت کنار میگذارم، در واقع هم به رشد خودم کمک میکنم و هم در یک حرکت جمعی و ارزشمند سهیم میشوم. برای من، مشارکت در لژیون سردار تنها یک کمک مالی نیست؛ بلکه تمرینی برای وفاداری، قناعت و ساختن آیندهای روشنتر است. من یاد گرفتهام که تغییر، یکباره اتفاق نمیافتد؛ بلکه حاصل انجام دادن کارهای درست، بهصورت مستمر است. هر روز که یکی از آموزشهای کنگره را در زندگی اجرا میکنم، احساس میکنم یک قدم به حال خوش نزدیکتر شدهام.
از نظر من، پیام اصلی وادی پنجم این است که بین دانستن و عمل کردن فاصلهای وجود دارد و این فاصله فقط با حرکت، تلاش و استمرار از بین میرود. حتی بین فکر و گفتار نیز فاصلهای وجود دارد که باید با آگاهی، تمرین و خودداری آن را کمتر کنیم تا بتوانیم آنچه را در ذهن داریم، درست بیان کنیم و سپس در عمل نیز نشان دهیم. امیدوارم بتوانم آموزشهایی را که در کنگره۶۰ دریافت میکنم، نهتنها در جلسات، بلکه در تمام لحظات زندگیام به کار بگیرم؛ تا این آموزشها در زندگی من به نتیجهای واقعی و ماندگار تبدیل شوند.
نویسنده: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر روناک رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر فریبا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه
- تعداد بازدید از این مطلب :
21