در سیدی تسلیم، آقای مهندس شرحی عرفانی از تفسیر اشعار مولانا و یک تجربه شخصی را بیان میکنند که مفهوم توکل، رضا و تسلیم را به خوبی تبیین مینماید. ایشان ابتدا بیان میکنند که در سیر و سلوک، انسان مراحلی مانند توبه، صبر، قناعت، توکل، رضا و در نهایت تسلیم را طی میکند و تأکید دارند که توکل به معنای دست روی دست گذاشتن نیست؛ بلکه انسان باید تمام تلاش خود را انجام دهد و سپس نتیجه را به خداوند بسپارد؛ چنانکه پیامبر(ص) فرمودند: «اول شترت را ببند، سپس توکل کن».
ایشان از تجربه شخصی خود در فرودگاه میگویند که به دلیل یک اشتباه و صداقت نابهجا بازداشت شدند که ابتدا با التماس و مقاومت سعی در حل مشکل داشتند! اما وقتی وارد بازداشتگاه شدند و دیدند که دیگر هیچ راهی برای تغییر شرایط وجود ندارد، معنای واقعی تسلیم را درک کردند؛ یعنی پس از انجام همه تلاشهای ممکن، آرامش پیدا کرده و نتیجه را نه از روی تنبلی یا ناامیدی، بلکه از روی پذیرش حکیمانه به خدا سپردند.
آقای مهندس همچنین به تفاوت صداقت و حماقت اشاره کرده و میگویند هر حقیقتی را نباید در هر زمان و شرایطی بیان کرد؛ زیرا صداقت بدون تدبیر میتواند به انسان آسیب بزند. ایشان توصیف میکنند که وقتی وارد بازداشتگاه شده و زندانیان با خوش آمد گویی از ایشان استقبال نمودند، با وجود شرایط سخت، ناگهان احساس آرامش عجیبی پیدا کردند که نتیجه رسیدن به مرحله تسلیم واقعی بود.
آقای مهندس بر اهمیت تسلیم، پذیرش، آموزش، حرکت مستمر و توکل به خداوند تأکید دارند و بیان میکنند که انسان زمانی آماده یادگیری و تغییر میشود که پس از بهکارگیری تمام تلاش خود، از خودمحوری دست بردارد و تسلیم مسیر درست شود؛ در کنگره نیز درمان اعتیاد زمانی به نتیجه میرسد که فرد تسلیم راه، قوانین و راهنمای خود باشد؛ زیرا کسی که بخواهد تنها بر نظر و خواستههای خود تکیه کند، به درمان واقعی نمیرسد. همینطور به وجود نیروهای الهی اشاره میشود که در صورت درخواست و تلاش انسان، او را یاری میکنند؛ خداوند زمانی یاری خود را میرساند که انسان از او کمک بخواهد.
آقای مهندس بر حرکت رو به جلو تأکید دارند و میگویند با وجود مشکلات، اگر انسان استوار به مسیر خود ادامه دهد، گرهها بهتدریج باز شده و راه هموارتر میشود؛ اما توقف و ناامیدی، انسان را به سستی میکشاند. آقای مهندس در این سیدی میفرمایند که برای درمان هر بیماری باید بهترین روش و دارو را پیدا کرد؛ اما شفا در نهایت به اذن خداوند حاصل میشود و درمان واقعی، تنها رفع علائم نیست؛ بلکه رسیدن به تعادل جسم، روان و جهانبینی است.
همینطور بر مسئولیت راهنمایان تأکید میشود که وظیفه دارند افرادی را که با میل و تسلیم وارد مسیر درمان شدهاند، با تمام توان حمایت کنند؛ آقای مهندس بیان میکنند که انرژی و زمان باید صرف افرادی شود که با میل و آگاهی مسیر درمان را پذیرفتهاند، نه کسانی که برای وقتگذرانی یا بدون پذیرش قوانین وارد شدهاند.
در این سیدی گفته میشود که یادگیری محدود به زمان و مکان نیست و درباره جهان پس از مرگ توضیح داده میشود که انسانها بر اساس اعمال خود جایگاه متفاوتی خواهند داشت؛ برای روشن شدن این موضوع، از مثال سیبهای سالم و خراب استفاده میشود که اگر سیب خراب از بقیه جدا نشود، همه را فاسد میکند؛ به همین شکل، در یک مجموعه نیز افرادی که قوانین را نمیپذیرند، باید اصلاح شوند یا از مجموعه کنار گذاشته شوند تا به دیگران آسیب نرسانند.
در پایان، بر تعادل میان مهربانی و قاطعیت در مسیر آموزش تأکید میشود. راهنما باید به افراد فرصت کافی بدهد؛ اما اگر فردی همچنان قوانین را نپذیرد، لازم است با قاطعیت با او برخورد شود که سلامت کل مجموعه حفظ گردد. البته آقای مهندس توضیح میدهند که سختیها و فشارهای کنترلشده بخشی از فرآیند درمان هستند و این قاطعیت نباید به استبداد تبدیل شود؛ بلکه باید در کنار مهر، محبت، انعطاف و عدالت باشد.
نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یازدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی دنا شهرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
32