English Version
This Site Is Available In English

در اعماق تاریکی صورتم را به طرف نور چرخاندم

در اعماق تاریکی صورتم را به طرف نور چرخاندم

یوسف گم‌گشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غم‌دیده حالت به شود دل بد مکن

وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

دائماََ یکسان نباشد حال دوران غم مخور

قبل از ورود به کنگره از لحاظ روحی و فکری در شرایط خوبی نبودم، زندگی برایم معنایش را از دست داده بود و در روزهای اول ورودم؛ چون درک درستی از کنگره نداشتم حس غریبی داشتم تا این‌که به مرور زمان برخورد اعضاء کنگره، محبت و لبخند آن‌ها به من حس آرامش داد، آرامشی که هیچ‌وقت تجربه نکرده بودم و از این‌که به این مکان قدم گذاشته بودم و همه با محبت و عشق با من رفتار می‌کردند و قصدشان کمک کردن به من بود، احساس خوبی داشتم.

 اشخاصی در کنارم بودند که با هر موفقیت من بیشتر از خودم خوشحال می‌شدند و من درست مثل یک بازیکنی بودم که هر قدمی برای موفقیت برمی‌داشتم تماشاچیان بیشتری تشویقم می‌کردند و یک صدا به من می‌گفتند: اعتماد به نفس داشته باش، نااُمید نشو حرکت کن و برو جلو ما کنارت هستیم و تنهایت نمی‌گذاریم. بیرون آمدن از آن دنیای تاریکی که برای خودم ساخته بودم سخت بود؛ اما دیگر تنها نبودم چرا‌ که در اعماق تاریکی صورتم را به طرف نور چرخانده بودم و اُمید و انگیزه برای زندگی خوب در درونم زنده شده بود.

 من که از همه افراد و همه چیز؛ حتی از خداوند طلبکار بودم و منتظر چیزی جز مرگ نبودم با وجود آموزش‌های کنگره دوباره زندگی برای من معنا پیدا کرد، کنگره بخشش را به من آموخت و توانستم خودم را ببخشم و این را بدانم که هیچ نیستم و بیهوده به این جهان پا نگذاشته‌ام؛ باید گذشته را فراموش کنم و شکرگزار نعمت‌هایی که خداوند به من عطا کرده است باشم. فهمیدم که مشکلات و سختی‌ها هستند که انسان را کامل‌تر می‌کنند پس؛ باید صبور باشم و نقطه تحمل خود را بالا ببرم و برای رسیدن به اهدافم تلاش کنم و انتظاری از دیگران نداشته باشم.

 حال که می‌نویسم، چند سال از حضورم در کنگره می‌گذرد و من در این مدت آموختم که با وجود مشکلات هم می‌شود خندید و به زندگی اُمیدوار بود و دیگران را نیز دوست داشت و با داشتن توکل بر خداوند و صبر، تلاش و حرکت کردن در مسیر به آرامشی رسید که در پِی آن هستیم. در پایان از آقای مهندس عزیز و خانواده‌ محترم‌شان، راهنمایان خوبم و تمام کسانی که در این مسیر به من کمک کردند ممنون و سپاسگزارم و بهترین‌ها را از خداوند برایشان خواستارم.

نویسنده: راهنمای تازه‌واردین همسفر وحیده
رابط خبری: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ام‌البنین (لژیون هفدهم)
ارسال: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر نرجس (لژیون پنجم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی سمنان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .