وادی پنجم میگوید: «در جهان ما تنها تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه تفکر زمانی کامل میشود که با حرکت و رسیدن همراه باشد.» وادیهای اول تا چهارم درباره تفکر و برنامهریزی هستند، اما در وادی پنجم میآموزیم که باید افکار خود را از مرحله ذهن به عمل برسانیم. هرچقدر هم درباره موضوعی فکر کنیم، تا زمانی که آن را اجرا نکنیم، به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید. همانطور که با گفتن «حلوا، حلوا» دهان شیرین نمیشود یا با فکر کردن به خوردن ساندویچ، کسی سیر نخواهد شد.
این وادی به ما میآموزد که افکار منطقی و درست را به مرحله عمل برسانیم و با ایجاد ساختارهای جدید، مسیر زندگی خود را تغییر دهیم. برای این کار باید از اضطراب، ترس، ناامیدی، بیاعتمادی به خود و سایر حسهای منفی فاصله بگیریم و به آرامش برسیم. همچنین باید پاکسازی و سازندگی را از درون خود آغاز کنیم، زیرا هر آنچه نیاز داریم، در درون ماست. اگر دنیای درون خود را آباد کنیم، دنیای بیرون نیز آباد خواهد شد.
این فرصت برای من در کنگره ۶۰ فراهم شد و توانستم با آموزشها، بخشی از گرههای درونی خود را باز کنم و به آرامش بیشتری برسم. در این مسیر باید همواره سه اصل پندار، گفتار و کردار سالم را سرلوحه زندگی قرار دهیم. زمانی که اندیشه سالم باشد، گفتار نیز سالم میشود و در نهایت به کردار سالم میرسیم. برای رهایی از حسهای منفی باید از ضد ارزشها فاصله بگیریم و به سوی ارزشها حرکت کنیم.
پیش از ورود به کنگره، حسهای منفی توان حرکت را از من گرفته بودند و انگیزهای برای ادامه زندگی نداشتم؛ اما چون خواستهام برای رهایی از تاریکی قوی بود، با تمام وجود در این مسیر قدم گذاشتم. در حقیقت تشنه عشق، محبت و آگاهی بودم و دریافتم که تا محروم نشوم، محرم این سیستم نخواهم شد.
در این وادی آموختم از انجام کارهایی که نتیجه آن را نمیدانم، خودداری کنم. همچنین قناعت را یاد گرفتم؛ اینکه چگونه با امکانات موجود، بهترین شرایط را برای زندگی خود فراهم کنم. قناعت به معنای خساست نیست، بلکه یعنی از برخی خواستههای اضافی بگذریم تا بتوانیم به اهداف مهمتر برسیم و از داشتههای خود رضایت داشته باشیم.
درس دیگر این وادی، صبر است. از طبیعت آموختم که هر چیزی زمان مخصوص به خود را دارد و برای گشوده شدن هر گرهی باید زمان آن فرا برسد. البته صبر واقعی، همراه با تلاش و کوشش برای رسیدن به هدف است و یکی از عوامل مهم موفقیت در زندگی به شمار میرود. همچنین یاد گرفتم از تجسس، غیبت و قضاوت دیگران پرهیز کنم، زیرا این موارد از حرمتهایی هستند که رعایت نکردن آنها هم به خود انسان آسیب میزند و هم به دیگران و روابط را تخریب میکند. ریشه قضاوت نیز جهل و ناآگاهی است.
موضوع مهم دیگر، پسانداز است. زندگی پر از فراز و نشیب است و داشتن پسانداز، چه مادی و چه معنوی، میتواند در روزهای سخت کمک بزرگی باشد. پسانداز معنوی شامل کسب دانش، آگاهی، عشق، محبت و خدمت به دیگران است؛ سرمایهای ارزشمند که توشهای برای ادامه مسیر زندگی خواهد بود.
در پایان این وادی، درباره توکل، رضا و تسلیم صحبت میشود. باید با تفکر، تلاش و اراده حرکت کنیم و خداوند را وکیل خود قرار دهیم. با دل و جان به آنچه در تقدیرمان رقم میخورد، رضایت داشته باشیم. پس از رسیدن به این مرحله، میتوان به مقام تسلیم دست یافت؛ مرحلهای دشوار که تنها با دانش، آگاهی و رسیدن به نفس مطمئنه امکانپذیر است.
چندی پیش مادرم را از دست دادم و از این اتفاق بسیار غمگین و بیقرار بودم. توان انجام هیچ کاری را نداشتم؛ اما صحبتهای راهنما و آقای مهندس باعث شد به خودم بیایم. با خود گفتم این همه آموزش را چه زمانی باید در زندگی به کار بگیرم؟ اکنون بهترین زمان است. به خودم گفتم قوی باش؛ زندگی ادامه دارد. هنوز نعمتها و داراییهای ارزشمند بسیاری داری که به خاطر آنها باید زندگی کنی. امیدوار باش و آرامش خود را حفظ کن. همانطور که آقای مهندس میگویند، حتی اگر لازم باشد، «الکی خوش باش» و از نیروهای درونی خود کمک بگیر. تو باید این مسیر تکاملی را طی کنی و چه بهتر که با آموزشهای کنگره باشد.
از سخنان ایشان آموختم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست؛ بنابراین انسان باید همیشه خود را برای شرایط سخت آماده کند، زیرا در سختیها و آزمونهای زندگی است که انسان ساخته میشود. به همین دلیل تصمیم گرفتهام از این پس با استواری بیشتری در مسیر آموزش و خدمت قدم بردارم، زیرا ایمان دارم که با آموزشهای کنگره، هر روز قویتر خواهم شد.
نویسنده: همسفر زینت رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
رابط خبری: راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
21