English Version
This Site Is Available In English

از تفکر تا عمل: ساختار و کاربرد وادی پنجم در مسیر درمان

از تفکر تا عمل: ساختار و کاربرد وادی پنجم در مسیر درمان

جلسه هفتم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی مسافر هومن، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر قدرت با دستور جلسه «وادی پنجم در جهان ماتفکرقدرت مطلق حل نیست بلکه توام با رفتن ورسیدن آن را کامل می نماید» سه شنبه ۳۰تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان هومن هستم یک مسافر؛ خدا را سپاسگزارم، از نگهبان جلسه سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. همچنین از لژیون مرزبانی تشکر می‌کنم و به مرزبانان دوره جدید که رای آوردند تبریک می‌گویم. به مرزبانان دوره گذشته نیز خداقوت می‌گویم؛ حدود یک ماه تا یک ماه و نیم دیگر در خدمتشان هستیم و پس از آن، مرزبانان جدید خدمت خود را آغاز خواهند کرد.
دستور جلسه امروز «وادی پنجم» است. تا اینجا چهار وادی را پشت سر گذاشته‌ایم که درباره تفکر بوده است. از اینجا به بعد، هر آنچه تفکر کرده‌ایم را باید عملیاتی کرده و به فعل تبدیل کنیم. متن وادی پنجم می‌گوید: در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توام با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید.
اگر بخواهم از تجربه خود درباره این وادی بگویم؛ روزهای اول که به کنگره آمدم، با وجود اینکه آشنایی قبلی داشتم، فکر چندانی نمی‌کردم. فقط آمدم که از مواد رها شوم. نمی‌گویم بیرون از کنگره تفکر نمی‌کردیم یا در حرکت نبودیم، اما حرکت‌های اشتباه زیادی انجام دادم؛ از جمله ترک‌های ناموفقی که داشتم. یادم هست یک بار در ایام عید، ۱۳ روز تمام خانواده رفتند و برادرم چند روز از من مراقبت کرد، اما روز هشتم یا نهم دوباره مصرف کردم. مسیر را اشتباه می‌رفتم چون تفکرم اشتباه بود. خوشبختانه با کنگره آشنا شدم و در مسیر درست قرار گرفتم.
بعد از این چهار وادی، وقتی به حرکت فکر می‌کنیم، اولین قدمی که باید برداریم و نقطه‌ای که باید به آن توجه کنیم، دوری از ضد ارزش‌ها است. هر کاری که انجام می‌دادیم و ضد ارزشی بوده که در متن وادی به تفصیل نوشته شده و خرد جهانی هم موافق آن نیست باید از آن فاصله بگیریم.
حرکت کردن شامل دوری از ضد ارزش‌ها و گام برداشتن به سمت ارزش‌هاست و این امر، یک‌دفعه و یک‌شبه اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه باید به خودمان فرصت بدهیم. این فرصت خوشبختانه در کنگره و با کلاس‌های جهان‌بینی در اختیار ما قرار داده می‌شود تا بتوانیم به‌راحتی از این مراحل عبور کنیم. ما در کنگره به‌مرور از ترس‌ها، کینه‌ها، دروغ، ناامیدی و حسادت گذر می‌کنیم. اعضای قدیمی‌تر این موضوع را تجربه کرده‌اند و کسانی هم که تازه‌وارد هستند، اصلاً نیازی نیست نگران باشند؛ کافی است در مسیر حضور داشته باشند، گوش به فرمان باشند و به صحبت‌های راهنما عمل کنند تا به سرمنزل مقصود برسند.
پس از دوری از ضد ارزش‌ها، گام بعدی «خودداری» است. خودداری یعنی چه؟ یعنی زمانی که نمی‌دانم انجام کاری به نفع من است یا به ضررم، و حالت ۵۰-۵۰ دارد؛ اگرچه می‌توانم با بزرگترها و پیشکسوتان مشورت کنم (اما تصمیم نهایی با خودم است)، بهترین کار این است که خودداری کرده و دست نگه دارم. البته خود من با وجود اینکه حدود دو سال و نیم است در کنگره حضور دارم، تازه یواش‌یواش به این مراحل می‌رسم. اجرای این اصول واقعاً سخت است، اما دور از دسترس نیست. با الگوبرداری از عزیزان، قدم به قدم و به‌آرامی پیش می‌رویم.
مرحله بعدی «صبر» است. باید صبر داشته باشیم و پارامتر زمان را در نظر بگیریم. اگر به طبیعت نگاه کنیم، وقتی گندم می‌کاریم، هفت ماه زمان می‌برد تا محصول بدهد؛ یا یک درخت چند سال زمان می‌برد تا بارور شود. این قاعده در درمان ما نیز صادق است و باید زمان و صبر را در نظر بگیریم. صبر نیازمند تلاش و کوشش است؛ این‌طور نیست که فقط روی صندلی بنشینیم و منتظر رهایی باشیم. صبر همراه با نوشتن سی‌دی، حضور در ورزش جمعه‌ها، شرکت منظم در کارگاه‌ها، گوش دادن به صحبت‌های استاد، طی کردن پله‌های ۲۱ روزه و کاهش تدریجی دارو است. این سختی‌ها در کنار صبر، نتیجه‌ای ارزشمند به همراه دارد که همان گل رهایی از دستان آقای مهندس است.
مرحله بعدی «قناعت» است. آقای مهندس در وادی اشاره می‌کنند که قناعت به معنای خساست نیست، بلکه به معنای درست مصرف کردن است. ایشان از طبیعت مثال می‌زنند که چگونه از خاک، کود و آب تلخ، میوه شیرینی مثل خرما تولید می‌شود. قناعت یعنی از کمترین امکاناتی که داریم، بهترین بهره را ببریم و حتی اگر در یک خانه ۵۰ متری زندگی می‌کنیم، نهایت لذت را برده و دلخوش باشیم.
مراحل بعدی «تجسس، قضاوت و غیبت» هستند که از اصلی‌ترین ضد ارزش‌ها به شمار می‌روند. همان‌طور که در وادی مطرح شده، برای قضاوت کردنِ یک فرد، مجموعه نیروی انتظامی، قاضی و افراد زیادی تلاش می‌کنند؛ اما ما از روی نادانی پشت سر دیگران حرف می‌زنیم، در زندگی‌شان تجسس می‌کنیم، قضاوت کرده و حکم صادر می‌کنیم. آقای مهندس می‌فرمایند که این دیوار پوسیده غیبت در نهایت روی سر خو د فرد خراب می‌شود؛ چرا که برآمدِ تمام این رفتارهای ناپسند به خود ما بازمی‌گردد.
مرحله بعدی «پس‌انداز» است. برای مثال، خود من به دلیل مصرف مواد، همه چیز زندگی‌ام را از دست داده بودم. کارگاه قالب‌سازی داشتم اما همه را رها کرده بودم و حتی توان پایین رفتن از پله‌ها را نداشتم. مصرف شدیدی داشتم و دچار استرس شده بودم. اما اولین چیزی که راهنمایم در کنگره به من گفت این بود که: «تمام آنچه را که به واسطه مواد از دست داده‌ای، به تدریج و با سودش به تو بازخواهد گشت.» امروز شواهد آن را می‌بینم؛ اوضاع تغییر کرده، کارم را دوباره به دست آورده‌ام و به ثبات رسیده‌ام.
پله‌های بعدی «توکل، رضا و تسلیم» هستند. توکل یعنی اینکه از یاد خدا غافل نشویم، ایمان داشته باشیم و بدانیم نیرویی هست که ما را در مسیر ارزش‌ها پشتیبانی می‌کند. «رضا» یعنی راضی بودن به رضای خداوند؛ و مرحله بالاتر از آن «تسلیم» است، جایی که فرد هیچ چون و چرایی در برابر تقدیر و خواست خداوند ندارد.
در پایان، خطاب به سفر اولی‌ها عرض می‌کنم: امروز که راهنماها در جلسه حضور ندارند (چون بالا جلسه هستند)، فضا برای مشارکت راحت‌تر است. حتماً قدم بردارید؛ این همان وادی حرکت است. کسانی که می‌ترسند یا تا به حال دست نگرفته‌اند، همین که دست خود را بالا ببرند و حسی را منتقل کنند، ترسشان می‌ریزد و این خود یک حرکت بزرگ است. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید متشکرم.

عکس: مسافر وحید
تایپ و تنظیم: مسافر امید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .