مشارکت گروهی همسفران لژیون هفتم و چهارم در رابطه با دستور جلسه هفتگی: « وادی پنجم و تأثیر آن روی من »
همسفر طاهره (لژیون هفتم)
وادی پنجم، اولین وادی است که شخص حرکت خود را آغاز می کند. در وادی اول یاد گرفتیم که چگونه تفکر کنیم؛ وادی دوم به ما آموخت که بیهوده به دنیا نیامدهایم؛ در وادی سوم فهمیدیم که نباید از کسی توقع داشته باشیم و وادی چهارم میگوید نباید مسئولیت را به گردن خداوند بیندازیم.
ما در زندگی در جهان هستی حداقل در سه جهان زندگی میکنیم که برای ما قابل درک است؛ اولین جهان، جهان فیزیکی یا جهان خاکی، جهان خواب و جهان ذهنی؛ در جهان ذهنی ما هر چیزی که بخواهیم میتوانيم به آن دسترسی پیدا کنیم. زمانی که انسان خلق شد به نیرو یا ابزاری نیاز داشت تا بتواند به جایگاه واقعی خود برسد و آن ابزار جهان شگفتانگیز ذهن انسان است.
ذهن مانند سیاهچاله میتواند همه چیز را به خود جذب کند، حتی نور و هر چیزی که بتواند نور را جذب کند نامرئی و غیرقابل رؤیت میباشد. انسان موقعی که از ذهن خودش کار میکشد به انرژی زیادی نیاز دارد و این انرژي را میتواند صرف خواستههای معقول و یا نامعقول کند.
اگر انسان تمام انرژي خود را صرف خواستههای نامعقول کند ممکن است به آرامشی نسبی دست یابد ولی این آرامش، ناشی از جهل و نادانی اوست. وقتی ذهن درگیر خواستههای معقول و نامعقول شود، فرد در عذاب یا جهنم به سر میبرد. اگر انسان جهان ذهنی خودش را نشناسد، نمیتواند از وادی پنجم عبور کند.
این وادی نکاتی را مطرح میکند که انسان بتواند به آرامش ذهن برسد و ساختارهای ذهنی خود را به اجرا درآورد.
اولین پله: دوری از ضدارزشها است.
دوم: خودداری
سوم: قناعت
چهارم: صبر
پنجم: غیبت، تجسس، قضاوت
ششم: پس انداز
هفتم: توکل، رضا، تسلیم
ضد ارزش ها نیروهایی هستند که میدانهای جاذبه منفی را در ما تقویت میکنند و زمانیکه نیروهای منفی ما را احاطه کردند، ما همیشه احساس سنگینی و نا رضایتی میکنیم.
ما باید برای نجات خودمان باید از ضدارزشها دوری کنیم و به افکار مثبت رو آوریم و به خواستههای معقول خود بها دهیم که این کار سختی است ولی باید در مقابل نیروی منفی بایستیم و همیشه با نیرو منفی در جنگ باشیم. زمانی که مدیریت ذهن خود را در دست گرفتیم میتوانیم به قناعت برسیم و از کمترین چیزهایی که داریم بهترین استفاده را ببریم.
یکی از راههای مهم برای اینکه ذهن ما بتواند به آرامش برسد این است: باید بتوانیم از خواستههای خود بگذریم و اگر از خواستههایمان نگذریم به آرامش نمیرسیم و آن موقع نمیتوانیم با جهان هستی ارتباط برقرار کنیم و از هستی لذت ببریم و از تمام نعمتهای خداوند محروم میشویم.
در آخر از قدرت مطلق میخواهم که به من توفیق دهد تا بتوانم آموزشهای کنگره را با تمام وجودم یاد بگیرم و بپذیرم. از جناب مهندس و خانواده ایشان به خاطر تمام آموزشهای ناب کنگره ممنون و سپاسگزارم.
همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
وادی پنجم به ما سه جهانِ که با آن سروکار داریم را معرفی میکند:
۱. جهان خاکی: شامل همه چیزهایی است که هر روز با آنها در ارتباطیم؛ از خانه و وسایل زندگی، افراد خانواده و تمام امکاناتی که در اطراف ما وجود دارد.
۲. جهان خواب: جهانی است که تقریباً مجبوریم هر شب ۷ الی ۸ ساعت را در آن سپری کنیم.
۳. جهان ذهنی: همان دنیای درون ماست که شامل افکار، اندیشهها، جهانبینی و آرزوهایمان میشود.
این جهان، در دسترسترین، خوشساختترین و بزرگترین دنیای ماست. ما میتوانیم تمام خواستههایمان را ابتدا در جهان ذهنی خود به قشنگترین و کاملترین شکل ممکن ترسیم کنیم و یا برعکس، با عدمآگاهی، ناامیدی و افکارمنفی، جهانی خراب و ویران برای خود بسازیم.
اهمیت این جهان از آنجاست که هر آنچه بخواهیم در واقعیت و جهان خاکی به دست آوریم، ابتدا باید در جهان ذهنی خود بسازیم. داشتن یک «جهان ذهنی آباد»، به شرط حرکت، باعث ساختن یک «جهان خاکی آباد» و سرشار از صلح، آرامش و آسایش میشود.
نکته طلایی وادی پنجم «حرکت» است؛ شما ممکن است سالها در ذهن خود یک باغِ آباد را تصور کنید و انواع درختها را در آن بکارید؛ اما تا زمانی که وارد مرحلهی عمل نشوید، در واقعیت هیچ باغی وجود نخواهد داشت.
همسفر سمانه (لژیون هفتم)
ما در چهار وادی اول آموختیم که باید تفکر کنیم، مسئولیت همهچیز بر عهده خودمان است و تنها خودمان میتوانیم مشکلاتمان را حل کنیم. در وادی پنجم یاد میگیریم که تفکر بهتنهایی کافی نیست؛ باید حرکت کنیم و ساختارهای ذهنی خود را به ساختارهای عملی تبدیل کنیم. در این وادی میآموزیم که چگونه با تفکر درست، ذرهذره از تاریکیها بهسوی روشناییها حرکت کنیم.
برای به اجرا درآوردن ساختارهای فکری و تبدیل آنها به ساختارهای عملی، باید از حالت اضطراب، ترس، ناامیدی، عدم اعتمادبهنفس و دیگر نکات منفی خارج شویم تا بتوانیم به مرحله آرامش قدم بگذاریم.
دوری از ضدارزشها، پسانداز، توکل، رضا، تسلیم و قناعت از اصولی هستند که اگر آنها را در زندگی خود بهصورت کاربردی و عملی اجرا کنیم، میتوانیم زندگی موفق و خوبی داشته باشیم.
پس فکر و تفکر بهتنهایی حلال مشکلات نیست. تا زمانی که حرکت نکنیم، مشکلاتمان حل نخواهند شد. این حرکت است که ما را به مقصودمان میرساند.
همسفر زهرا (لژیون هفتم)
وادی پنجم به من آموخت هر ساختاری که در ذهنم با تفکر شکل میگیرد، باید به مرحله اجرا، کاربرد و عمل برسد تا بتوانم به هدف و مقصود خود دست پیدا کنم. من از این وادی آموختم که باید طبیعت را الگوی خود قرار دهم؛ با صبر، پشت سر گذاشتن سختیها، تلاش و کوشش میتوان به آرامش رسید. بنابراین صبر ابزاری برای درست زندگی کردن است.
اگر مسافری سفر خود را خراب کرد، در اینجا صبر همراه با سختی است و حتی ممکن است برای من همسفر نیز بسیار طاقتفرسا باشد؛ اما نباید ناامید شوم. باید اجازه دهم زمان بگذرد، زیرا قطعاً پس از صبر، نوبت پیروزی خواهد رسید.
آقای مهندس نیز در گذشته به دلیل مصرف مواد، حال بسیار بدی داشتند؛ اما با صبر، تلاش و کوشش توانستند متد DST را کشف کنند و کتابی بنویسند که علم و آگاهی را در زمینه درمان اعتیاد به شیوهای ارزشمند به مخاطبان منتقل کرد؛ تا جایی که امروز هزاران نفر در سراسر جهان به کمک این روش از دام اعتیاد رهایی یافتهاند.
نویسندگان: همسفران لژیون هفتم رهجویان راهنما همسفر حمیده و همسفران لژیون چهارم رهجوی راهنما همسفر منیژه
رابطین خبری: راهنما همسفر منیژه (لژیون چهارم) و همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر حمیده (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر فاطمه.خ رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد
- تعداد بازدید از این مطلب :
74