English Version
This Site Is Available In English

پس‌انداز کردن مانند یک چتر‌نجات است

پس‌انداز کردن مانند یک چتر‌نجات است

جلسه سوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار کنگره ۶۰ همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد به استادی دنورهمسفر الهام، نگهبانی دنور همسفر افسانه و دبیری‌ همسفر نیره، با دستور جلسه « وادی پنجم و تأثیر آن روی من » روز دوشنبه ۲۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان الهام هستم یک همسفر.

خداوند بزرگ را بسیار شاکر و سپاسگزارم که این توفیق باز هم نصیب من شد که در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و از همه شما عزیزان آموزش بگیرم. از نگهبان لژیون سردار، ایجنت محترم شعبه و مرزبانان عزیز تقدیر و تشکر می‌کنم و صمیمانه سپاسگزارم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند.

در مورد دستور جلسه وادی پنجم: «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید.» وادی پنجم، همان‌طور که اکثر ما در جریان هستیم، مباحث بسیار زیادی دارد که در مورد آن صحبت کنیم. ان‌شاءالله در کارگاه آموزشی و حتماً در لژیون به آن پرداخته خواهد شد. من دو مورد از پله‌هایی را که در وادی پنجم مطرح شده و به لژیون سردار مربوط است، انتخاب کردم؛ یک مورد قناعت و دیگری پس‌انداز کردن.

همان‌طور که می‌دانیم قناعت؛ یعنی از داشته‌هایمان استفاده کنیم، شکرگزار باشیم و برای رسیدن به چیزهای بیشتر و بهتر، تلاش و برنامه‌ریزی کنیم. قناعت در واقع مانند یک جادو در زندگی می‌ماند که چشم ما را به زیبایی‌های کوچک زندگی‌مان باز می‌کند. وقتی ما یک گل را می‌بینیم و از دیدن آن خوشحال می‌شویم و لذت می‌بریم، یا این‌که به آسمان آبی نگاه می‌کنیم و احساس خوشحالی می‌کنیم، با دریافت کوچک‌ترین هدیه‌ای احساس شادمانی می‌کنیم؛ این به آن معناست که ما انسان قناعت‌مداری هستیم.

قناعت با خساست فرق دارد. خساست یعنی این‌که پول یا چیزهایی را که داریم، به دیگران اصلاً ندهیم؛ ولی قناعت یعنی از داشته‌هایمان راضی باشیم و از آن‌ها نهایت استفاده را ببریم. قناعت باعث می‌شود که فرد بهترین استفاده را از منابع خودش داشته باشد و به جای این‌که انرژی و وقتش را هدر بدهد و مسیر حرکت دیگران را دنبال کند، زمان و انرژی خودش را برای کارهای بهتر و ارزشمندتر صرف کند و به کار ببرد.

فردی که در زندگی قناعت دارد، زندگی‌اش را بر اساس داشته‌های خودش منطبق می‌کند و با این انطباق، به یک رضایت نسبی دست پیدا می‌کند، نهایت لذت را می‌برد و احساس خوشبختی می‌کند.

پس‌انداز از اسمش مشخص است؛ مازاد درآمد یا دریافتی است که پس از صرف هزینه‌هایمان داریم؛ مثلاً دریافتی ماهانه‌ام را دریافت کرده‌ام و با آن قبض‌ها و قسط‌ها را پرداخت کرده‌ام، خرید کرده‌ام و مایحتاج زندگی را کنار گذاشته‌ام، آن مبلغی که برای ما تحت عنوان پول اضافه باقی می‌ماند، پس‌انداز نامیده می‌شود. این عادت مالی، یک کلید برای رسیدن به امنیت مالی و استقلال اقتصادی در بلندمدت محسوب می‌شود.

همه ما می‌دانیم که برای داشتن آینده‌ای آسوده، انسان‌ها نیاز به پس‌انداز کردن دارند و انسان‌های قبل از ما، در زمان‌های خیلی خیلی دور، متوجه اهمیت این موضوع شده بودند؛ از زمانی که گندم را در سیلوها انبار کردند یا مواد غذایی را نمک‌سود کردند و برای فصل‌های بعدی که به آن نیاز داشتند، نگهداری کردند. پس‌انداز کردن از آن زمان تا امروز، که به صورت پول یا طلا به عنوان سرمایه قابل مبادله در جامعه ما شکل گرفته است، وجود داشته است.

در واقع، پس‌انداز کردن از مهم‌ترین اقداماتی است که بشر برای بقای خودش انجام داده است. ما برای رسیدن به هدف‌های بزرگمان، که با پول ماهیانه‌ای که دریافت می‌کنیم نمی توانیم به آن برسیم، پس‌انداز می‌کنیم و با برنامه ریزی بعد از مدتی که آن پول جمع شد، می‌توانیم به هدف‌های بزرگمان برسیم. در واقع، مهم‌ترین کمکی که پس‌انداز به ما می‌کند، در شرایط و مواقع اضطراری یا زمانی است که اتفاق‌های ناخواسته‌ای رخ می‌دهد؛ با پس انداز می توانیم بحرانی را که برای ما به وجود آمده است، مدیریت کنیم و نیاز به قرض یا وام گرفتن از جایی نداشته باشیم و این شرایط را با مدیریت پشت سر بگذاریم.

تمام ما با پس‌انداز کردن آشنا هستیم. ما از بچگی، از زمانی که درون قلک‌هایمان پول می‌انداختیم، با پس‌انداز کردن آشنا شدیم؛ ولی ای‌کاش الان در بزرگسالی هم می‌توانستیم مثل دوران کودکی‌مان پس‌انداز کنیم. اما مخارج روزمره زندگی، عدم تناسب درآمدها با هزینه‌هایمان، نداشتن برنامه‌ریزی و افزایش ماهانه هزینه‌ها در جامعه باعث شده است که پس‌انداز کردن پول خیلی کم شود؛ از آنجا که که پس‌انداز جزء واجبات زندگی ماست و باید به آن دست پیدا کنیم، باید آگاهی و دانش خودمان را نسبت به مسئله پس‌انداز کردن افزایش بدهیم.

پس‌انداز تنها برای امنیت مالی نیست؛ بلکه نقش کلیدی در برنامه‌ریزی‌های بلندمدت ما دارد. طوری که وقتی با مشاوران مالی صحبت می‌کنید، اکثر آن‌ها توصیه می‌کنند که هر انسانی باید حداقل هزینه‌های مخارج سه ماه زندگی‌اش را در یک حساب اضطراری برای خودش نگه دارد و ذخیره کند. اکثر مشاوران مالی در رده‌های بالاتر، شش ماه را پیشنهاد می‌دهند. اما اینکه فقط تصمیم بگیریم پس انداز کنیم برای داشتن یک پس‌انداز خوب کافی نیست قطعاً می‌دانیم که؛ ما باید از یک الگو و قوانینی پیروی کنیم که ما را در مدیریت بهتر درآمد و عادت‌های درست مالی، هدایت و راهنمایی کند.

یکی از مواردی که من در زندگی‌ام استفاده کردم، قانونی بود که با آن آشنا شدم و به اسم «اصل طلایی» شناخته می‌شود: «اول پول خودت را پرداخت کن.» این قانون می‌گوید اولین روزی که حقوق دریافت کرده‌اید، قبل از این‌که هیچ کاری انجام بدهید، مبلغی از پول را در حسابی یا جایی برای خودتان ذخیره کنید. کاری که ما انجام می‌دهیم این است که ابتدا پول را خرج می‌کنیم. می‌گوییم بگذار هزینه‌ها یا خریدهای ماهانه زندگی را انجام بدهیم؛ بعد مبلغی از پولی را که باقی مانده است، پس‌انداز می‌کنیم و در واقع می‌بینیم که آخر ماه چیزی برای ما باقی نمانده و اصلاً نمی‌توانیم پس‌انداز کنیم.

یعنی این قانون ساده آن‌قدر مهم است و به ما کمک می‌کند که سر ماه موفق می شویم مبلغ کمی را پس‌انداز کنیم. این موفقیت خیلی خوشایند است و توصیه می‌کنم حتماً آن را رعایت کنید. یا زمانی که پولی را دریافت کردید، قبل از خرج کردن آن، بیست درصد آن پول را کنار بگذارید و هشتاد درصد باقی‌مانده را برای امور مشخص خرج کنید؛ پس انداز را مثل یک قبض پرداختی در اول هرماه در نظر بگیرید.

من که خانه دار هستم هر زمانی که پولی به دستم رسید و خواستم برای خانه خرید کنم، بیست درصد از آن را در همان روز پس‌انداز کردم و بعد خریدهایم را انجام دادم. این مبلغ تبدیل به پس‌انداز من شد و باعث شد که خریدهای اضافه نداشته باشم و مواد غیرضروری خرید نکنم. در این صورت آخر ماه می‌بینید که مبلغی که تقریباً چشمگیر است، برای شما باقی مانده است.

مورد دیگری که با آن آشنا شدم و انجام دادم، یک چالش برای پس‌انداز کردن بود؛ هر هفته مبلغی مطابق با شماره هفته ذخیره کنید. هفته اول ۱۰ هزار تومان، هفته دوم ۲۰ هزار تومان و به همین ترتیب ادامه دهید تا به پایان ۵۲ هفته برسید که در آن زمان، مبلغ قابل‌توجهی پس‌انداز کرده‌اید. اگر شما این روال را انجام بدهید، به‌طور شگفت‌انگیزی می‌بینید که آخر سال مبلغ خوبی را پس‌انداز کرده‌اید.

با هفته‌ای که شروع آن ۱۰ هزار تومان است؛ البته اگر درآمد بیشتری دارید، می‌توانید مبلغ آن را بیشتر کنید؛ مثلاً با ۵۰ هزار تومان یا ۱۰۰ هزار تومان شروع کنید. اگر هم نمی‌توانید یک سال ادامه بدهید، می‌توانید ۲۶ هفته آن را انجام دهید؛ ولی این کار را به صورت پایدار و مستمر ادامه بدهید و نتیجه‌اش را خواهید دید که در پایان، بسیار شگفت‌انگیز خواهد بود.

حتماً این چالش و مبلغ را به‌گونه‌ای تعیین کنید که بتوانید آن را انجام بدهید. حالا مهم نیست که این چالش خیلی طولانی باشد؛ مهم‌ترین نکته‌ای که برای من کاربرد داشت، این بود که کارت بانکی مخصوص حساب پس‌اندازم، رمز دوم نداشت. وقتی کارت شما رمز دوم نداشته باشد، نمی‌توانید با آن خرید اینترنتی انجام دهید و به راحتی مبلغ زیادی از آن برداشت کنید و همین محدودیت، باعث می‌شود که پس‌انداز شما در طول سال برایتان حفظ شود.

پس‌انداز کردن مانند یک چتر نجات است که در زمان‌های اضطراری به داد ما می‌رسد و تا زمانی که بخواهیم روی پای خودمان بایستیم، از ما پشتیبانی و حمایت می‌کند. آقای مهندس همیشه برای استحکام پایه‌های مالی ما در کنگره ۶۰ توجه ویژه‌ای داشته‌اند و به ما یاد دادند که قانون طبیعت این نیست که همیشه دریافت‌کننده باشیم؛ ما باید بازپرداخت داشته باشیم تا بتوانیم چیزی را که به دست آورده‌ایم، برای خودمان حفظ و نگهداری کنیم.

من و مسافرم این احساس را در کنگره ۶۰ تجربه کرده‌ایم که با عضو شدن در لژیون سردار و جایگاه دنوری و پهلوانی مسافرم و هر خدمتی که در کنگره انجام می‌دهیم، به حال خوب و خوش می‌رسیم. من در کنگره ۶۰ آموزش گرفتم که در حال زندگی کنم و بدانم آن چیزی را که به دست آورده‌ام، در کجا، به چه نحوی و در چه راهی خرج کنم. 

کنگره ۶۰ چیزهای زیادی به من داد و در قبال آن، چیزی که من به کنگره ۶۰ می‌دهم، بسیار ناچیز است. من سعی کردم همیشه هر خدمتی که انجام می‌دهم، با تمام وجودم و با تمام توانایی خودم مایه بگذارم و آن چیزی را که به دست می‌آورم، قدر بدانم.

همه ما می‌دانیم که آسایش و آرامش در زندگی با هیچ مبلغ و هیچ قیمتی قابل خریداری نیست. این‌که شب راحت می‌خوابیم و صبح، روز خودمان را با انرژی شروع می‌کنیم، همه این‌ها از خیر و برکت کنگره ۶۰ است که به ما می‌رسد؛ پس ما نباید به حقه‌های نفس خودمان در اینجا توجه کنید.

من به ظاهر مبلغی را به کنگره می‌دهم؛ ولی در واقع باید بدانم که با پولی که من به کنگره می‌دهم، یک علم به جریان می افتد. خیلی از افراد هستند که در بیرون از کنگره، مانند گذشته من یا شماها زندگی می‌کنند. ما باید این مکان را حفظ و نگهداری کنیم تا اذن کنگره به آن‌ها داده شود و آن‌ها هم مانند ما به حال خوش برسند و این چرخه ادامه داشته باشد.

فرصتی که به من داده می‌شود، فرصت بسیار کوتاهی است؛ حضور در لژیون سردار، یک فرصت ناب برای بخشش بدون منت است. گاهی این بخشش‌ها چنان اثری در زندگی ما گذاشته‌اند که حتی خودمان هم متوجه اثر خیر و برکتی که در زندگی ما جاری شده است، نبوده‌ایم.

 

 

 

عکاس: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
تنظیم و ارسال: همسفر فاطمه.خ رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .