English Version
This Site Is Available In English

تبدیل اندیشه به واقعیت

تبدیل اندیشه به واقعیت

در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌کند. این وادی به من یادآوری می‌کند که باید حرکت کنم، زیرا تا زمانی که حرکت را آغاز نکنم، قرار نیست اتفاقی در زندگی‌ام رخ دهد. فکر کردن تنها راه چاره نیست؛ بلکه نخستین قدم و پایه، کار است که باید با حرکت و عمل همراه شود تا بتوانم تفکرم را به اجرا درآورم و به هدف یا مقصد خود برسم .

به یاد می‌آورم که برای رهایی مسافرم، چه برنامه‌هایی در ذهن خود می‌چیدم تا او به درمان برسد؛ اما آنچه اهمیت داشت، حرکت کردن بود؛ حرکتی که یا قادر به انجامش نبودم یا بهتر است بگویم، انجام دادنش را بلد نبودم. همیشه تصور می‌کردم با تحصیلاتی که دارم، همه‌چیز را می‌دانم، اما نیاموخته بودم که تفکر، بدون حرکت، قدرت مطلق حل نیست. همان‌گونه که گفته‌اند: «عالم بی‌عمل، مانند زنبور بی‌عسل است.» شاید حرکت‌هایی هم انجام می‌دادم، اما بر پایه تفکر سالم و صحیح نبود؛ زیرا تفکر باید بر مبنای آموزش، دانایی و عمل سالم باشد. در کنگره آموختم که باید آموزش‌هایی که فرا‌می‌گیرم را در زندگی خود به اجرا درآورم و آموخته‌هایم را به عمل تبدیل کنم.

وادی پنجم به من می‌آموزد که اگر حرکت نکنم، تفکراتم از قوه به فعل تبدیل نخواهد شد. برای مثال، زمانی که راهنمایم در جلسه موضوع «کن‌فیکون» را برایم توضیح می‌داد، تمام ذهن و توجه مرا به خود جلب کرده بود. همیشه تصور می‌کردم «کن‌فیکون» و «شو شود» تنها مخصوص قدرت مطلق و خداوند است؛ اما زمانی که راهنمایم برایم توضیح داد که خداوند به انسان اختیار کامل داده است، متوجه شدم انسان نیز می‌تواند، به‌صورت ذهنی با اندیشه، انتخاب و عمل خود بسیاری از امور را خلق، آباد یا حتی تخریب کند. این همان «شو شود» است؛ یعنی تبدیل اندیشه به واقعیت.

توانایی‌ها و استعداد‌های زیادی در وجودم بود، اما خودم را باور نداشتم. آموزش‌های کنگره باعث شد به این توانایی‌ها، توان حرکت بدهم و آن‌ها را به نمایش بگذارم؛ از یک مشارکت ساده در جمع گرفته تا نوشتن مطلب و قرار گرفتن در جایگاه خدمت، زیرا همیشه حس‌های منفی مانند ترس، استرس و ناامیدی، توان حرکت را از من گرفته بودند؛ اما آموزش‌های کنگره مرا در برابر این حس‌ها قوی‌تر کرد.

در متن وادی پنجم با هفت پله بسیار مهم که در واقع خطوط چگونگی حرکت ما را در درمان اعتیاد ترسیم می‌نماید، آشنا می‌شویم که عبارتند از: برگشت از ضد ارزش‌ها، خودداری، قناعت، صبر، تجسس، قضاوت و غیبت، پس‌انداز، توکل، رضا و تسلیم.

برگشت از ضد ارزش‌ها:
اولین گام، خروج از اسارت شیطان و گشودن بندهای اعتیاد است. قرار نیست یکباره همه ضد ارزش‌ها را انجام ندهیم، همین‌که سعی و تلاش خود را در جهت دوری از ارزش‌ها انجام دهیم، گره‌ها یکی‌یکی باز می‌شوند و غیرممکن‌ها، ممکن خواهند شد .

خودداری:
از نام آن پیداست که انسان صاحب اختیار و فرمانده وجود خویش است. اگر از درست یا نادرست بودن کاری اطمینان نداریم، بهترین تصمیم آن است که از انجام دادن آن خودداری کنیم.

صبر:
زیباترین مفهومی که در کنگره ۶۰ آموختم، صبر بود. زمانی که به من گفتند یک مصرف کننده برای درمان ده تا یازده ماه زمان لازم دارد تا از تاریکی‌ها خارج شود، دریافتم که درمان، بدون صبر، تلاش و گذشت زمان کامل نخواهد شد. امروز باور دارم که در هر مسئله‌ای، صبر همراه با تلاش مستمر، معجزه می‌آفریند.

قناعت:
در سفر اول، باوجود مشکلات و تاریکی‌های فراوان، واژه قناعت بهترین راهنمای من بود. قرار نبود همه مشکلات زندگی در همان ابتدای سفر حل شوند یا خیلی سریع به تمام خواسته‌هایم برسم. آن زمان مفهوم زمان و قناعت را درک نمی‌کردم، اما امروز می‌دانم که باید با قناعت، استفاده درست از نعمت‌های موجود و شکرگزاری، به تلاش خود ادامه دهم و پایه‌های مالی و معنوی زندگی‌ام را محکم‌تر کنم.

  تجسس، قضاوت و غیبت:
آموختم که‌ در زندگی دیگران تجسس نکنم، قضاوت نکنم و غیبت ننمایم‌؛ زیرا این رفتارها پیش از آنکه به دیگران آسیب برسانند، خود انسان را تخریب می‌کنند و آرامش، محبت و روابط سالم را از بین می‌برند. این رفتارها ریشه در جهالت دارند.

پس‌انداز:
همیشه تصور می‌کردم، پس‌انداز فقط مخصوص ثروتمندان است، اما در کنگره آموختم که اتفاقاً بیشتر برای کسانی ضروری است که امکانات کمتری دارند. همچنین فهمیدم پس‌انداز تنها جمع‌آوری پول نیست؛ بلکه جمع‌آوری علم، دانش، دانایی، محبت و تجربه نیز نوعی پس‌انداز ارزشمند است که توشه انسان در دنیا و آخرت خواهد بود.

توکل، رضا و تسلیم:
در این مرحله می‌آموزم که پس از تلاش و کوشش، نتیجه را به خداوند واگذار کنم و در هر شرایطی، چه در سختی و چه در آسایش،  به حکمت پروردگار اعتماد داشته باشم. انسان سپاسگزار، راضی و تسلیم، به آرامش می‌رسد و این همان نزدیک شدن به نفس مطمئنه، همان شو شود و رسیدن به درجه رفیع انسانیت است.

در پایان، برای داشتن یک حرکت سالم، ابتدا باید هدف خود را به‌درستی مشخص کنیم و سپس با صبر، آموزش، عمل سالم و عبور از موانع و فیلترهای گوناگون، مسیر را ادامه دهیم تا با آرامش به مقصد برسیم. خدا را شکر برای این عمل عظیم.

نویسنده : همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
رابط خبری: راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
ویرایش: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیج‌فارس بوشهر

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .