English Version
This Site Is Available In English

یاد گرفتم برای رسیدن به خواسته‌های معقول، ابتدا باید از ضد ارزش‌ها فاصله بگیرم.

یاد گرفتم برای رسیدن به خواسته‌های معقول، ابتدا باید از ضد ارزش‌ها فاصله بگیرم.

جلسه یازدهم از دوره دهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و نمایندگی پرند، با استادی مسافریوسف ، نگهبانی مسافر مصطفی  و دبیری مسافرخدایار با دستور جلسه " وادی پنجم و تاثیر آن روی من " دوشنبه 29 تیر ماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، یوسف هستم، یک مسافر


قبل از شروع صحبت‌هایم، لازم می‌دانم تشکر ویژه‌ای داشته باشم از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و همچنین راهنمای عزیزم، آقا میلاد، که بنده را لایق دانستند تا در این جایگاه خدمت کنم.
دستور جلسه امروز وادی پنجم است و من می‌خواهم صحبت‌هایم را از قبل از ورودم به کنگره آغاز کنم.

زمانی که وارد کنگره شدم، مانند بسیاری از دوستان، با حال بسیار خراب، ناامیدی و تخریب بالا وارد شدم. اصلاً تصور نمی‌کردم روزی بتوانم بدون مصرف، به‌خصوص بدون حشیش، زندگی کنم؛ چون علاقه زیادی به مصرف حشیش داشتم و برای من تبدیل به یک وابستگی جدی شده بود. حتی جایگزین سیگار شده بود و فکر می‌کنم روزانه حدود پانزده تا بیست نخ حشیش مصرف می‌کردم.
در کنار آن، چهار آنتی‌ ایکس هم‌زمان مصرف می‌کردم؛ حشیش، گل، قرص و مشروب. یعنی تقریباً تمامی این موارد به‌صورت روزانه در زندگی من وجود داشت.
. من برای اولین بار در سال 97 وارد کنگره و شعبه رباط کریم شدم  و راهنمای من همیشه می‌گفت: «یوسف در ذهن خودش جزیره‌ای ایجاد کرده بود و در همان جزیره زندگی می‌کرد؛ اصلاً کاری به جهان بیرون نداشت و بیشتر در درون خودش بود.» وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم که واقعاً همین‌طور بود.
حدود سه ماه طول کشید تا راهنمایم آنتی‌ ایکس‌های من را تیپر کند و به صفر برساند. تخریب من بسیار بالا بود و حتی بعد از سال‌ها هنوز هم مشکلاتی مثل پرش افکار شدید را تجربه می‌کنم؛ گاهی چیزهایی را فراموش می‌کنم که نباید فراموش کنم. اما خدا را شکر، در کنگره بسیاری از این تخریب‌ها در حال بازسازی است.
روزی که برای اولین بار وارد کنگره شصت شدم، مطالبی که شنیدم برایم منطقی بود. قبل از آن افراد زیادی به من پیشنهاد مراکز مختلف را داده بودند. حتی به بعضی از آن‌ها مراجعه کردم، اما همان ابتدا احساس کردم روششان با عقل من سازگار نیست.
چون می‌گفتند بیست‌ویک روز برو، بخواب، سختی بکش، تحقیر شو و بعد بیرون بیا؛ اما نتیجه همان است که بود. مشکل فقط مصرف مواد نبود. در کنار مواد، روان و جهان‌بینی انسان هم باید تغییر کند.
در کنگره شصت به من آموزش دادند که درمان، فقط قطع مصرف نیست؛ بلکه جسم، روان و جهان‌بینی باید در کنار هم بازسازی شوند.
بسیاری از افرادی که در مسیرهای دیگر دیده بودم، سال‌ها پاکی داشتند، اما چون آموزش جهان‌بینی ندیده بودند، هنوز همان تفکرات و رفتارهای گذشته را داشتند. ممکن بود مواد مصرف نکنند، اما همچنان دروغ، تجسس، کارهای ضد ارزشی یا مصرف‌های دیگر در زندگی‌شان وجود داشت.
یکی از دوستان من حدود هفت سال است که به گفته خودش پاک است، راهنما شده و رهجوهای زیادی دارد، اما هنوز سیگار مصرف می‌کند و بعضی رفتارهای ضد ارزشی را انجام می‌دهد. زمانی که او را می دیدم، با اینکه خودم در سفر اول بودم ، حس و حال خوبی از ارتباط با او نمی‌گرفتمو ترجیح می‌دادم  زودتر خداحافظی کنم.
وادی اول به من یاد داد که قبل از انجام هر کاری باید تفکر کنم. آقای مهندس در صحبت‌هایشان می‌فرمایند افراد جاهل کسانی هستند که ابتدا کاری را انجام می‌دهند و بعد فکر می‌کنند و می‌گویند: چرا این کار را انجام دادم؟ و این باعث ایجاد مشکلات زیادی برای خودشان و اطرافیانشان می‌شود.
اما انسان عاقل ابتدا تفکر می‌کند و سپس اقدام می‌کند.
این همان چیزی است که در آموزش‌های کنگره، نوشتارها، جزوات و وادی‌ها به ما آموزش داده می‌شود. من یاد گرفتم که تفکر داشته باشم.
دوستان، هیچ انسانی بد نیست؛ بلکه بسیاری از انسان‌ها آموزش ندیده‌اند و باید آموزش ببینند تا بتوانند به تکامل برسند.
قبل از ورود به کنگره، حدود دو سال در کلاس‌های انگیزشی شرکت می‌کردم. افرادی که آنجا صحبت می‌کردند، از نظر فن بیان بسیار قوی بودند و گاهی صحبت‌هایشان تأثیر زیادی روی من می‌گذاشت. انرژی زیادی دریافت می‌کردم و با خودم می‌گفتم از فردا این کار را انجام می‌دهم و آن کار را شروع می‌کنم، اما وقتی به خانه می‌رفتم، توان انجام آن را نداشتم.
بعدها فهمیدم دلیلش این بود که تغییر واقعی در درون من اتفاق نیفتاده بود و تزکیه و پالایش صورت نگرفته بود.
کنگره شصت دقیقاً در همین مسیر حرکت می‌کند؛ یعنی کمک می‌کند انسان تغییر کند و این تغییر با آموزش و کاربردی کردن آموزش‌ها اتفاق می‌افتد.
وقتی به وادی پنجم رسیدم، متوجه شدم قبل از کنگره خواسته‌ها و آرزوهای زیادی داشتم، اما نمی‌توانستم به آن‌ها برسم. همیشه از خودم می‌پرسیدم چرا نمی‌شود؟ چه چیزی مانع رسیدن من به خواسته‌هایم است؟
در کنگره پاسخ بسیاری از این سؤال‌ها را پیدا کردم.
یاد گرفتم برای رسیدن به خواسته‌های معقول، ابتدا باید از ضد ارزش‌ها فاصله بگیرم. نمی‌شود با مواد اولیه قرمه‌سبزی، قیمه درست کرد. نمی‌شود بذر نامناسب کاشت و انتظار محصول خوب داشت.
هر چیزی که بکاریم، همان را برداشت می‌کنیم. اگر باد بکاریم، طوفان برداشت خواهیم کرد.
پس باید تغییراتی در درون انسان ایجاد شود؛ همان تصفیه و پالایشی که در وادی پنجم به آن اشاره می‌شود. زمانی که این تغییرات اتفاق بیفتد، انسان می‌تواند به خواسته‌های معقول خود نزدیک شود.
وادی پنجم به ما آموزش می‌دهد که تمام آموزش‌هایی را که در کنگره دریافت می‌کنیم، باید کاربردی کنیم. همان‌طور که آقای مهندس در صحبت‌هایشان اشاره کرده‌اند، اگر تفکرات و خواسته‌های خود را به مرحله عمل نرسانیم، هیچ‌گاه به نتیجه نخواهیم رسید.
بیشتر از این وقت جلسه را نمی‌گیرم. صحبت بسیار زیاد است. من قبل از جلسه فکر می‌کردم شاید نتوانم صحبت کنم؛ حتی نیم ساعت قبل از شروع جلسه با خودم می‌گفتم چگونه صحبت کنم؟ اما زمانی که شروع کردم، دیدم مطالب زیادی در ذهنم روشن شد و شاید بتوانم تا صبح صحبت کنم.
این حس خوب، به دلیل فعال شدن سیستم شبه‌افیونی و خمر طبیعی بدن است و واقعاً لذت‌بخش است.
امیدوارم تمام سفر اولی‌ها این حس، این استرس و این هیجان شیرین خدمت کردن را تجربه کنند.
از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، بسیار سپاسگزارم.

تایپ و ویرایش :مسافر میلاد لژیون دوم

بارگزاری و ارسال :مسافر یوسف لژیون دوم

مرزبان خبری:مسافر مجید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .